
تبیین حقیقت معلولیت وجود و ماهیت
نقد دیدگاههای نادرست درباره رابطه علت و معلول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد ادعای کسانی میپردازند که وجود را فاقد صلاحیت برای معلولیت میدانند. بحث با تحلیل کیفیت تأثیر علت در معلول آغاز شده و به ریشهیابی خطای فکری قائلین به معلولیتِ انحصاریِ ماهیت میرسد. ایشان با تبیین این نکته که وجود، حقیقتی واحد است اما ظهورات و تعینات آن در عالم خارج متفاوت است، به نقد این تصور میپردازند که وحدت وجود را مستلزم یکسانیِ تمامِ معلولات و علل میداند. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان ماهیت و وجود و نحوه انتزاع ماهیات از ظهورات وجود تشریح میشود. در نهایت، با بررسی اعتراضات مطرح شده بر قدما و متأخرین، این نتیجه حاصل میشود که ادراک صحیح از رابطه علت و معلول، مستلزم تفکیک دقیق میان جایگاه وجود و ماهیت در نظام هستی است و جعل، نه تنها به ماهیت، بلکه به حقیقت وجود نیز تعلق میگیرد.
تبیین حقیقت معلولیت وجود و ماهیت
4این مسئله هم تقریباً شبیه همین است، قبل از اینکه این وجود بخواهد به صورت دربیاید ما هیچ اطلاعی از ماهیت نداریم وقتی که این وجود به صورت درآمد حالا میگوییم که ماهیت آن این است. قبلاً نمیتوانستیم بگوییم چون ماهیت که وجود و بروز خارجی ندارد قبل از اینکه بخواهم این مومی که در دست من هست را نرم کنم شما میدانید که این در عاقبت چه خواهد شد؟! این به شکل مار یا ماهی یا توپ در خواهد آمد؟! هیچ چیزی مشخص نیست و شما هم که نمیتوانید بخوانید که چه نیّتی الآن در ذهن من هست که میخواهد این موم را تبدیل به همان غالب خاص به خود بکند! شاید حتی خود من هم در همان موقعی که شما دارید به من نگاه میکنید چیزی در ذهنم نباشد و در یک ثانیه برای من یک نیّتی حاصل بشود. خب در آن موقع که هنوز این موم به هیچ شکلی درنیامده است، چه ماهیتی از این موم انتزاع میشود؟! هیچ انتزاع نمیشود چون ماهیت بدون وجود یک امر عدمی است. بله، وقتی که این موم به شکل درآمد آن موقع شما تازه باید نگاه کنید یا لمس کنید و به یک نحوه ارتباط با این شیء خارجی برقرار کنید تا بفهمید که هان این باید یک کره باشد یا این باید یک سمَک باشد یا این باید غنم باشد! بعد از آن ارتباطی که بهواسطۀ آن ارتباط، معلوم ذاتی و علم ذاتی برای انسان حاصل میشود بهواسطۀ آن معلوم بالعرض آن موقع برای انسان حاصل میشود.
بنابراین تمام این اشکالاتی که در اینجا مطرح است بهخاطر این است که ادراکی از ماهیت نیست و تصور اینها از وجود که امر واحد است یک تصور غلط است. چون حالا امر واحد است بنابراین این قابلیت برای بروز و ظهورات مختلف را ندارد.
اعتراض مرحوم آخوند بر قدماء فلاسفه
فصل (2).
