
جعل و اصالت ماهیت در فلسفه
بررسی تفاوت دیدگاههای اصالت وجود و اصالت ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز میشود که جعل را متعلق به وجود میدانند و در ادامه، چالشهای ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آنها به اصالت ماهیت شده است، بررسی میگردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باریتعالی، به این پرسش پاسخ میدهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق میگیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن میگردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گرههای ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند میخورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.
جعل و اصالت ماهیت در فلسفه
1درس چهارصد و هشتاد و هفتم
جعل در کلام اصالة الماهویها و اصالة الوجودیها (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَجُمهورُ المشّاءینَ ذَهبوا کَما هو المشهورُ إلى أنَّ الأثرَ الأولَ لِلجاعلِ هو الوجودُ المعلولُ و فَسَّرَه المتأخرونَ بِالموجودیةِ.1
اگر در نظر رفقا باشد در جلسۀ قبل عرض شد که نسبت به مسئلۀ جعل باید قدرى بیشتر دقت کرد و اختلافى را که در مسئلۀ اصالت وجود و اصالت ماهیت بین فلاسفه موجود هست مطلب را نسبت به مسئلۀ جعل به یک نحو دیگرى بررسى کرد.
خدمت رفقا عرض کردم اینکه بین فلاسفه و مشّائین معروف و مشهور است که جعل به وجود مىخورد، به مقتضاى مبناى اصالت وجودِ خود آنها باید در آن دقت کرد که منظور آنها از تعلق جعل به وجود چیست. شکى نیست که وجود، وجود منبسط و بسیط و مجرد است و جعل عبارت از تشکل و تعین خارجى در محدودیت خاص نسبت به موارد مختلفۀ از مجردات و مکوّنات است یعنى از مادیات در مراتب مختلفۀ خودشان، حالا چه در مرتبۀ معنا باشد که عالم عقول باشد و چه مرتبۀ صور باشد که عالم برزخ است یا مراتب ماده باشد که عالم هیولا و صورت است. اینکه مىگویند: جعل به وجود مىخورد و وجود را در خارج محقق مىکند مگر وجود در خارج نبود؟! یک وجود که بیشتر نداریم آنهم عبارت از وجود حق متعال است و آنهم وجود مجرد است حتى بسیاری از قائلین به اصالت ماهیت در مورد حق متعال قائل به وجود هستند منتها نسبت به سایر مخلوقات قائل به اصالت ماهیت هستند گرچه بعضیها هم در مورد خدا قائل به اصالت ماهیت هستند ولی اکثر اینطور نیستند چون توالی فاسد اصالت ماهیت در مورد مبدأ اول اقتضاء کرده که نسبت به او قائل به اصالت وجود باشند.
علىٰکلّحال در مورد حق متعال این وجودى که هست قائلین به اصالت وجود در آنجا چه مىگویند؟! مگر مىشود چیزى را که هست دوباره موجود کرد؟! وقتى که این لیوان در دست من هست دیگر وجود مجدد مستحیل است. خب هست! وقتى که این کتاب موجود شد دیگر وجود مجدد مستحیل است و تحصیل حاصل مىشود. پس این جعلى که مىگویند به وجود مىخورد به کجاى وجود میخورد؟! وجود که خودش هست و هرجا که وجود باشد در آنجا تعین است. وجود مساوق با تعین و مساوق با تشخص است. تعین مساوق با وجود و تشخص هم مساوق با وجود است چون وجود احدیت وجود متعین است لذا وجود او وجود احدیت است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 398.
