
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
تحلیل نسبت میان موضوع و اوصاف در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و اقسام آن یعنی جعل بسیط و جعل مرکب میپردازند. بحث با بررسی چگونگی تعلق افاضه از ناحیه مبدأ هستی به مجعولات آغاز میشود و با نقد دیدگاههای نادرست درباره تقرر اشیاء پیش از تعلق جعل، ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، تمایز میان جعل بسیط که به نفس وجود شیء تعلق میگیرد و جعل مرکب که به اتصاف موضوع به اوصاف و عوارض مربوط است، میباشد. در ادامه، ضمن نقد تصورات ذهنی درباره نسبت و صیرورت، بر این نکته تأکید میشود که کار جاعل بر اساس علم عنائی و حسابوکتاب دقیق است. در نهایت، با اشاره به لزوم پرهیز از تحجر فکری و تقدسبخشیهای کاذب به اشخاص، بر ضرورت محوریت «حق» در تمامی اندیشهها و اعتقادات تأکید شده و جایگاه واقعی مرجعیت در پرتو متابعت از حقیقت تبیین میگردد.
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و اقسام آن یعنی جعل بسیط و جعل مرکب میپردازند. بحث با بررسی چگونگی تعلق افاضه از ناحیه مبدأ هستی به مجعولات آغاز میشود و با نقد دیدگاههای نادرست درباره تقرر اشیاء پیش از تعلق جعل، ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، تمایز میان جعل بسیط که به نفس وجود شیء تعلق میگیرد و جعل مرکب که به اتصاف موضوع به اوصاف و عوارض مربوط است، میباشد. در ادامه، ضمن نقد تصورات ذهنی درباره نسبت و صیرورت، بر این نکته تأکید میشود که کار جاعل بر اساس علم عنائی و حسابوکتاب دقیق است. در نهایت، با اشاره به لزوم پرهیز از تحجر فکری و تقدسبخشیهای کاذب به اشخاص، بر ضرورت محوریت «حق» در تمامی اندیشهها و اعتقادات تأکید شده و جایگاه واقعی مرجعیت در پرتو متابعت از حقیقت تبیین میگردد.
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
7الجعلُ إمّا بسیطٌ و هو إفاضةُ نفسِ الشیءِ متعلقٌ بِذاتِه مقدسٌ عن شوبِ ترکیبٍ.
جعل یا بسیط است یا [مؤلَّف است]. جعل بسیط به چه میگویند؟! به افاضۀ نفس شیء که خود نفس شیء افاضه بشود نه صفاتش و نه عوارضش و نه لواحقش. این جعل تعلق به ذات شیء دارد و ترکیب در آنجا راه ندارد. خود زید مجعول میشود خود عمرو مجعول میشود خود کتاب مجعول میشود؛ حالا کاری به صفاتشان نداریم. شوب ترکیب در این جعل بسیط راه ندارد. مرکب نیست. صفات و کیفیات و خصوصیات در اینجا لحاظ نمیشود.
و إمّا مؤلفٌ و هو جعلُ الشیءِ شیئاً و تصییرُه إیّاه و الأثرُ المترتبُ علیه هو مفادُ الهلیّةِ الترکیبیةِ الحملیةِ .
یا مؤلف است. مؤلف چیست؟ یک موضوعی متلبس به وصفی بشود یک شیء موجودی متصف به وصفی از اوصاف بشود و به آن کیفیت برگردد و آن اثری که مترتب بر جعل مرکب است همان مفاد کان زیدٌ عالماً، کان زیدٌ کاتباً و امثالذلک است.
فَیَستَدعی طرفین مجعولاً و مجعولاً إلیه و مَن ظنَّ أنَّ ذلکَ أیضاً یَرجع بِالأخرةِ إلى جعلٍ بسیطٍ یَتعلَّقُ بِشیءٍ واحدٍ کَنفسِ التَّلبُس أو الصّیرورة أو الاتِّصافِ أوِ اتصافِ الاتِّصاف أو شِبهِ ذلکَ فی بعضِ المراتب فَقط أخطَأ.
[در جعل بسیط و مؤلف] دو طرف میخواهد؛ مجعول و مجعول إلیه. کسی را که گمان رفته است بالأخره جعل مؤلف باید به جعل بسیطی [که متعلق شیء واحد است] برگشت داده شود مثل نفس تلبس موضوع به این لُبْس، کسی لَبْس نخواند؛
لَلُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرَّ عَینی *** أحَبُّ إلَیّ مِن لُبسِ الشُّفوفِ1 آن لَبس به معنای اشتباه است، البته ریشهاش یکی است و هردو به معنای پوشش است؛ چون لَبس به معنای اشتباه است چون اشتباه پوششی است که روی حقیقت را میگیرد و آن را از دیدگان انسان مخفی میکند لذا به آن لَبس میگوید.
... أو الصّیرورة أو الاتِّصافِ ... [یا صیرورت یا اتصاف]، اینها همه یکی است و فرق نمیکند. أوِ اتصاف الاتِّصاف یعنی خود آن کیفیت متصف به یک شیء بشود؛ کیفیت حسن و کیفیت غیر حسن. خود کیف که وصف برای موضوع است خود آن کیف هم ممکن است برایش وصف آورده بشود. أو شِبهُ ذلکَ در بعضی از مراتب این شخص خطا کرده است.
- . المختصر، ابوالفداء، ج ١، ص ١٩٢.
مطلع انوار، ج ١١، ص ٢٩٣: «[در ناسخ التّواریخ، مجلّدات حضرت سجّاد علیه السّلام، جلد ٣] در صفحه ٢٤ و ٢٥ گوید:
”مادر یزید را از بادیه برای معاویه آوردند. مادرش مَیسون دختر بَجْدَل بن أنیف کلبیه است.“
صاحب جامع الشّواهد گوید: ”چون میسون را از بادیه آوردند و به یزید آبستن شد، سینهاش تنگی گرفت و در اندوه شد. معاویه گفت: در نعمتی عظیم هستی و قدر آن را نمیشناسی!“میسون این ابیات را إنشاد کرد:
لَلُبسُ عَباءَةٍ و تَقَرَّ عَینی *** أحَبُّ إلَیّ مِن لُبسِ الشُّفوفِ ***
*** . ترجمه: «اینکه عبای (خشن و پشمین) به تن کنم ولی خوش باشم و چشمم روشن باشد برای من محبوبتر است از اینکه لباسهای نازک بپوشم (و دیبا و حریر در اینجا دربر کنم)!» (محقق)
- . المختصر، ابوالفداء، ج ١، ص ١٩٢.
