
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
بررسی دیدگاه اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل به ماهیت و ذاتیات آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه محقق دوانی آغاز میشود که تصور میکرد قائلین به اصالت ماهیت، جعل را مستقلاً به تکتک ذاتیات و لوازم ماهیت نسبت میدهند. استاد با رد این تصور، توضیح میدهند که در اصالت ماهیت، جعل به خود ماهیت تعلق میگیرد و ذاتیات و لوازم آن به تبعِ جعلِ بسیطِ ماهیت، مجعول واقع میشوند. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و ساده، تفاوت میان جعلِ بسیطِ یک مجموعه و جعلِ تکتک اجزای آن روشن میشود. در نهایت، این بحث به قاعده مجعولیت وجود نزد مشاییون پیوند میخورد تا مشخص شود که در حملِ شیء بر خودش، نیازی به جعلِ مجدد نیست و نفسِ جعلِ ماهیت یا وجود، برای تحقق ذاتیات کافی است. این مباحث مقدمهای برای ورود به تحلیل عمیقترِ حقیقتِ جعل در جلسات آینده است.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
2فرق ماهیت مجعول با غیر مجعول
در مورد اصالة الماهیه میگویند که ما در خارج چیزی به نام وجود نداریم و هرچه در خارج هست ماهیات است و مثل سراب است ولی بین این ماهیات و بین ماهیتی که جعل به آن تعلق نگرفته خیلی تفاوت است. ماهیتی که به آن جعل تعلق نگرفته صرفاً یک تصور ذهنی است ولی ماهیتی که جعل به آن تعلق بگیرد ما آن را میبینیم و به آن دست میزنیم و آن را لمس میکنیم. اگر خوردنی باشد میخوریم اگر پوشیدنی باشد میپوشیم ولی این ماهیتی که الآن ما به این ماهیت میگوییم که هست، وجود را از آن انتزاع کردیم حالا این وجود را هم انتزاع کردیم یک قرارداد لغوی است صرف استقرار و بناء لغوی است شما میتوانید به جای وجود یک اسم دیگری بیاورید ما که مناظرهای در تعبیر نداریم! حالا شما قرار یا ثبوت را بیاورید هرچه را که میخواهید بیاورید بیاورید ولی وجود واقعی اختصاص به ذات احدیت دارد و آنچه که هست همه اصالت ماهیت است.
بیان لوازم ماهیت انسان
پس وقتی که جعل به این تعلق گرفت آن اجزای این ماهیت که حیوانیت و ناطقیت باشد و همینطور لوازم آن مانند استعداداتی در انسان هست و این اختصاص به انسان دارد؛ قابلیت برای تعلّم و تربیت روحانی و نفسانی که اختصاص به انسان دارد. حیوان قابیت برای تربیت روحانی و نفسانی ندارد ولی انسان قابلیت برای تربیت، تجرد، رشد و کمال دارد تمام اینها از لوازم ماهیت انسان است. این لوازم ماهیت انسان دیگر جعل نمیشود. نفس جعل تعلق به انسان گرفت، به تبع او حیوان و ناطق و لوازم ماهیات هم همه مجعول واقع میشوند. این کلام، کلام صاحب اشراق و قائل به اصالت ماهیت بود که مرحوم آخوند از این نقطهنظر از اینها در مقابل کلام و مطلب محقق دوانی دفاع کردند که ایشان قائل به این بودند وقتی که اصالة الماهوی میگوید: جعل، این جعل را به ذاتیات میزند یعنی حیوان و ناطق مستقلاً مجعول میشوند زیرا اصالة الماهوی ماهیت را اصل میداند وَ الماهیةُ لا شیءٌ إلاّ ذاتیاتهِ و لا نَعنی بِالماهیةِ إلاّ الحیوانیةَ و الناطقیةَ و لا نَعنی بِالغَنمیةِ إلاّ حیوانیةً و الحالةِ الخاصهِ إلاّ فصلیةً و لا نَعنی بِالحماریةِ إلاّ حیوانیةً و الحالةُ الخاصةِ بِالحماریةِ و الناهقیهِ و أمثالِ ذلک.
