
تبیین حقیقت جعل و کیفیت تعلق اراده الهی
تفاوت جعل بسیط و جعل مؤلف در تحقق اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «جعل» و نحوه تعلق اراده پروردگار بر تحقق اشیاء میپردازند. بحث با تعریف جعل به معنای اراده الهی برای تحقق خارجی آغاز شده و با بررسی دیدگاههای فلاسفه در باب اصالت وجود و اصالت ماهیت ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان «جعل بسیط» و «جعل مؤلف» تشریح میشود؛ به این معنا که جعل بسیط به نفس ذات و ذاتیات شیء تعلق میگیرد و مستغنی از ترتب است، در حالی که جعل مؤلف مربوط به عوارض و اوصاف لاحقه است. این سخنرانی با نقد دیدگاههای متکلمین درباره عالم تقرر و تأکید بر عدم انفکاک تقوم از وجود مطلق، مسیر فهم دقیق رابطه میان اراده الهی و موجودات خارجی را برای مخاطب روشن میسازد تا درک صحیحی از نحوه تحقق تکوینی اشیاء حاصل شود.
تبیین حقیقت جعل و کیفیت تعلق اراده الهی
1درس چهارصد و هشتاد و پنجم
بحث راجع به متعلق جعل (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ثُمَّ إنَّ الجعلَ المُؤلفَ یَختصُّ تَعلقُهُ بِالعَرضیاتِ اللاحِقةِ لِخلوِّ الذّاتِ عَنها بِحسبِ الواقِعِ و لا یَتصوَّرُ تَخلّلُهُ بَینَ الشَیءِ و نَفسِهِ أو بَینَ الشَیءِ و ذاتیاتِهِ کَقولِنا الإنسانُ إنسانٌ و الإنسانُ حیوانٌ لأنَّ کَونَ الشَیءِ إیّاه أو بَعضَ ذاتیاتِهِ ضَروریٌ و الضَروریُ مُستغنٍ عَنِ الجاعلِ.1
اگر در نظر رفقا باشد در جلسات قبل راجع به مسئلۀ جعل و کیفیت تعلقش مطالبی عرض شد و آنطور که بهنظر میرسد عرض شد که در پایان این مبحث راجع به مسئلۀ جعل نظر خودمان را میگوییم. آنطور که در بین فلاسفه و متکلمین مطرح شده است، در قضیۀ جعل مسئله به تعلق اراده [برمیگردد]، حالا ما جعل را کلمه و لغتش را عوض کنیم و به اراده تبدیل کنیم که برای فهم عقول اسهل باشد. اسم تعلق اراده به تحقق یک شیء را جعل بگذاریم. مجعولیت یعنی امری که مورد ارادۀ پروردگار و مورد ارادۀ علت قرار گرفته است. وقتی که انسان اراده میکند یک امری را در خارج انجام بدهد، به آن اراده جعل گفته میشود و به مرید جاعل گفته میشود.
معنای جعل در قرآن کریم
در قرآن هم داریم: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗا﴾،2 ﴿جَاعِلُكَ﴾؛ یعنی ارادۀ من بر این مسئله تعلق گرفته است؛ اراده برای تحقق خارجی! ﴿إِنِّي جَاعِلٞ فِي ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةٗ﴾؛3 یعنی ارادۀ من بر تحقق این مسئله که در خارج خلیفه بهوجود بیاورم تعلق گرفته است. ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗا﴾؛ ارادۀ من تعلق گرفته است بر اینکه تو را به مرتبۀ امامت برسانم؛ یعنی یک امری را که نیست، آن امر را در خارج محقق کنم. توجه کنید نسبت به این نکتهای که روی آن دقت میکنم. امری را که نیست! چون امامت در حضرت ابراهیم منتفی بود و حضرت ابراهیم از اول که امام نبود بلکه از اول یک فرد عادی بود و بعد مقام نبوت پیدا کرد و بعد مقام رسالت پیدا کرد و بهواسطۀ امتحانات و اختباراتی که خداوند متعال از ایشان گرفت و از آن امتحانات سرافراز بیرون آمد، آن موقع خطاب آمد: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامٗا﴾! چیزی که تابهحال در تو نبوده است، من میخواهم او را در تو محقق کنم. این معنا معنای جعل است. پس جعل عبارت است از ارادۀ پروردگار بر تحقق امری که آن امر وجود خارجی نداشته است و وجود خارجی ندارد. در بین فلاسفه و بهطورکلی بعد از آنها متکلمین، این مسئله مطرح بوده است و حتی حکمای قبل از مرحوم صدرالمتألهین تا آنجا که یادم هست ظاهراً در کلمات شیخ اشراق این قضیه مطرح شده است حالا شما نگاه کنید، مثل اینکه ایشان این مسئله را مطرح کرده است که جعل را به ماهیات متعلق کرده است و ظاهراً قبل از ایشان نبوده است گرچه در کلمات بعضی مثل بوعلی و اینها نقل میکنند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 397.
- . سوره بقره (2) آیه 124. امام شناسی، ج 1، ص 127:
«حال من تو را بر مردم امام قرار دادم.» - . سوره بقره (2) آیه 30. الله شناسی، ج 2، ص 171:
«من در روى زمین قراردهندۀ جانشین مىباشم!»
