
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
تبیین چگونگی تعلق اراده الهی به موجودات و تفاوت ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت جعل و چگونگی تعلق اراده پروردگار به موجودات میپردازند. بحث با تبیین مفهوم ماهیت و تمایز آن از وجود آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهخودیخود، فاقد وجود و عدم است و امکان، وجوب یا امتناع، اعتباراتی هستند که در مقام نسبتسنجی ماهیت با وجودِ علت، شکل میگیرند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که جعل جاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؛ آیا اراده الهی مستقیماً به ماهیت تعلق مییابد یا به وجود؟ استاد با رد تعلق جعل به ماهیت، تبیین میکنند که جعل، همان اعطاء وجود است که از ناحیه مبدأ اعلیٰ تنازل مییابد. در نهایت، این حقیقت روشن میشود که تفاوت موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در کیفیت تعلق اراده و جعل الهی است که به هر موجود، هویت و حدود خاص خود را میبخشد.
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
3در مفهوم ماهیت انسان امکان نیست یا در مفهوم ماهیت زوجیت امکان قرار ندارد. امکان و وجوب و امتناع سه کیفیت نسبت هستند و نسبت ماهیت را به وجود وقتی که معتبر درنظر میگیرد به یکی از این کیفیتهای ثلاثه متصف میشود: یا به کیفیت امکان یا به کیفیت امتناع و یا به کیفیت وجوب و ضرورت.
حالا در تحقق خارجی اشیاء، این جعل جاعل و افاضۀ اشراقیه از ناحیۀ جاعل و مبدأ اول و مبدأ اعلیٰ به چه تعلق میگیرد؟! به عبارت دیگر آنچه را که خدای متعال نسبت به او عملی را انجام میدهد و کاری را در خارج انجام میدهد که بهواسطۀ آن عمل و بهواسطۀ آن کار ما زید را در خارج مشاهده میکنیم [به چه تعلق میگیرد]؛ زیدی که تا دیروز در خارج نبود امروز آن زید در خارج هست. خب مسلّم است که دیروز این ماهیت، ماهیت معدومه بود و شکی در این نیست. امروز این ماهیت، ماهیت موجوده است و الآن ما داریم مشاهده میکنیم. آن عملی که در اینجا انجام گرفته چه عملی بود؟! آن کاری که در اینجا انجام گرفت چه کاری است؟! آن ارادۀ پروردگار بر خلق و بر وجود زید به چه نحو بوده است؟!
خب شکی نیست که آن اراده به ماهیت تعلق نگرفته یعنی این ماهیت بروز و ظهور از پروردگار متعال پیدا نکرده است اگر ماهیت از پروردگار ظهور پیدا میکرد باید قبل از ظهور ماهیت ما نتوانیم تصور این ماهیت را بکنیم. آنچه که از فاعل و از جاعل نسبت به این زید تعلق میگیرد او عبارت از همان حقیقتی است که آن حقیقت باید از ناحیۀ آن ذات و حقیقت تراوش کند.
منظور از ماهیت نداشتن ذات پروردگار
ذات پروردگار دارای ماهیت نیست؛ الحقُ ماهیتُه إنیّته. آنچه که از ذات پروردگار تراوش میکند و آن تراوش موجب صحت حمل موجودٌ بر این ماهیت میشود آن ماهیت است. خب ماهیت هم از اول بوده و این اراده در اینجا چه تغییری بهوجود آورد؟! همین ماهیتی را که ما در ذهن تصور کردهایم میبینیم در خارج موجود شد پس ماهیت بود نهاینکه ماهیت بوده به عنوانی که وجود خارجی داشت. ماهیت قبل از وجود، وجود خارجی ندارد. منظورش از بودن به معنای این است که وجود و عدم برای وجود خود ماهیت علی السواء است.
