
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
تبیین چگونگی تعلق اراده الهی به موجودات و تفاوت ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق حقیقت جعل و چگونگی تعلق اراده پروردگار به موجودات میپردازند. بحث با تبیین مفهوم ماهیت و تمایز آن از وجود آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که ماهیت بهخودیخود، فاقد وجود و عدم است و امکان، وجوب یا امتناع، اعتباراتی هستند که در مقام نسبتسنجی ماهیت با وجودِ علت، شکل میگیرند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که جعل جاعل به چه چیزی تعلق میگیرد؛ آیا اراده الهی مستقیماً به ماهیت تعلق مییابد یا به وجود؟ استاد با رد تعلق جعل به ماهیت، تبیین میکنند که جعل، همان اعطاء وجود است که از ناحیه مبدأ اعلیٰ تنازل مییابد. در نهایت، این حقیقت روشن میشود که تفاوت موجودات در خارج، ناشی از تفاوت در کیفیت تعلق اراده و جعل الهی است که به هر موجود، هویت و حدود خاص خود را میبخشد.
حقیقت جعل و نسبت آن با ماهیت و وجود
1درس چهارصد و نود و هفتم
بحثی دربارۀ جعل و حقیقت آن (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فصلٌ (3).
فی مناقضةِ أدلةِ الزّاعِمین أنَّ أثرَ العلةِ هی صیرورةُ الماهیةِ موجودة.
استَدلَّ بعضُ المتأخِّرین على إثباتِ مذهبِ المشاءین بِأنَّ مناطَ الاحتیاجِ إلى الفاعلِ هو الإمکانُ و الإمکانُ لیسَ إلاّ کیفیةَ نسبةِ الوجود و نحوِه إلى الماهیةِ فالمحتاجُ إلى الجاعلِ و أثِرِه التابعِ لَه أولاً لیسَ إلاّ النسبة.1
این بحث بهدنبال بحث قبلی است که در آنجا مرحوم صدرالمتألهین اثبات کردند که جعل به خود ماهیت تعلق میگیرد بِماهیته. راجع به حقیقت جعل تا آنجا که درنظرم هست صحبت کردیم که حقیقت جعل چیست. حالا یک اشارهای به این مسئله برای یادآوری مطلب میکنیم تااینکه این بحث خوب روشن شود و فرق آن با بحث قبلی واضح شود.
حقیقت جعل
مسئلۀ جعل عبارت از همان اضافۀ اشراقیه که از وجود، حقیقت باری تعالی است نسبت به ماهیات تعلق میگیرد. عرض شد که الماهیةُ مِن حیثُ هی لَیسَت إلاّ هی خود ماهیت فیحدّنفسه چیزی نیست جز همان مفهومی که ما از یک شیء درنظر داریم. حالا چه آن ماهیت ماهیت خارجی باشد یااینکه ماهیت ذهنی باشد، تفاوتی در این مسئله ندارد.
منظور از ماهیت
هر تعینی که دارای حد و رسم باشد و یک مفهومِ نوعیِ ممتازِ از سایر مفاهیم را تشکیل دهد به آن تعین ذهنی و اعتباری، ماهیت اطلاق میشود درقبال وجود که عبارت از یک حقیقتی است که مساوق و مساوی با تشخص است و خود تشخص عبارت از همان وجود خارجی است. بنابراین وقتی که یک ماهیتی را ما درنظر میگیریم مثل ماهیت انسان، آنچه که درنظر میآید عبارت از همان جنبۀ جنسیت و فصلیت آن است حالا چه آن ماهیت، ماهیت کلی باشد یا جزئی باشد. وقتی صورت زید را درنظر میگیریم این عبارت از جنبۀ جنسیت و فصلیت آن است اگر هم آن مفهوم مفهوم کلی باشد و مفهوم نوعی باشد باز جنسیت و فصلیت آن شیء عبارت از حدود اوست. شما زوجیت را درنظر بگیرید، عبارت از یک مفهومی است که دارای یک کیفیت خاص و یک کمیّت خاص است. فردیت را درنظر بگیرید به همین نحو است. یک مربع را درنظر بگیرید این عبارت از یک ماهیتی دارای حدود و مشخصاتی است که آن مشخصات او را از دایره و مستطیل و مثلث جدا میکند. پس ماهیت عبارت از یک صورت مفهومی و ذهنی است و بهطورکلی هر شیئی که دارای حد و رسم و دارای وجود متمایزۀ از سایر مفاهیم و همنوع خودش باشد، به این ماهیت گفته میشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 493.
