اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت جعل و تعلق اراده الهی به اشیاء

تحلیل تفاوت دیدگاه اصالت وجود و اصالت ماهیت در خلقت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت جعل و تعلق اراده و مشیت الهی به پدیده‌های عالم می‌پردازند. بحث با این پرسش بنیادین آغاز می‌شود که اراده پروردگار در مقام ایجاد، به چه چیزی تعلق می‌گیرد؛ چراکه پیش از تعلق اراده، اشیاء وجود خارجی نداشته‌اند و پس از آن، پدیده‌ای حادث شده است. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس ذهنی، تفاوت میان «طرد عدم» و «ایجاد وجود» بررسی شده و چالش‌های عقلیِ پیش روی قائلین به اصالت وجود و اصالت ماهیت در تبیین کیفیت جعل واکاوی می‌شود. استاد با نقد دیدگاه‌های رایج، به این نتیجه می‌رسند که چگونه اصالت ماهوی‌ها برای فرار از محذوراتی همچون «تحصیل حاصل» و «عدم سنخیت بین علت و معلول»، جعل را به ماهیت نسبت می‌دهند. این جلسه در واقع مقدمه‌ای برای ورود به مباحث عمیق‌تر در تبیین کیفیت افاضه و اضافه اشراقیه حق‌تعالی به موجودات است.

کیفیت جعل و تعلق اراده الهی به اشیاء

3
  • حالا صحبت ما این است یکی‌یکی همین‌طور عدم‌ها ازبین می‌رود؛ دوتا دستشویی داشته باشد، دوتا حمام داشته باشد، یک آشپزخانه داشته باشد، حیاطش صد متر باشد، بالکنش چقدر باشد، ارتفاعش چقدر باشد و یک‌یک این اوصافی را که من برای رفقا توضیح می‌دهم، هر توضیحی یک عدم را نفی می‌کند و یک وجودی را به جایش می‌نشاند تا وقتی که نقشۀ این بنا تکمیل بشود. حالا که تکمیل شد مهندس می‌آید آن نقشه را قشنگ روی کاغذ می‌آورد و می‌گوید: آقاجان این بنائی که شما می‌خواهید دارای این مساحت است، این‌قدرش حیاط است، این‌قدرش بنا است، این‌قدرش گاراژ است، سقفش این‌قدر است، آشپزخانه‌اش کجاست و... همۀ اینها را توضیح می‌دهد، شما می‌گویید: من همین را می‌خواهم و این را اجرا کن.

  • ایجاد وجود، طارد عدم

  • حالا صحبت این است که آیا این وجودهایی که یکی پس از دیگری در ذهن ما آمد آیا این وجودها طارد عدم نبود؟! بود. ولی آیا همان عدم مبدل به وجود شد؟! نه، عدم که مبدل به وجود نمی‌‌شود، عدم که چیزی نیست تا تبدیل به وجود بشود. وقتی که من به شما می‌گویم: یک نقشۀ بنا را در ذهن بیاوید، شما یک نقشۀ بنا را به‌عنوان مبهم در ذهن آورید. آیا عدم را تبدیل به وجود کردید یا وجود را ایجاد کردید؟ به عدم چه‌کار دارید. وقتی وجود ایجاد بشود عدم هم طرد می‌شود. الآن ذهن من نسبت به تصورات خالی است. یک‌مرتبه می‌نشینم یک تصور می‌کنم؛ من که الآن به منزل می‌روم گفته‌اند که وقتی می‌آیی باید با خودت نان بیاوری. اینکه الآن در ذهنم آمد باید مواظب باشم وقتی که به منزل می‌روم کنار نانوایی بایستم یک نان بخرم و به منزل ببرم. اینکه الآن در ذهن من آمد خب قبلاً نبود. آیا نبود را من تبدیل به تصور کردم؟! خب نبود چیزی نیست که تبدیل بشود. نبود اصلاً چیزی هست که تبدیل بشود یا نه؟ این کتاب رنگش سبز است و شما برمی‌دارید رنگش را قرمز می‌کنید. خب این کتاب هست و رنگش را عوض می‌کنید. وقتی رنگش را قرمز کردید دوباره تبدیل به سیاه می‌کنید. این رنگ را تبدیل کردید. یک چیزی هست به‌عنوان کتاب و شما رنگش را عوض می‌کنید. یک چیزی هست به‌عنوان کتاب شما برمی‌دارید صورتش را عوض می‌کنید. الآن کتاب هست بعد برمی‌دارید این را می‌سوزانید خاکسترش می‌کنید. بالأخره خاکستر است. خاکستر را خمیر می‌کنید بعد دوباره ذغالش می‌کنید. یک ماده وجود دارد، تغییر و تحولات را ما روی آن ماده ایجاد می‌کنیم ولی عدم چیزی نیست تااینکه تبدیل به صورت بشود.