اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت میان اراده الهی و ماهیت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که معتقدند ملاک نیاز به جاعل، امکان است و چون امکان وصفی برای نسبت میان ماهیت و وجود است، پس جعل به نسبت تعلق می‌گیرد. در ادامه، استاد با نقد این دیدگاه، به تفکیک میان امور اعتباری و تکوینی می‌پردازند. ایشان توضیح می‌دهند که نسبت، امری انتزاعی و اعتباری است که پس از تحقق موضوع و محمول در ذهن شکل می‌گیرد، در حالی که جعل و اراده، امری تکوینی و واقعی است که باید به وجود تعلق یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم حرکت با شهامت در مسیر حق و پرهیز از بزدلی در ابراز عقاید توحیدی، به تبیین تفاوت میان ذاتیات اشیاء و امور قابل جعل پایان می‌یابد.

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

3
  • انتزاعی بودن وجوب

  • روی این جهت مسئلۀ وجوب مسئله‌ای انتزاعی است که در صورت تحقق وجود عندَ تحقُّقِ العلَّه برای معلول حاصل می‌شود یا در صورت تحقق وجود برای ذات بدون احتیاج به علت کَما هو فی واجبِ الوجود حاصل می‌شود. بناءًعلیٰ‌هذا آیا خود وجوب فی‌حدّنفسه مقول به تشکیک هست یا نه؟! دیگر نمی‌شود بگوییم که مقول به تشکیک است! اینکه در بعضی از عبارات غیر مطلعین می‌بینید که حتی در مسئلۀ اتصاف به وجوب هم قائل تشکیک شده‌اند این ناشی از جهل آنها است زیرا وجود دارای مراتب مشککه است ولی وجوب دیگر نمی‌تواند چون وجوب عبارت از حالتی است که هم دافع امکان است و هم دافع امتناع و این دفع امکان و امتناع که دارای مراتب نیست تااینکه وجوب هم دارای مراتب باشد! چه این وجوب قائم به وصف برای واجب الوجود باشد، در یک مرحلۀ از مفهوم و معنا قرار دارد یااینکه وجوب در مرحلۀ موجودیت برای اتصاف وجود به ذات ما باشد؛ یعنی به همان اندازه وجوب بر ما صدق می‌کند که به همان اندازه بر واجب الوجود صدق می‌کند، هیچ فرقی نمی‌کند! وجود فرق می‌کند؛ وجود ما وجود ذره و وجود آن واجب الوجود هم لا متناهی است. مثل اینکه بگوییم: حالا که این اتصاف ماهیت به وجوب بالإمکان است، آن اتصاف به امکان در یک نمله خیلی ضعیف است اما اتصاف به امکان در یک فیل خیلی زیاد است! آن فیل است و این یک نمله است و این امکان فرق نمی‌کند! به‌محض اینکه ماهیت نمله را درنظر گرفتید، با ماهیت یک فیل هیچ تفاوتی نمی‌کند! وجود آن بیشتر است ولی اتصاف به امکان آن دیگر کم‌وزیاد ندارد! در مسئلۀ وجوب هم همین‌طور است، این نکته‌ای است که باید به آن دقت کنیم چون در عبارات مخصوصاً امروزی‌ها و کسانی که فلسفۀ غرب خوانده‌اند خیلی این مسئله را می‌بینیم. این مطلب در مورد مسئلۀ نسبت است.