اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات

تحلیل جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان می‌پردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز می‌شود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمی‌گیرد، به سراغ ماهیت می‌رود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح می‌شود که چگونه جعل به ماهیت تعلق می‌گیرد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاه‌های سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین می‌کنند. در نهایت، این بحث به نتیجه می‌رسد که بسیاری از دلبستگی‌های انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبح‌های ذهنی و ماهیات اعتباری است.

تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات

3
  • مولا به عبدش می‌گوید: برو یک کیلو برنج بخر. برای او معیّن نمی‌کند چه برنجی بخرد، او نمی‌تواند بخرد. یک وقتی مقصود مولا نفس آن ماهیت مبهمه و طبیعت است خب دراین‌صورت به هر نوع و به هر تشخصی که آن برنج را ابتیاع کرد آن مصداقیت و آن انطباق حاصل می‌شود ولی اگر مقصود مولا نوع برنج خاص است ولی در مقام بیان نسبت به این مسئله مطلب را مجمل گذاشت خب این بنده نمی‌داند چه‌کار کند و قادر بر اطاعت نیست. باید بگوید که برو فلان برنج را از فلان دکان و از آن کیسه بردار. از این نقطه‌نظر جعل به ماهیت مبهمه یعنی صورت نوعیه تعلق نمی‌گیرد امتناعش محال است. پس این دو قسم از تحت جعل بیرون آمد؛ اول جعل در حال اطلاق و دوم ماهیت در حال ابهام!

  • محطّ بحث در مورد جعل

  • پس محطّ بحث در مورد جعل چه چیزی است و مقصود از این مجعول و معلولیت چه مسئله‌ای است؟! قائلین به اصالت ماهیت آمدند مطلب را این‌طور فرمودند که وجود اختصاص به ذات پروردگار دارد و جعل به آن تعلق نمی‌گیرد. خب آن کنار رفت. از آن‌طرف ما در خارج تعینات و تشخصات را هم می‌بینیم، علیت حضرت حق نسبت به معلولات غیر قابل انکار است بنابراین آنچه که در خارج صورت تشخص دارد عبارت از ماهیت است و ما امر متعین و متشخص به اسم وجود نداریم چون وجود نمی‌تواند مجعول باشد. به‌نظر می‌رسد استدلال آنها هم خالی از قوت نباشد یعنی با این بیانی که کردیم نمی‌توانیم جعل را به وجود بزنیم چون تحصیل حاصل است و نمی‌توانیم جعل را به ماهیت مبهمه است چون ابهام با تشخص متعارضین و متقابلین هستند. از آن‌طرف تعین اشیاء خارجی و تشخص اشیاء خارجی لا یُنکر است بنابراین آنچه که در خارج هستند ماهیات متشخصه خارجی است که جعل و ارادۀ پروردگار به تعین آن ماهیات و تشخص خارجی آنها تعلق گرفته است پس آنچه که در خارج هست عبارت از ماهیت است منتها فرق این ماهیت متشخصه قبل الجعل و بعد الجعل در این است که قبل الجعل قابل تشخص خارجی نبود گرچه در ذهن و در نفس ـ چه نفس انسان و چه در علم عنائی حق ـ آن صورت قابل تشخص است.