
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
بررسی دیدگاه اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل به ماهیت و ذاتیات آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه محقق دوانی آغاز میشود که تصور میکرد قائلین به اصالت ماهیت، جعل را مستقلاً به تکتک ذاتیات و لوازم ماهیت نسبت میدهند. استاد با رد این تصور، توضیح میدهند که در اصالت ماهیت، جعل به خود ماهیت تعلق میگیرد و ذاتیات و لوازم آن به تبعِ جعلِ بسیطِ ماهیت، مجعول واقع میشوند. در ادامه، با استفاده از مثالهای عرفی و ساده، تفاوت میان جعلِ بسیطِ یک مجموعه و جعلِ تکتک اجزای آن روشن میشود. در نهایت، این بحث به قاعده مجعولیت وجود نزد مشاییون پیوند میخورد تا مشخص شود که در حملِ شیء بر خودش، نیازی به جعلِ مجدد نیست و نفسِ جعلِ ماهیت یا وجود، برای تحقق ذاتیات کافی است. این مباحث مقدمهای برای ورود به تحلیل عمیقترِ حقیقتِ جعل در جلسات آینده است.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن
4خدا بیامرزد و رحمت کند آن وقتی که ما در حجره بودیم از این کارها میکردیم اما انصافاً غذای ما هم خوب بود ها! حاج... شما که خوردید یادتان میآید؟! خدا حفظ کند این آقای... یا بگویم که چهکارش کند، ما آن موقع غذا درست میکردیم تا بوی آن بلند میشد موقع کشیدن او میآمد بالا! ما طبقۀ سوم بودیم و ایشان طبقۀ پایین بود و دقیقاً حجرۀ ایشان زیر حجرۀ ما بود. تا بوی غذا بلند میشد میآمد! ما غذا درست نمیکردیم فقط شبهای پنجشنبه و جمعه که تعطیل بود درست میکردیم والاّ شبها ما نان و ماست میخوردیم و خلاصه از همان هم معدۀ ما به این روز افتاده است. دیگر بعد مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بر ما تحریم کردند [و فرمودند که] حرام است که شما این کار را بکنید! از جملۀ تحریمات [این بود] حالا دیگر مفصل است! لذا تا بوی غذای ما بلند میشد این آقای ... سریع بالا میآمد لذا ما یکخورده بیشتر درست میکردیم میدانستیم او بلند میشود و میآید! البته از [حجرۀ] کنار هم میآمدند، خدا آقا ... را حفظ کند، او هم میآمد. خلاصه خوش بودیم! ما هم صبر میکردیم وقتی که او غذا درست میکرد، پدرش وقتی که از شمال میآمد برای او ماهی میآورد، میفهمیدیم پدرش آمده که اوضاع و سور و سات او به راه شده ما هم نمیگذاشتیم از گلوی او پایین برود تا او درست میکرد ما پایین میرفتیم و بعد اگر میدیدیم یک چیزهای زائدی در حجرهاش هست و دیگر در حجرهاش جا ندارد آنها را با خودمان بالا میآوردیم از همان مأکولات و مرکبات و چیزها را میآوردیم و میگفتیم که حجرۀ بالا جا هست!!
حالا این آبگوشت همه چیز دارد زردچوبه و اینها هم دارد. وقتی که شما میگویید که آقا امشب منزل ما به صرف آبگوشت بیایید دوباره هم میگویید که به صرف نخود بیایید؟! میگوید که آقا یکدفعه گفتی دیگر! به صرف لوبیا بیایید! میگوید که آقا میخواهی به ما خوراک لوبیا بدهی؟ به صرف پیاز بیایید! یک لفظ میگویید و یک تعبیر میکنید. در اجزای آن تعبیر، لوبیا و نخود و اینها هم هست. دیگر دوباره به مهمان نمیگویید که بیا نخود بخور! میگوید که مگر میخواهی با ما چهکار کنی؟! آقا بیا لوبیا بخور! [میگوید که] خبری است؟! آقا بیا پیاز بخور! نه! میگویید که آقا بیا و آبگوشت بخور! وقتی که آبگوشت میخورد در آن نخود هم هست!
