
تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود
تبیین چگونگی تصرف در ذات برای تحقق ماهیات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل و اراده الهی به موجودات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر وجود، حقیقت بسیط و غنی از جعل است، پس اراده فاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؟ استاد با نقد دیدگاههای رایج، توضیح میدهند که جعل نه به خودِ وجود، بلکه به ماهیت تعلق میگیرد؛ به این معنا که فاعل برای ایجاد تعینات و حدود، در حقیقتِ وجود تصرف میکند. در این مسیر، با استفاده از مثالهای عرفی، روشن میشود که چگونه ماهیات به عنوان صورتهای وجودی، بدون انفصال از ذاتِ بسیط حق، در خارج محقق میشوند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی ظهورات و کثرات، در عینِ تمایز، قائم به ذات احدیت هستند و هیچگونه جدایی و بیگانگی میان علت و معلول وجود ندارد. این بحث، گرههای ذهنی پیرامون تقابل اصالت وجود و اصالت ماهیت را میگشاید.
تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود
2تبیین حدیث «کنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأحبَبتَ أن أعرَف»
بنابراین ماهیات مختلفه که همان حد وجودی اطلاقی حق است، همان تعین همان حرکت، همان تبدل، همان ظهور و همان طلوع، جعل به همان طلوع تعلق میگیرد. «کنتُ کَنزاً مَخفیاً فَأحبَبتَ أن أعرَف»1 أعرف یعنی بهمنصۀ ظهور بیایند! در مقام هوهویت اصلاً ظهوری نیست! در مقام عماء اصلاً ظهور معنایی ندارد! ظهور درقبال خفاء هست؛ یعنی حقیقت آن تعین، ظهور اطلاقی است نهاینکه شیئی بعد از خفاء ظاهر بشود که این معنا اصلاً در آنجا معنایی ندارد! اصلاً این مسئله در آنجا معنایی ندارد که خفائی باشد و بهواسطۀ آن خفاء بعد ظهوری پیدا شود!
وجود، ظهور همۀ اعیان!
وجود، ظهور همۀ اعیان است! پس چطور ممکن است که در خود وجود خفاء باشد؟! پس یک ظهور است که آن ظهور عبارت از شدت نوریت است که آن اشتداد نوری که همان وجود حقیقی حق است، خودش حقیقت ظهور است. این تعینات، این حدود، این رسوم، این محدودیتها، این غالبها، این ماهیات مختلفه و این هویات مختلفه آیا ممکن است که این ماهیات و اینها به صورت نقش، نه به صورت وجود خارجی ظهور پیدا کنند؟! آیا ممکن است شما در خارج یک مکعبی را ببینید که آن مکعب، نه از خشب باشد، نه از حجر باشد، نه از هر امر دیگر باشد و نه از هر جسم دیگری باشد؟! میشود که شما یک کرهای را در هوا ببینید که این کره، نه از خشب است، نه از حدید است، نه از پلاستیک است، نه از حجر است و از هیچ چیزی نیست و فقط همین کره است؟! امکان ندارد! میشود شما یک خضرویت و سبزی ببینید که این سبزی، نه تعلق به اوراق دارد، نه تعلق به سماء دارد، نه تعلق به ارض دارد، نه تعلق به اشجار دارد و به هیچ چیزی تعلق ندارد؟! نمیشود.
چگونگی تحقق شیء و عرض در خارج
اعراض در وجودشان قائم به موضوعات خودشان هستند! موضوعات در وجود خودشان قائم به صورت و ماده هستند! صورت و ماده در وجود خودش که وجود جوهری است، قائم به آن هیولایی است که این ماده و صورت از آن هیولای اولیه و آن مادة المواد ترکیب میشوند. آن هیولای اولیه در وجود خودش قائم به آن وجود بسیط و وجود جوهری و وجود بحت و بسیط است که او قائم به جعل است. پس ببینید اگر یک شیء و عرضی بخواهد در خارج محقق بشود وجود بسیط و اطلاقی حق چه سلسله مراتبی را باید طی کند تااینکه این عرض در خارج محقق بشود!
- . عوالی اللئالی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السعادة، ج 4، ص 116؛ مطلع انوار، ج 121، ص 71:
«قبل از آفرینش عالم گنجی پنهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم.»
- . عوالی اللئالی، ج 1، ص 55؛ بحار الأنوار، ج 84، ص 199؛ تفسیر بیان السعادة، ج 4، ص 116؛ مطلع انوار، ج 121، ص 71:
