اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لطافت سرّ و ادراک حقیقت وجود

تفاوت نگاه به وجود و ماهیت در سیر عقلانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «لطافت سرّ» در ادراک حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که برای رسیدن به حقیقت توحید، انسان باید از نگاه محدود به ماهیت و قیود اشیاء عبور کند. استاد با تفکیک میان سیر عقلانی و سیر نفسانی، توضیح می‌دهند که چگونه عقل با رفض کثرات و عبور از حدود، می‌تواند خود را به حقیقت واحدۀ وجود نزدیک کند. در ادامه، به نقد دیدگاه کسانی پرداخته می‌شود که جعل را متعلق به ماهیت می‌دانند و با استدلال‌های دقیق عقلی، تفاوت وجود علّی و معلولی را بدون نیاز به انضمام ضمائم تبیین می‌کنند. در نهایت، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ماهیت، حکایت‌گرِ وجود است و همانند سایه، قوام مستقلی در برابر حقیقت وجود ندارد؛ بنابراین، ادراک صحیح هستی، نیازمند سلب محدودیت‌های ذهنی و رسیدن به نگاهی است که در آن، حقیقت وجود در تمامی مراتب، واحد دیده شود.

لطافت سرّ و ادراک حقیقت وجود

3
  • اینهایی که قائل به افتراق و بینونیت بین خلق و مخلوق هستند اینها خارج از ذات وجود پروردگار چه امری را تصور می‌کنند که او شده مخلوق؟! چه امری را تصور می‌کنند و چه هویتی را جدای از هویت پروردگار درنظر می‌گیرند که آن هویت متبدل به این مخلوقات شده است؟! چه چیز را می‌شود درنظر گرفت؟! خب اینها واقعاً فکر نمی‌کنند! بیایند کمی فکر کنند و عقلشان را به‌کار بیندازند بفهمند چه دارند می‌گویند؟!

  • و أما ثانیاً فَلانتِقاضَ ما ذَکَرَه.

  • ایراد دیگری که به مطلب آقایانی که قائل به تعلق جعل به ماهیت هستند وارد می‌شود در استدلالی که اینها آوردند. این حرفی را که ایشان زده که اگر قرار باشد وجود واحد باشد این لازمه‌اش این است که همه چیز بتواند علیت برای معلول واقع شود و همۀ معلول‌ها بتوانند علت بشوند و دوم اینکه ـ به ایشان می‌خواهد نقض کند ـ بتواند معلول اول، معلول برای همۀ علل باشد یعنی صادر اول بتواند معلول باشد. چرا؟ چون علت افاضۀ وجود می‌کند و وجود هم که در همۀ معالیل و علل واحد است بنابراین معلول اول که صادر اول ـ حالا هرچه اسمش را بگذاریم بنا بر اصطلاحات مختلف ـ باشد از آن جایی که این معلول برای مبدأ اعلیٰ هست بتواند معلول برای ممکنات هم باشد چون ممکنات هم به وجود خودشان می‌توانند جنبۀ علیت داشته باشند. معلول صد میلیونیم بتواند تأثیر بگذارد و صادر اول خلق کند. چرا؟ چون آن با ماهیت امکانش که خلق نمی‌کند با وجودش خلق می‌کند. وجود او با وجود مبدأ اعلیٰ یکی است و تفاوتی نمی‌کند. حقیقت وجود حقیقت واحد است ایشان حالا قبل از اینکه به جواب حلی این مسئله بپردازد به جواب نقضی پرداخته است و می‌گویند: خب این مطلب را ما در وجود واجب الوجود هم تصور می‌کنیم.

  • بِکونِ الوجودِ الواجبی علةً لِلمعلولِ الأولِ لِجریانِ خلاصة الدلیل فیه فإنّا نَقولُ على قیاسِ ما ذَکَرَه إنَّ وجودَ الواجب إذا کانَ علةً لِلمعلولِ الأولِ فَهو إمّا أن یکونَ علةً لِأجلِ وجودِه أو لِأجلِ ماهیتِهِ و الأولُ غیرُ جائزٍ لأنَّ الوجودَ حقیقةٌ واحدةٌ فی الواجبِ و غیرِه مِنَ الممکناتِ.