اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جعل وجود و نقد نظریه تعلق جعل به ماهیت

بررسی مراتب وجود و تفاوت آن با ماهیت در فلسفه اسلامی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه قائلین به تعلق جعل به ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین اشکال اصلی این نظریه آغاز می‌شود که بر اساس تصور وحدت مصداقی و مفهومی وجود شکل گرفته است. استاد در ادامه، سه پاسخ حلی و نقضی مرحوم آخوند را تشریح کرده و تفاوت مراتب وجود از نظر فقر و غنا را تبیین می‌کنند. در این مسیر، مباحثی همچون نحوه تعین ماهیت به واسطه وجود، انتزاع تبعی وجود از ماهیت و تفاوت حقیقت وجود با عناوین اعتباری مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در بخش پایانی، با نگاهی سلوکی، به آسیب‌شناسی توجه انسان به ماهیت و نقصان‌ها به جای تمرکز بر حقیقت وجود و کمالات پرداخته می‌شود تا روشن گردد چگونه دوری از ماهیت‌گرایی، راه رسیدن به توحید و رهایی از قید کثرات است.

تبیین جعل وجود و نقد نظریه تعلق جعل به ماهیت

1
  • درس چهارصد و نود و پنجم

  • چکیدۀ اشکال قائلین به تعلق جعل به ماهیت

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و هو مختلُ البیانِ متزلزلُ البُنیانِ مِن وجوهِ.1

  • ادعایی که قائلین به تعلق جعل به ماهیت کرده بودند براساس تصور وحدت مصداقی و وحدت مفهومی وجود بود. عرض شد که براین‌اساس چه وجود، علت باشد یااینکه معلول باشد، لازمه‌اش توارد علل مختلفه بر معلول واحد و همین‌طور معلولیت همۀ ماهیات و وجودات برای علت واحد باشد. این لبّ و چکیدۀ اشکال قائلین به تعلق جعل به ماهیت است.

  • پاسخ حلی مرحوم آخوند به اشکال قائلین به تعلق جعل به ماهیت

  • مرحوم آخوند سه جواب از این مطلب غیرصحیح قائلین به تعلق جنبۀ ماهیت می‌دهند؛ مطلب اولشان جواب حلّی است؛ یعنی گرچه جعل به وجود تعلق می‌گیرد ولی خود وجود از نقطه‌نظر مراتب دارای مراتب متفاوتی از غناء، فقر، شدت، ضعف، قوت، نقص، تمامیت، استعداد و امثال‌ذلک هست. بناءً‌علیٰ‌هذا اگر منظور این است که جعل به وجود تعلق می‌گیرد، مسلّم است که علت در ناحیۀ علیت از نقطه‌نظر وجودی اقویٰ از معلول است و همین کفایت می‌کند که اختلاف مراتب در سلسلۀ علل محفوظ بماند و همین‌طور این وجود معلول نسبت به وجود دیگر، جنبۀ علیت دارد و ازنظر اشتداد و ضعف در حقیقت وجودی دارای مراتب مختلف باشد و هَلُمَّ جرّاً تااینکه این سلسله به ماده و صور برسد که صور نسبت به ماده که هیولا هست علیت در نوع دارد و موجب تحقق هیولا در عالم صور و عالم اعیان خواهد شد.

  • بنابراین اشکال شما در اینکه اگر قرار باشد خود وجود بِذاته جاعل باشد پس باید تمام معلولات، معلول برای یک حقیقت باشد یااینکه اگر معلول به وجودش معلول باشد باید بتواند معلول برای همۀ علل باشد، در‌این‌صورت مسئله خلاف است!

  • پاسخ نقضی مرحوم آخوند اشکال قائلین به تعلق جعل به ماهیت

  • مطلب دومی که مرحوم آخوند در اینجا می‌فرمایند، جوابشان جواب نقضی است. ایشان می‌فرمایند: همین مطلب را در وجود واجب می‌گوییم، اینها گفته‌اند: اگر جاعل جعل در وجود کند، چون وجود فرقی بین ممکن و واجب ندارد بنابراین تمام معلول‌ها از آنجایی که وجودشان یکی است و یک وحدت و تعین بیشتر نیست، بنابراین همۀ معلول‌ها باید بتوانند معلول برای هر علتی باشند. چرا؟ چون آنچه از ناحیۀ علت افاضه می‌شود وجود است و آن‌هم امر واحد است؛ چه این علت و چه علت دیگر، هر دوی اینها وجودشان یکی است و وقتی وجودشان یکی شد حالا علت هرچه می‌خواهد باشد! وقتی قرار بر این است که یک چیزی در سر طرف بخورد و بمیرد، حالا چه آجر در سرش بخورد یا تیرآهن بخورد، بالأخره هردو حساب این طرف را رسیده و کلکش را کنده است! فرقی نمی‌کند. حالا قرار است که یک چیزی بخورد، آجر باشد یا تیرآهن باشد یا تگرگ‌های هفت یا هشت یا ده منی باشد که در بعضی از جاها از آسمان می‌آید! حتی به فیل هم بخورد، [آن را می‌کشد]! اگر بگذارند همین تگرگ آب بشود، سیل راه می‌افتد! اما وقتی که سفت است موجب قتل و اینها خواهد شد!

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 401.