اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت

تحلیل نسبت میان بساطت ذات حق و کثرات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت آغاز می‌شود؛ دیدگاهی که با تفکیک میان تعینات وجودی و ماهوی، دچار محذوراتی همچون عدم سنخیت میان علت و معلول می‌گردد. در ادامه، با تبیین بساطت حقیقت وجود، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه وجودی بسیط و لاحد، منشأ پیدایش کثرات و آثار متفاوت در عالم می‌گردد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های عرفانی و فلسفی، نشان می‌دهند که وجود در عین نزول به مراتب و تعینات گوناگون، اطلاقیت و بساطت خود را حفظ می‌کند و این‌گونه نیست که با تجلی در قالب‌های مختلف، از حقیقت واحد خود جدا شود. در نهایت، این بحث به تبیین دقیق معنای «بسیط الحقیقة کل الأشیاء» و نحوه ارتباط میان فاعل و معلول در نظام هستی منتهی می‌شود.

تبیین کیفیت تعلق جعل به وجود و ماهیت

1
  • درس چهارصد و نود و دوم

  • تعلق جعل به ماهیات بنا بر قائلین به اصالة الماهیه (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • در جلسۀ قبل تا حدودی کیفیت تعلق جعل به ماهیت براساس مکتب اشراقیین و قائلین به اصالة الماهیه بیان شد. آن بحث تعلق جعل به صیرورت که اصلاً جای صحبت و بحثش نیست و مرحوم آخوند هم فرمودند: اصلاً به وجود رابط و وجود حرفی که جعل تعلق نمی‌گیرد و اصلاً جای صحبت نیست.

  • علت قائلین تعلق جعل به ماهیت

  • مطلبی که در اینجا هست و ایرادی که به قائلین به اصالة الماهیة در تعلق جعل برمی‌خورد همان‌طوری‌که رفقا درنظر دارند، اصالة الماهوی‌ها می‌گویند که وجود عبارت از یک امر انتزاعی است که آن امر انتزاعی اعتباراً از تعین و تشخص ماهیت در خارج، معتبر او را اعتبار و انتزاع می‌کند ولی در واقع حقیقت وجود اختصاص به ذات پروردگار و احدیت دارد و هیچ نوع سنخیتی بین تعین ماهوی اعیان خارج و تعین ذات احدیت و مبدأ اول وجود ندارد إلاّ فی نَفسِ التَّعینِ و التَّشخص؛ یعنی تعین و تشخص و تقرر در ذات پروردگار در وجود است و تعین و تشخص در ماهیات به ماهیت در خارج است. پس در تعین بین ذات احدیت و اشیاء خارجی فرقی نیست الاّ اینکه در ذات و حقیقت تعین اختلاف هست و آن یکی مربوط به وجود است و وجود اختصاص به ذات پروردگار دارد و این مربوط به ماهیت است و هیچ ربطی هم بین اینها وجود ندارد. این مسئله و علت اینکه قائل به این مسئله و تعلق جعل به ماهیت شدند و ریشه‌اش را عرض کردیم که از چه محذورهایی این مسئله نشأت می‌گیرد.

  • مهم‌ترین ایراد بر نظریۀ شیخ اشراق و قائلین به اصالة الماهیه

  • مهم‌ترین ایرادی که بر نظریۀ شیخ اشراق و قائلین به اصالة الماهیه هست این است که آیا شما علیت و معلولیت را در جعل قبول دارید یا ندارید؟ اصلاً نفس جعل یعنی قول به علیت، این را که نمی‌توانید انکار بکنید. اگر شما در جعل، علیت را قبول دارید پس باید سنخیت بین معلول و علت را هم قبول کنید. آیا ممکن است که از نار برودت تراوش کند؟! مستحیل است! آیا ممکن است که از ماء سخونت تراوش کند؟! این محال است! برودت اقتضاء برودت، سخونت اقتضاء سخونت، وجود اقتصاء وجود و ماهیت اقتضاء ماهیت می‌کند. حالا صحبت در این است که می‌گویید: وجود هیچ نوع تعلقی به ماهیت‌های خارجی در مقام جعل ندارد؛ یعنی ذات پروردگار در مقام فاعلیت افاضۀ وجود از خود نکرده است. پس افاضۀ چه کرده است؟! تعین؟! تعین که قابل افاضه نیست! این ذات پروردگار در مقام جعل بالأخره چه کرده است؟! تکلیف ما را روشن کنید با این فاعلیت و علیتی که خدا می‌خواهد در مقام جعل و اراده و اهتمام از خودش ابراز کند. مشخص است که این ماهیات در ذات پروردگار وجود ندارند یعنی تعین ماهیت در ذات پروردگار نیست چون در ذات پروردگار همان‌طوری‌که اینها می‌گویند هیچ نوع سنخیتی بین اینها و او نیست مگر اینکه در علم عنائی می‌توانیم فقط صرف نقوش و صور فرضش را بکنیم اما تعین نقوش و صور که مربوط به جعل است از باب عدم سنخیت تعین ماهیت با تعین در وجود، تعین در ماهیت از جعل دیگر معنا ندارد در علم عنائی حق وجود داشته باشد. علم عنائی حق فقط به یک‌سری صور و نقوشی تعلق می‌گیرد که اینها بعداً در عالم اعیان می‌خواهند صورت تعین و تقرر را به‌خود بگیرند همان‌طوری‌که در جلسۀ قبل عرض کردیم.