
تبیین کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت
تحلیل نسبت میان بساطت ذات حق و کثرات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت میپردازند. بحث با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت آغاز میشود؛ دیدگاهی که با تفکیک میان تعینات وجودی و ماهوی، دچار محذوراتی همچون عدم سنخیت میان علت و معلول میگردد. در ادامه، با تبیین بساطت حقیقت وجود، این پرسش مطرح میشود که چگونه وجودی بسیط و لاحد، منشأ پیدایش کثرات و آثار متفاوت در عالم میگردد. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفانی و فلسفی، نشان میدهند که وجود در عین نزول به مراتب و تعینات گوناگون، اطلاقیت و بساطت خود را حفظ میکند و اینگونه نیست که با تجلی در قالبهای مختلف، از حقیقت واحد خود جدا شود. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق معنای «بسیط الحقیقة کل الأشیاء» و نحوه ارتباط میان فاعل و معلول در نظام هستی منتهی میشود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت
7یعنی در عین نزول و تغیری که دارد [از حد و اطلاق خودش خارج نمیشود] مثل مائی که الآن در اینجا میبینید، این مائی که الآن توأم با ذاتش مرکب از اکسیژن و هیدروژن است، این ذات ماء وقتی که به شکل بخار درمیآید آیا اکسیژن و هیدروژنش را ازدست میدهد یا نمیدهد؟ اگر ازدست بدهد پس دیگر ماء نیست! وقتی که در شرایط برودت تبدیل به ثلج میشود آیا اکسیژن و هیدروژنش را ازدست میدهد یا نه؟ اگر ازدست بدهد پس دیگر ماء نیست! پس در عین تقید به قیود مختلف و در عین محدّد شدن به حدود مختلف آن ذات خودش را برای خودش نگه میدارد و میگوید که آن را دو دستی میگیرم و ازدست نمیدهم! آن وجود حق که وجود احدیت و بالصرافه و بسیط است وقتی که دارد به حدود و قیود تنازل پیدا میکند آیا اطلاقیتش را ازدست میدهد یا نمیدهد؟ اگر ازدست داد پس این مطلق نبوده است وَ هذا خُلفٌ. وقتی که ازدست نداد آن موقع میفهمید که بَسیطُ الحَقیقةِ کُلُّ الأشیاء یعنی چه! یعنی وقتی که آن حقیقت بسیط به تغیرات مختلف و به قالبهای مختلف و به تعینات مختلف متعین میشود اطلاقیت خودش را هنوز دارد و سفت چسبیده است. سفت آن مسئلۀ اطلاقیت خودش را نگه داشته است.
مسئله دارد خیلی دقیق میشود و باید خیلی دقت کنید که این قید و تعین در حینی که آن وجود با وجود اطلاقیاش دارد این تعین را پیدا میکند آن مسئلۀ اطلاقیت خودش را همراه با این تعین حفظ کرده و آن را ازدست نداده است! اگر ازدست بدهد بنابراین آن وجود به این تعین محدود میشود. آن یک کنار میایستد و این وجود متعین هم کنار دیگر میایستد و این دوتا از همدیگر جدا هستند مثل اینکه من الآن این آبی را که در اینجا هست مقداری از آن را در این لیوان آب خالی میکنم حالا که خالی کردم بین این آبی [که در لیوان خالی کردم] با این آبی [که در پارچ بود] فاصله افتاد پس این دیگر ارتباطی با این ندارد درحالیکه وجود ما عین تعلق با آن وجود بسیط است. پس مثل این آبی که در این لیوان ریختم نیست که جدا بشود. حالا که جدا میشود پس معلوم است که این آب از اول محدود بوده است و الآن یک تکهاش جدا شده است.
