اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات

تحلیل جعل ذاتی و تبعی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به ماهیات و ذاتیات اشیاء می‌پردازند. بحث با طرح یک توهم آغاز می‌شود که آیا با جعلِ یک ذات، ذاتیات آن نیز نیازمند جعلِ مستقل و جداگانه هستند یا خیر. ایشان با تفکیک میان جعل ذاتی و جعل تبعی، توضیح می‌دهند که جاعلِ حکیم، تنها به نفسِ ذات تعلقِ اراده می‌گیرد و ذاتیات و لوازم آن، به تبعِ همان جعلِ واحد، در خارج محقق می‌شوند. در ادامه، تفاوت این مسئله با ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چرا در ضرورت ازلیه، هیچ‌گونه احتیاجی به جعل وجود ندارد، اما در ضرورت ذاتیه، ذاتیات به واسطه جعلِ ذات، مجعولِ بالعرض محسوب می‌شوند. در نهایت، دیدگاه محقق دوانی و برداشت او از مکتب اشراقیین نقد شده و بر وحدتِ جعلِ الهی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات

1
  • درس چهارصد و هشتاد و هشتم

  • تقریر کلام مرحوم آخوند نسبت به عدم تعلق جعل به لوازم ماهیت به جعل ذاتی (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و لا یَتوَهَّمَنَّ أنَّ کونَ الذّاتِ ذاتاً لَمّا کانَ مُتفرِّعاً عَلى نَفسِ الذّاتِ و الذّاتُ مَجعولةٌ مُحتاجةٌ إلى الجاعلِ فَیکونُ هذهِ النِّسبةُ أیضاً محتاجاً إلى الجاعلِ و مَجعولةً لَه و کَذا کونُها موجودةً عَلى هذهِ الطَّریقةِ یَحتاجُ إلى الجَعلِ السّابقِ المُتعلقِ بِنفسِ الماهیة.1

  • مرحوم آخوند در بحث تعلق جعل به ماهیات و ذات فرمودند که جعل به ذاتیات یک ذات تعلق نمی‌گیرد تعلق جعل به ذاتیات تعلق جعل بالعرض است اما جعل ذاتاً و أولاً‌بلاأول به نفس ذات و شیء تعلق می‌گیرد و شیئیت شیء را مجعول می‌کند یعنی خود شیئیت شیء و آن انسانیت انسان که عبارت از همان حیوان ناطق بودن است، به نفس ارادۀ پروردگار بر انسان آن حیوان ناطق بودن هم مجعول خواهد شد اما نه‌اینکه وقتی که خدا انسان را انسان می‌کند یعنی لباس وجود در خارج به آن می‌دهد بعد می‌آید و این ذاتیات را برای انسان شمرده‌شمرده و مفصلاً جعل می‌کند و می‌گوید که ای انسان من تو را حیوان قرار دادم. می‌گوییم که اینکه برای همه همین‌طور است. بعد می‌گوید که ای انسان من تو را ناطق قرار دادم. می‌گوییم که نه بابا! ناطق کجا پیدا می‌شود؟! موقع ناطق که شد کیسه‌ات کم آمد! آخر نمی‌شود اول ناطق باشد بعد حیوان باشد! خدا وقتی که یک انسانی را خلق می‌کند و جعل به او تعلق می‌گیرد اول حیوانیت را به او می‌دهد بعد آن‌وقت اگر در کیسه‌اش از ناطقیت چیزی بود می‌دهد و اگر هم نبود می‌گوید که بلند شوید راه بیفتید! خلاصه خیلی راحت است! گفت:

  • عاقل مشو تا غم دیوانگان خوری***دیوانه شو تا غم تو عاقلان خورند2
  • گاهی اوقات آن‌طور بهتر است!

  • این جعل حیوان و جعل ناطق به جعل مجدد نیست بلکه نفس انسان را انسان قرار دادن به معنای حیوان و ناطق قرار دادن است و به معنای اتصاف انسان به حیوان ناطق است. ما می‌گوییم: الإنسانُ حیوانٌ ناطقٌ حیوان و ناطقیت را بر انسان حمل می‌کنیم. اینکه انسان متصف به ناطقیت و حیوانیت است این از کجا آمده است؟ چه اراده‌ای به این تعلق گرفته که این انسان متصف به این شده است؟ نفس همان انسانیت که زاییدۀ از او ناطقیت و حیوانیت است. بنابراین توهمی که در اینجا مرحوم آخوند می‌خواهند به آن اشاره کنند آن توهم این است که اگر یک شخصی بیاید بگوید که اتصاف انسان به ذات و ذاتیات مترتب بر خود ذات است که انسانیت باشد، وقتی که انسان مجعول می‌شود پس باید ذاتیاتش هم مجعول بشود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 398.
    2. . منسوب به شجاع کاشی.