اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن

بررسی دیدگاه اصالت ماهیت در برابر اصالت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل به ماهیت و ذاتیات آن می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه محقق دوانی آغاز می‌شود که تصور می‌کرد قائلین به اصالت ماهیت، جعل را مستقلاً به تک‌تک ذاتیات و لوازم ماهیت نسبت می‌دهند. استاد با رد این تصور، توضیح می‌دهند که در اصالت ماهیت، جعل به خود ماهیت تعلق می‌گیرد و ذاتیات و لوازم آن به تبعِ جعلِ بسیطِ ماهیت، مجعول واقع می‌شوند. در ادامه، با استفاده از مثال‌های عرفی و ساده، تفاوت میان جعلِ بسیطِ یک مجموعه و جعلِ تک‌تک اجزای آن روشن می‌شود. در نهایت، این بحث به قاعده مجعولیت وجود نزد مشاییون پیوند می‌خورد تا مشخص شود که در حملِ شیء بر خودش، نیازی به جعلِ مجدد نیست و نفسِ جعلِ ماهیت یا وجود، برای تحقق ذاتیات کافی است. این مباحث مقدمه‌ای برای ورود به تحلیل عمیق‌ترِ حقیقتِ جعل در جلسات آینده است.

تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیت و لوازم آن

5
  • خلاصۀ کلام مرحوم آخوند در اعتراض به محقق دوانی در باب جعل

  • قائلین به اصالة الماهیة این‌طور نیستند جناب محقق دوانی که اول خدا حیوان، ناطقیت، قابلیت برای تعلّم و سایر مسائل را درنظر گرفته و یکی‌یکی جعل او بر ناطقیت و حیوانیت و اینها قرار گرفته است. نه! اینها را درنظر گرفته، از مجموع درنظر گرفتن اینها یک صورت نوعیه برای ذات احدیت در علم ربوبی حاصل می‌شود. البته نه مثل درنظر گرفتن ما! ما از باب تقریب می‌گوییم! به آن صورت نوعیه جعل تعلق گرفت. وقتی به آنها جعل تعلق گرفت طبعاً حیوانیت و ناطقیت هم در آن هست. این لبّ کلام مرحوم آخوند در اعتراض به محقق دوانی است. حالا ببینیم عبارت چه می‌خواهد بگوید.

  • وَ قولُهم ذاتیاتُ الماهیاتِ مجعولةٌ بِعینِ جعلِها لَیسَ مَعناهُ أنَّ کونَ الإنسانِ إنساناً أو حیواناً أی مصداقُ حَملِهما علیهِ یَتعلقُ بِجعلِ الجاعلِ إیّاه .1

  • اینکه اشراقیین می‌گویند که ذاتیات ماهیات به عین جعل خود ماهیات مجعول است ـ در مقابل وجود که مجعول است اینها می‌گویند که ذاتیات ماهیات مجعول است ـ معنایش این است که این انسانیت برای انسان یااینکه حیوان بشود یعنی مصداق این دوتا بر انسان حمل بشود، این جعل جاعل به انسان تعلق گرفت اما اینکه انسان، انسان بشود یااینکه می‌گوییم که انسان حیوان بشود ناطق بشود و انسان لوازم ماهیات را داشته باشد معنایش این نیست که آن لوازم ماهیات و این محمول به جعل جداگانه برای انسان جعل بشود. نه! به همان انسان که موضوع است جعل خورده است اما اینکه حیوان یااینکه سایر، محمول برای انسان است به اینها جعل تعلق نگرفته است.

  • بَل إنَّما راموا بِه إنَّ جعلَ الماهیةِ هوَ بِعینِه جَعلُها جَعلاً بَسیطاً بَل الجعلُ البسیطُ یَتعلقُ أوّلاً بِالذاتیاتِ و المقوّماتِ ثُمَ بِالماهیةِ و اللوازمِ مُترتبةً عَلیها مِن دونِ تَعلقِ الجعلِ بِها بِالذاتِ.

  • مقصودشان این است که جعل ماهیت به عینه جعلش جعل همین ذاتیات به جعل بسیط است؛ یعنی به نفس همان جعل ماهیت ذاتیات هم مجعول هستند، نه جعل دیگر! جعل بسیط اول به ذاتیات و مقوّمات و بعد به ماهیت تعلق گرفته است، نه این‌طور نیست و لوازم بر آن ماهیات مترتب است بدون اینکه جعل به ذات به آن لوازم تعلق بگیرد. خب این توضیح مرحوم آخوند بود.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 399.