اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت میان اراده الهی و ماهیت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که معتقدند ملاک نیاز به جاعل، امکان است و چون امکان وصفی برای نسبت میان ماهیت و وجود است، پس جعل به نسبت تعلق می‌گیرد. در ادامه، استاد با نقد این دیدگاه، به تفکیک میان امور اعتباری و تکوینی می‌پردازند. ایشان توضیح می‌دهند که نسبت، امری انتزاعی و اعتباری است که پس از تحقق موضوع و محمول در ذهن شکل می‌گیرد، در حالی که جعل و اراده، امری تکوینی و واقعی است که باید به وجود تعلق یابد. این جلسه با تأکید بر لزوم حرکت با شهامت در مسیر حق و پرهیز از بزدلی در ابراز عقاید توحیدی، به تبیین تفاوت میان ذاتیات اشیاء و امور قابل جعل پایان می‌یابد.

تبیین جایگاه جعل در فلسفه اسلامی

1
  • درس پانصدم

  • بیان و بررسی ادلۀ قائلین تعلق جعل به نسبت (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • راجع به این مسائل قبل نمی‌دانم اشکالی در ذهن رفقا مانده است یا نه؟! چون به‌نظر می‌رسید بعضی هنوز توضیح می‌خواهند. اگر می‌دانید که دیگر نیاز به توضیح نیست رد بشویم و اگر باز ایراد و اشکالی هست رفقا بگویند. خیال می‌کنم دیگر مسئله روشن شده باشد و نیاز به توضیح دیگر نباشد. آقای ... از اصل اشکال دارند.

  • استَدلَّ بَعضُ المتأخِّرینَ عَلى إثباتِ مَذهبِ المَشاءینِ بِأنَّ مَناطَ الاحتیاجِ إلى الفاعلِ هو الإمکانُ و الإمکانُ لیسَ إلاّ کَیفیةَ نِسبةِ الوجودِ و نَحوهِ إلى الماهیةِ فالمحتاجُ إلى الجاعلِ و أثَرهِ التّابِعِ لَهُ أولاً لیسَ إلاّ النسبة.1

  • وجودِ سه حالت برای نسبت

  • مرحوم صدرالمتألهین از اینجا شروع به [بیان] ادلۀ قائلین به تعلق جعل به نسبت می‌کنند. شکی نیست در اینکه نسبت عبارت از همان حالت بین موضوع و محمول در قضایای بسیطه کانَ تامه و همین‌طور در کان ناقصه در زیدٌ موجودٌ و همین‌طور زیدٌ عالمٌ است. آن نسبت بین موضوع و محمول حالت بین موضوع و محمول را بیان می‌کند که این حالت یکی از سه کیفیت است؛ یا کیفیت بین موضوع و محمول، ضرورت است و در آنجا‌یی است که محمول برای موضوع ثابت ‌بشود یااینکه امکان است و در آنجایی است که محمول برای موضوع ثابت نیست ولی تحقق او مستحیل و محتمل نیست یااینکه کیفیت، کیفیت امتناع است در آنجایی که محمول برای موضوع منتفی است و تحقق محمول برای موضوع هم ممتنع است. خب این سه حالتی است که برای نسبت پیدا می‌شود و این حالت حالاتی است که معتبِر به‌واسطۀ لحاظ موضوع و محمول، این حالات را از ارتباط بین محمول و موضوع انتزاع می‌کند. حالت حالتی است که در اعتبار معتبر هست والاّ خود این نسبت امور حقیقیه و واقعیه نیستند! امکان، وصف واقعی و حقیقی نیست که ما‌بإزاء خارجی داشته باشد بلکه اعتباری است که معتبر آن اعتبار را از لحاظ بین موضوع و محمول انتزاع و اعتبار می‌کند و منظور از اعتبار این نیست که یک امر تخیلی و توهمی باشد؛ مثل ریاسات، ادارات، فوقیت، تحتیت، راست و چپ و امثال‌ذلک بلکه اینها اموری است که برحسب شرایط مختلف، خود این اعتبارات هم اختلاف پیدا می‌کنند! امروز یک نفر را رئیس می‌کنند و فردا او را خلع می‌کنند و مرئوس می‌شود، خب این اعتباری است که به‌دست معتبر هست. نه، منظور از اعتبار یک اعتباری است که خود عقل، ضرورت آن اعتبار را تأیید می‌کند؛ یعنی خود آن اعتبار از نقطه‌نظر عقلی ضرورت دارد! زوجیت برای اربعه که این یک وصفی است که عقل این وصف را از لحاظ اربعه اعتبار و انتزاع می‌کند! وقتی که چهارتا یک را درنظر بگیرد و اسم این را واحد، اِثنین، ثلاثه و اربعه بگذارد، در مقایسه باهم حکم به زوجیت می‌کند یا در ثلاثه حکم به فردیت می‌کند! در مورد وجوب و اینها هم همین‌طور است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 403.