اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات

تحلیل جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان می‌پردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز می‌شود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمی‌گیرد، به سراغ ماهیت می‌رود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح می‌شود که چگونه جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاه‌های سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین می‌کنند. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که بسیاری از دلبستگی‌های انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبح‌های ذهنی و ماهیات اعتباری است.

تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات

2
  • اقسام ماهیت

  • اما دربارۀ مطلب مربوط به ماهیت هم ما می‌توانیم به یک قسمی مسئله را به همین کیفیت برگردانیم. ماهیت دو قسم است؛ یک وقت ماهیت اجمالی است و یک وقت ماهیت مشخص است. در ماهیت اجمالی مقصود از ماهیت، ماهیت مبهمه است که فقط صورت نوعیه مورد نظر مصوّر یا متصور است ولی خصوص آن ماهیت شخصیه به تعین خارجی مقصود نیست. من‌باب‌مثال مولا می‌گوید: برو یک گوسفند برای قربانی بخر. مقصود مولا و گوینده به بنده، نفس همان ماهیت نوعیۀ مبهمه است اما اینکه پشم گوسفند سیاه باشد یا سفید باشد مورد نظر نیست. وزنش هشتاد کیلو باشد یا پنجاه کیلو مورد نظر نیست. دوتا چشمانش سالم باشد یا نه مورد نظر نیست.

  • خدا مرحوم حاج میرزا حسن نوری را رحمت کند، می‌گفت که ما یک وقت یک گوسفند خریدیم بردیم خانه تا بچه‌ها با آن بازی کنند وقتی به خانه بردیم دیدیم یک چشم ندارد، گفتیم که ببریم پس بدهیم، بردیم به طرف گفتیم: آقا این گوسفند یک چشم ندارد. او گفت: ندارد که نداشته باشد، مگر می‌خواهی برایت دعا کمیل بخواند؟! چند روز نگهش می‌داری بعد می‌کشی.

  • اینجا ماهیت مبهمه مورد نظر است. اما یک وقتی آدم می‌رود بیرون می‌خواهد یک غنم از میان گلۀ اغنام انتخاب کند می‌گوید آقا آن را بیاور که [مثلاً سفید است] اینجا ماهیت مشخص است. حالا صحبت در این است که آیا جعل به ماهیت مبهمه تعلق می‌گیرد یا نه؟! همان مطلبی را که ما در باب وجود گفتیم که جعل به اصل وجود تعلق نمی‌گیرد به ماهیت مبهمه هم امکان ندارد تعلق بگیرد؛ یعنی نفس ماهیت مبهمه در خارج صورت خارجی به خود بگیرد، این مستحیل است! فرقش با آن حقیقت وجود این است که آن حقیقت وجود امتناعش از باب تحصیل حاصل است چون جعل مقام ایجاد تشخص و تعین است و وجود، خودش حقیقت متشخص و متعین است و شیء متشخص ثانیاً متشخص نخواهد شد و تحصیل حاصل مستحیل است اما امتناع از ناحیۀ ماهیت مبهمه از نظر تشخیص نیست بلکه از نقطه‌نظر این است که نفس ابهام با تشخص متعارضین هستند و در هر کجا که تشخص هست در آنجا ابهام نیست و در هر کجا که ابهام هست در آنجا تشخص نیست و این مسئله در هر مطلبی می‌تواند بیاید.