اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جعل وجود و نقد نظریه تعلق جعل به ماهیت

بررسی مراتب وجود و تفاوت آن با ماهیت در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه قائلین به تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین اشکال اصلی این نظریه آغاز می‌شود که بر اساس تصور وحدت مصداقی و مفهومی وجود شکل گرفته است. استاد در ادامه، سه پاسخ حلی و نقضی مرحوم آخوند را تشریح کرده و تفاوت مراتب وجود از نظر فقر و غنا را تبیین می‌کنند. در این مسیر، مباحثی همچون نحوه تعین ماهیت به واسطه وجود، انتزاع تبعی وجود از ماهیت و تفاوت حقیقت وجود با عناوین اعتباری مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در بخش پایانی، با نگاهی سلوکی، به آسیب‌شناسی توجه انسان به ماهیت و نقصان‌ها به جای تمرکز بر حقیقت وجود و کمالات پرداخته می‌شود تا روشن گردد چگونه دوری از ماهیت‌گرایی، راه رسیدن به توحید و رهایی از قید کثرات است.

تبیین جعل وجود و نقد نظریه تعلق جعل به ماهیت

4
  • تعلق جعل به موجود ماهیت

  • فَعلیٰ هذا اینکه ماهیت استعداد دارد پس اگر احتیاج به شرط نداشته باشد باید إلی الأبد باشد، مسئله این‌طور نیست! زیرا گرچه ماهیت قابلیت برای تأثیر را دارد ولی نه جدای از وجود! ماهیت عبارت از شکل‌پذیری همان وجود است. وقتی که این وجود به شکل این ماهیت درآمد، ما می‌گوییم که علیت ماهیت را موجوده کرده است و آن موقع یک انتزاع وجود از ماهیت می‌کنیم. بنابراین این‌طور نیست که جعل به خود وجود مِن حیثُ هو وجودٌ تعلق بگیرد و این‌طور نیست که جعل به ماهیت جدای از وجود تعلق بگیرد! زیرا ماهیت بدون وجود که امری در خارج نیست، امر عدمی است! پس جعل به موجود ماهیت تعلق می‌گیرد به این معنا که آن وجود را از نقطه‌نظر شکل‌پذیری و تغیّر و تبدلی که ایجاد می‌کند، ماهیت هم در خارج به نفس آن تغیّر و تبدل محقق می‌شود! این مقصود ماست که ایشان می‌فرمایند قبلاً این مسائل را در مطالب خودتان عرض کردیم. با توجه به مطالبی که گفته شد اینها دیگر روشن است.

  • الأول أنّ الوجودَ و إن کانَ حقیقةً واحدةً إلا أنّ حِصصَها و مراتِبَها متخالفةٌ بِالتَّقدمِ و التأخُّرِ و الحاجَةِ و الغِنى.

  • اگرچه وجود حقیقت واحده است الاّ اینکه حصص و مراتبش با تقدم، تأخر، حاجت و غناء مخالف هستند. بنابراین این‌طور نیست که جعل تأثیر در وجود می‌گذارد و آن وجود در همۀ معلول‌ها امر واحد است، نه! معلول‌ها به‌واسطۀ تقدم، تأخر، غناء، فقر و اینها مراتب مختلف دارند و هر معلولی معلول برای یک علت خودش است و معلول برای علت دیگر نیست! چون علیت‌ها مختلف هستند پس معلول‌های آنها هم باید مختلف باشند.

  • وَ قَد مرَّ بیانُ هذا فی أوائلِ هَذا الکتابِ وَ لَو کانَ الوجودُ ماهیةً کلیةً نوعیةً یکونُ لَها أفرادٌ متماثلةٌ لَکان لِهذا الاحتِجاجِ وَجهٌ.

  • اگر برای وجود [ماهیت کلی نوعی باشد] و برای آن افراد متمالثه باشد، این مطلب درست بود درحالی‌که وجود ماهیت ندارد! چون وجود یک ماهیت کلیه داشت و همۀ افراد آن ماهیت هم متماثل هستند. زید با عمرو فرق نمی‌کند و هردو معلول برای یک علت هستند، چه اصغر آقا و صغریٰ خانم باهم ازدواج کنند، بالأخره آن چیزی که متولد می‌شود انسان است و چه اکبر آقا و کبریٰ خانم ازدواج کنند، بالأخره آن که متولد می‌شود انسان است، تفاوتی نمی‌کند! بالأخره هردو انسان، معلولشان هم انسان خواهد بود زیرا هردو در تحت یک ماهیت واحده هستند! این‌طور نیست که اگر اصغر آقا و صغریٰ باشد، معلولشان زید دربیاید و اگر اکبر آقا و کبریٰ باشد، کره‌خر دربیاید!! نه، این‌طور نیست. بالأخره چون این ماهیت‌ها ماهیت‌های واحده هستند... البته در بعضی موارد یک‌طوری می‌شود!! اگر وجود، ماهیت نوعیه بود همۀ مصادیقش هم یکی بود ولیکن وجود ماهیت ندارد!