
تبیین حقیقت معلولیت وجود و ماهیت
نقد دیدگاههای نادرست درباره رابطه علت و معلول
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد ادعای کسانی میپردازند که وجود را فاقد صلاحیت برای معلولیت میدانند. بحث با تحلیل کیفیت تأثیر علت در معلول آغاز شده و به ریشهیابی خطای فکری قائلین به معلولیتِ انحصاریِ ماهیت میرسد. ایشان با تبیین این نکته که وجود، حقیقتی واحد است اما ظهورات و تعینات آن در عالم خارج متفاوت است، به نقد این تصور میپردازند که وحدت وجود را مستلزم یکسانیِ تمامِ معلولات و علل میداند. در ادامه، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان ماهیت و وجود و نحوه انتزاع ماهیات از ظهورات وجود تشریح میشود. در نهایت، با بررسی اعتراضات مطرح شده بر قدما و متأخرین، این نتیجه حاصل میشود که ادراک صحیح از رابطه علت و معلول، مستلزم تفکیک دقیق میان جایگاه وجود و ماهیت در نظام هستی است و جعل، نه تنها به ماهیت، بلکه به حقیقت وجود نیز تعلق میگیرد.
تبیین حقیقت معلولیت وجود و ماهیت
1درس چهارصد و نود و چهارم
نقد ادعای قائلین به عدم صلاحیت داشتن وجود برای معلولیت
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
دیگر مطلبی ندارد، مسئلۀ مهم همان بود که عرض کردیم بقیۀ آن دیگر خواندنی است.
برگشت مسئله در مورد معلولیت وجود و ماهیت به کیفیت تأثیر علت در معلول و عدم ادراک صحیح از اقتضاء علیت
فصل (2).
فی الإشارةِ إلى مُناقَضةِ أدلةِ الزّاعمینِ أنَّ الوجودَ لا یَصلَح لِلمَعلولیَّةِ.1
با توجه به مطالب گذشته همانطوریکه عرض کردم برگشت مسئله در مورد معلولیت وجود و معلولیت ماهیت به همان کیفیت تأثیر علت در معلول و عدم ادراک صحیح از اقتضاء علیت است که علیت مقتضی چه مسئلهای در معلول و در وجود است. بعضیها قائل شدند به اینکه علیت در ماهیت تأثیر دارد و در وجود تأثیر ندارد بهجهت اینکه وجود یک حقیقت است. اینها میگویند که مگر شما نمیگویید که وجود یک حقیقت واحده است بنابراین اگر یک علتی در یک وجودی تأثیر بگذارد به معنای این است که این علت در همۀ وجودات هم تأثیر میگذارد چون لا میزَ بینَ الأعدامِ و لا میزَ بینَ الأمثالِ و اگر قرار باشد یک شیئی معلول برای یک علت باشد که وجود است؛ یعنی همان شیئی که وجود است معلول برای علت باشد پس باید این شیء بهواسطۀ سنخیت بین معلول و [علل]، معلول برای همۀ علل هم باشد چون معلول عبارت از امر واحده است. آنچه که موجب کثرت است ماهیت است! ماهیت است که مختلف است، نه وجود! بنابراین معلولیت وجود اقتضاء سنخیت بین همۀ علل را میکند و معلولیت وجود اقتضاء سنخیت بین همۀ معلولها را میکند. این مطلبی است که اینها فرمودهاند.
با توجه به مطلبی که عرض شد فوراً سخافت این مطلب روشن میشود و آن اینکه قائل به این مسئله ادراک صحیحی از مسئلۀ وجود ندارد. این خیال میکند که وجود که یک حقیقت واحده است و آن حقیقت واحده مشترک بین همۀ انواع است بنابراین تمام انواع متحد الشکل، متحد الذات، متحد الصفات و متحد العنوان هستند درحالیکه اختلافی که در ماهیات هست عبارت از ظهورات مختلفۀ وجود است. ماهیت که آن اختلاف را از خانۀ خاله و عمهاش که نیاورده است. آن اختلاف عبارت از ظهورات مختلفی است که وجود به خود میگیرد. اسم آن اختلاف ظهورات را ماهیت میگذارند.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 400.
