
تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود
تبیین چگونگی تصرف در ذات برای تحقق ماهیات خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل و اراده الهی به موجودات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر وجود، حقیقت بسیط و غنی از جعل است، پس اراده فاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؟ استاد با نقد دیدگاههای رایج، توضیح میدهند که جعل نه به خودِ وجود، بلکه به ماهیت تعلق میگیرد؛ به این معنا که فاعل برای ایجاد تعینات و حدود، در حقیقتِ وجود تصرف میکند. در این مسیر، با استفاده از مثالهای عرفی، روشن میشود که چگونه ماهیات به عنوان صورتهای وجودی، بدون انفصال از ذاتِ بسیط حق، در خارج محقق میشوند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که تمامی ظهورات و کثرات، در عینِ تمایز، قائم به ذات احدیت هستند و هیچگونه جدایی و بیگانگی میان علت و معلول وجود ندارد. این بحث، گرههای ذهنی پیرامون تقابل اصالت وجود و اصالت ماهیت را میگشاید.
تعلق جعل به ماهیت در پرتو اصالت وجود
1درس چهارصد و نود و سوم
بحثی راجع به تغییر و تبدل در حقیقت وجود
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تعلق ارادۀ جاعل و فاعل به تغیر و تبدل در حقیقت وجود
صحبت به اینجا رسید که در تعلق جعل به وجود بر مبنای اصالت وجود، کیفیت تصور مسئله به معرفت واقعی ماهیت برمیگردد. اگر معرفت صحیحی از ماهیت نداشته باشیم، نمیتوانیم تعلق جعل به وجود را تصور کنیم و تعریف و تفسیر کنیم. همانطوریکه عرض شد ماهیت عبارت از حد وجودی است که خود آن حد هم کیفیتی از وجود است؛ به عبارت دیگر در تعلق جعل به وجود در واقع تعلق جعل به ماهیت وجود است، نه به خود وجود! زیرا خود وجود متعین و متشخص به ذات است و او غنی از جعل است. آنچه که ارادۀ جاعل و فاعل به او تعلق میگیرد، تغیر و تبدل در حقیقت وجود است!
وقتی که آب را در یخچال میگذارید که یخ ببندد، منظور شما از گذاشتن آب در یخچال خود وجود آب نیست بلکه یخ بستن آب است؛ میخواهید چیزی که نیست را بهوجود بیاورید! وقتی میخواهید آبی که در دمای بیست یا سی درجه هست را در یخچال بگذارید، برای چه میگذارید؟! برای اینکه دمای آن را پایین بیاورید و به ده درجه برسانید، خب این ده درجه مفقود است ولی خود آب هست و خود آب نیازی به یخچال گذاشتن یا بیرون گذاشتن ندارد. جاعل از آن عملی را که انجام میدهد بهدنبال چیزی است که وجود ندارد. دمای ده درجه وجود ندارد! قید ثلجیت در ماء وجود ندارد! یا تبدل ماء به بخار وجود ندارد! پس فاعل و جاعل همیشه بهدنبال شیء مفقود و معدوم است نه بهدنبال شیء موجود! حالا باید ببینیم که وجود که همان حقیقت ذات احدیت است و حقیقت بساطت و بالصرافه و اطلاقیت است، آیا به آن شیء که واجد است جعل تعلق میگیرد؟ خب این تحصیل حاصل میشود. مثل اینکه ارادۀ خدا بر بقاء خودش باشد، خب این تحصیل حاصل است. ارادۀ الهی بر علم خودش باشد، خب علم اطلاقی حق لازمۀ ذاتی وجود حق است، به اینکه جعل تعلق نمیگیرد! ارادۀ الهی بر قدرت خود تعلق بگیرد؛ قدرتی که نبوده است، خب این نقص است! جعل و اراده به قدرت اطلاقی و لایتناهی تعلق نمیگیرد! پس این جعل به چه چیزی تعلق میگیرد؟! این تعلق جعل به امری است که آن امر نبوده و فاعل درصدد ایجاد اوست؛ ایجاد با وجود دوتا است؛ ایجاد موجب وجود است و وجود مقدم بر ایجاد است و ایجاد با وجود مختلف است.
