
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
بررسی دیدگاه اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل به ماهیت و ذاتیات آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه محقق دوانی آغاز میشود که تصور میکرد قائلین به اصالت ماهیت، جعل را مستقلاً به تکتک ذاتیات و لوازم ماهیت نسبت میدهند. استاد با رد این تصور، توضیح میدهند که در اصالت ماهیت، جعل به خود ماهیت تعلق میگیرد و ذاتیات و لوازم آن به تبعِ جعلِ بسیطِ ماهیت، مجعول واقع میشوند. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و ساده، تفاوت میان جعلِ بسیطِ یک مجموعه و جعلِ تکتک اجزای آن روشن میشود. در نهایت، این بحث به قاعده مجعولیت وجود نزد مشاییون پیوند میخورد تا مشخص شود که در حملِ شیء بر خودش، نیازی به جعلِ مجدد نیست و نفسِ جعلِ ماهیت یا وجود، برای تحقق ذاتیات کافی است. این مباحث مقدمهای برای ورود به تحلیل عمیقترِ حقیقتِ جعل در جلسات آینده است.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
3کیفیت تعلق جعل بنا بر رأی اصالة الماهوی و اصالة الوجودی
آن اصالة الماهوی در واقع میگوید که جعل به ماهیت خورده ولی منظور او جعل به ذاتیات است و به حیوانیت و آنها جعل خورده است درحالیکه مقصود او فقط ذات است یعنی از این نقطهنظر با اصالة الوجودی فرق نمیکند منتها اصالة الوجودی جعل را به وجود میزند و آن جعل را به خود ذات میزند وقتی که جعل به ذات تعلق گرفت خب طبعاً حیوان و ناطق هم به تبع او مجعول شدند نهاینکه ذات پروردگار تعلق بگیرد که از یک طرف انسان را خلق کند و از یک طرف حیوان و ناطق را خلق کند! آن خلق، خلق زائد و آن اراده، ارادۀ زائد است! بله، حیوان و ناطق را در جعل درنظر میگیرد اما نهاینکه آن دوتا را جدای از آن جعل ماهیت و مستقلاً مجعول کند. تا حیوان و ناطق را درنظر نگیرد به جای اینکه انسان را جعل کند کرّهخر درمیآید! این میگوید که مقصود من انسان و زید بود پس چرا الاغ درآمد؟! میگوید: خب ملائکه شاید عوض شده و اشتباه شده و یک طوری شده است! به قول معروف آنجا هم شاید از این خبرهایی شده که در اینجا شده شیرتوشیر شده و ملائکه میخواهند زید درست کنند یکدفعه میبینند این درآمد و دارد بعبع میکند و صدایی دیگر از او درمیآید!! خب گاهی اتفاق میافتد دیگر!! علیٰکلّحال تا جاعل این ذاتیات شیء را درنظر نگیرد خب معلول آن یک چیز دیگر درمیآید! بحثی در آن نیست ولی صحبت در این است که وقتی این ذاتیات را درنظر گرفت، از مجموع این ذاتیات چه درنظر جاعل آمد؟ روی این [مسئله] فکر کنید!
وقتی که میخواهید نقشۀ یک خانه را ترسیم کنید یا وقتی که میخواهید یک غذا درست کنید ـ حالا این راحتتر است ـ فرض کنید میخواهید یک آش درست کنید در این آشی که میخواهد درست کنید نخود، لوبیا، سبزیجات و برنج را درنظر میگیرید حالا هرچه که هست، آشها متفاوت است، وقتی که درنظر گرفتید به مهمان میگویید که در منزل ما به صرف غذا بیایید به شما آش بدهیم. آیا وقتی میگویید که به شما آش میدهیم تکتک میگویید که به شما لوبیا میدهیم یا نخود میدهیم یا نه، دیگر اینها را نمیگویید؟! یک مجموعه را به او میگویید: به شما آش میدهیم! فرض کنید میگویید که آبگوشت به شما میدهیم این یک مجموعهای دارد گوجهفرنگی، نخود، لوبیا، گوشت، پیاز، زردچوبه و فلفل و از این حرفها در آن هست.
