
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
تحلیل نسبت میان موضوع و اوصاف در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و اقسام آن یعنی جعل بسیط و جعل مرکب میپردازند. بحث با بررسی چگونگی تعلق افاضه از ناحیه مبدأ هستی به مجعولات آغاز میشود و با نقد دیدگاههای نادرست درباره تقرر اشیاء پیش از تعلق جعل، ادامه مییابد. محور اصلی این گفتار، تمایز میان جعل بسیط که به نفس وجود شیء تعلق میگیرد و جعل مرکب که به اتصاف موضوع به اوصاف و عوارض مربوط است، میباشد. در ادامه، ضمن نقد تصورات ذهنی درباره نسبت و صیرورت، بر این نکته تأکید میشود که کار جاعل بر اساس علم عنائی و حسابوکتاب دقیق است. در نهایت، با اشاره به لزوم پرهیز از تحجر فکری و تقدسبخشیهای کاذب به اشخاص، بر ضرورت محوریت «حق» در تمامی اندیشهها و اعتقادات تأکید شده و جایگاه واقعی مرجعیت در پرتو متابعت از حقیقت تبیین میگردد.
تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب
3ولی خود این کتاب فیحدّنفسه در ارتباط با این الفاظ هیچگونه تقیدی ندارد؛ ارتباطش ارتباط لابشرط است آن جعل میآید از بین این کلمات این نحوه ترکیب را روی این کتاب قرار میدهد. بنابراین ما در اینجا کتاب را داشتیم، از جعل کتاب فارغ شدیم، یک چیز در اینجا بیشتر نداریم که آن عبارت از حروف است و از بین این ترکیبهای حروف این ترکیب را این چاپخانه و دستگاه چاپ میآید روی این کتاب قرار میدهد، اینهم جعل بسیط میشود دیگر یعنی همانطوریکه جعل خود این کتاب بسیط بود و موجودیت این کتاب بهواسطۀ تعلق جعل در خارج تعین پیدا کرد همینطور حروف و رنگش و بقیۀ آن چیزهایی که به آن تعلق گرفت هم اینطور بود.
تعریف نسبت
مرحوم آخوند نسبت به این مسئله ایراد وارد میکند و میفرمایند: نسبت امری نیست که بخواهد جعل به او تعلق بگیرد، نسبت عبارت از یک اعتبار ذهنی است که ذهن بین موضوع و محمول آن نسبت را ایجاد میکند. نسبت چیزی در خارج نیست. آنچه که در خارج داریم کتاب است و اوصاف است و عوارض است اما نسبت بین کتاب و وصف در خارج وجود ندارد که آن جاعل در اینجا بیاید این وصف را حمل بر او کند به نسبت بین این دو. بعد از اتصاف موضوع به این عرض، ما بین این کتاب و وصف به جعل جاعل نسبت برقرار میکنیم والاّ خودش فیحدّنفسه نسبتی ندارد.
پس جعل به چه خورده است؟! جعل که نمیتواند به چیزی که در عالم خارج تحقق ندارد بخورد. اگر جاعل میخواهد موضوعی را متصف به وصفی بکند باید آن وصف را در ابتدا درنظر بیاورد نهاینکه همینطور علی شیر خدایی کار کند! کار جاعل با کار ما فرق میکند! کار جاعل روی حسابوکتاب است! او میگوید: این باید سفید باشد، این سیاه باشد، این سبز باشد، این اینقدر باید استعداد داشته باشد، آن اینقدر حافظه داشته باشد و... یکییکی آنچه که در این عالم تحقق پیدا میکند از اَشکال، انواع، استعدادها، صور نوعیه و اوصاف، تمام اینها [روی حسابوکتاب است].
