
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
تحلیل نسبت میان موضوع و اوصاف در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و اقسام آن یعنی جعل بسیط و جعل مرکب میپردازند. بحث با بررسی چگونگی تعلق افاضه از ناحیه مبدأ هستی به مجعولات آغاز میشود و با نقد دیدگاههای نادرست درباره تقرر اشیاء پیش از تعلق جعل، ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، تمایز میان جعل بسیط که به نفس وجود شیء تعلق میگیرد و جعل مرکب که به اتصاف موضوع به اوصاف و عوارض مربوط است، میباشد. در ادامه، ضمن نقد تصورات ذهنی درباره نسبت و صیرورت، بر این نکته تأکید میشود که کار جاعل بر اساس علم عنائی و حسابوکتاب دقیق است. در نهایت، با اشاره به لزوم پرهیز از تحجر فکری و تقدسبخشیهای کاذب به اشخاص، بر ضرورت محوریت «حق» در تمامی اندیشهها و اعتقادات تأکید شده و جایگاه واقعی مرجعیت در پرتو متابعت از حقیقت تبیین میگردد.
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
1درس چهارصد و هشتاد و سوم
بحث راجع به متعلق جعل (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
راجع به مجعول و متعلق جعل قبلاً صحبتهایی در بحث اصالت وجود و اشتراک وجود و در مباحث تشخص وجود بیان شده اما بحثی که مستقل باشد و تعلق افاضه را از ناحیۀ مبدأ به آن مجعول بیان کند این بحث مستوفات را طبعاً مرحوم آخوند به تأخیر انداختند و در اینجا به آن پرداختند.
راجع به حقیقت تعلق بر ربط میفرمایند که با توجه به مسائل گذشته دو نحو جعل در اینجا متصور است؛ یکی جعل بسیط و یکی جعل مرکب که اینها صحبتش بیان شد. عرض جعل بسیط مثل مفاد کان تامه است که نفس وجود در تعلقش به ماهیات از او تعبیر به جعل بسیط میشود و اما لحوق عوارض و اتصاف موضوع به صفات، از او تعبیر به جعل مرکب میشود.
اشکالی که در اینجا مطرح کردند همانطوریکه در جلسۀ گذشته عرض شد از آنجایی که عدهای نتوانستند آن حقیقت اضافۀ اشراقیه که یک طرف دارد و طرف دیگر او که عین تحقق خارجی است این را بهنحو مستوفات ادراک کنند جعل مرکب را منافی با آن اضافۀ اشراقیه پنداشتند و تصور کردند که جعلی جز جعل بسیط وجود ندارد. زیرا همانطوریکه مرحوم شیخ میفرمایند: ما جَعَلَ اللَهُ المِشمِشَةَ مِشمِشَةً بَل أوجَدَها،1 در جعل مرکب نیز همین قاعدۀ شیخ را آمدند لحاظ کردند درحالیکه نظر مرحوم شیخ در آنجا به مجعولیت وجود است، نه به تقرر ماهیت قبل از جعل در عالم تقرر و ثبوت ماهیت قبل از تعلق جعل که شیخ میفرمایند: قبل از اینکه جعلی تعلق بگیرد و اراده و افاضهای نسبت به مجعول محقق بشود، عدم مطلق حاکم است نهاینکه شیء بین عدم و بین وجود بهعنوان تقرر ثابت است و آن ارادۀ پروردگار نسبت به او تعلق بگیرد.
در واقع یک نوعی از صورت آن تعین خارجی در عالم تقرر و تعینات در عالم صور، همانطور که اگر یک نقشهای از یک ساختمان در دست معمار یا مهندس باشد بر طبق آن نقشه آن بنا را میسازند؛ دیوار را در اینجا قرار میدهد آهن را در آنجا قرار میدهد در را در اینجا قرار میدهد و بر طبق آن نقشهای که ترسیم شده [کار میکند] ولکن هنوز آن بنا مهیا نشده است. یک همچنین مسئلهای را قائلین به اصالت ماهیت و مجعولیت شیء قبل از تعلق جعل قائل هستند. این مطلب بسیار مطلب سخیفی است و خیلی توالی فاسده دارد.
- . شرح منظومه، شهید مطهری، ج 1، ص 209؛ امام شناسی، ج 1، ص 114.
