اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و تبیین ادله قائلین به تعلق جعل به «نسبت» میان ماهیت و وجود می‌پردازند. بحث با طرح چهار دلیل اصلی آغاز می‌شود که بر اساس آن‌ها، جعل نه به خود ماهیت و نه به وجود، بلکه به نسبت میان این دو تعلق می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون امکان، سبق ماهیت، و سلب شیء از خود مورد واکاوی قرار می‌گیرند. استاد با نقد این ادله، به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی پرداخته و بر این نکته تأکید می‌کنند که آنچه در واقع نیازمند جعل و افاضه فاعل است، «موجود شدن» ماهیت است، نه خودِ ماهیت یا وجود به تنهایی. در پایان، با اشاره به حقایق هستی و بی‌اعتباری تعلقات دنیوی، بر ضرورت بصیرت و توجه به حقیقت توحید در تمامی مراحل حیات تأکید شده است.

تعلق جعل به نسبت بین ماهیت و وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و تبیین ادله قائلین به تعلق جعل به «نسبت» میان ماهیت و وجود می‌پردازند. بحث با طرح چهار دلیل اصلی آغاز می‌شود که بر اساس آن‌ها، جعل نه به خود ماهیت و نه به وجود، بلکه به نسبت میان این دو تعلق می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون امکان، سبق ماهیت، و سلب شیء از خود مورد واکاوی قرار می‌گیرند. استاد با نقد این ادله، به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی پرداخته و بر این نکته تأکید می‌کنند که آنچه در واقع نیازمند جعل و افاضه فاعل است، «موجود شدن» ماهیت است، نه خودِ ماهیت یا وجود به تنهایی. در پایان، با اشاره به حقایق هستی و بی‌اعتباری تعلقات دنیوی، بر ضرورت بصیرت و توجه به حقیقت توحید در تمامی مراحل حیات تأکید شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعلق جعل به نسبت بین ماهیت و وجود

5
  • بیان دلیل چهارم قائلین تعلق جعل به نسبت

  • دلیل چهارمی که اقامه می‌کنند مسئلۀ سلب شیء از نفسه است وقتی که ماهیت موجود شد حالا ما این وجود را می‌توانیم از ماهیت سلب کنیم یا نه؟ وقتی که ماهیت موجود است در ظرف وجود نمی‌توانیم وجود را از ماهیت سلب کنیم. وقتی که زید موجود است در ظرف وجود نمی‌توانیم بگوییم: زیدٌ معدومٌ است. همین‌طور در ظرف عدم نمی‌توانیم وجود را بر ماهیت حمل کنیم؛ یعنی وقتی که نسبت ماهیت را به وجود و نسبت ماهیت را به عدم ملاحظه ‌کنیم می‌بینیم که این ماهیت را نمی‌شود [سلب کرد]. ولی وقتی که خود ماهیت را فی‌حدّنفسه درنظر بگیرید می‌توانیم وجود را از آن سلب کنیم. وقتی که ماهیت را صرف‌نظر از وجود و عدم [درنظر بگیریم] می‌توانیم بگوییم که الماهیةُ مِن حیثُ هیَ هیَ مَعدومة! فی‌حدّنفسه وجود ندارد لَیسَ بِموجودٍ! چون وجود احتیاج به علت دارد. اگر شما خود ماهیت را درنظر بگیرید و خود نفس تصور ماهیت بتواند اقتضاء حمل موجودٌ را بر آن بکند

  • بنابراین ماهیت اصل می‌شود و وجود از آن انتزاع می‌شود و آن دیگر اقتضاء فاعل نمی‌کند و بی‌نیاز از فاعل است. اصلاً نفس تصور ماهیت مِن حیثُ هیَ هیَ مقتضی انتزاع وجود از آن شد. درحالی‌که این‌طور نیست! شما وقتی که خود ماهیت را درنظر بگیرید می‌توانید خود ماهیت را از خودش سلب کنید زیرا سلب شیء به‌واسطۀ سلب موضوع هم می‌شود وقتی که بگویید: زیدٌ غیرُ موجودٍ می‌توانید در اینجا این ماهیت را که الآن تصور کردید و این مفهوم وجود را از ماهیت سلب کردید، این سلب وجود از ماهیت عبارةٌ أُخرای سلب خود ماهیت از خودش است. سلب ماهیت از خودش به معنای سلب ذاتی شیء از خودش نیست که شما ناطقیت را از انسان سلب می‌کنید! نه! به‌واسطۀ عدم تحقق خارجی این نوع، وجود ناطق را دارید از انسان سلب می‌کنید. چون این نوع در خارج نیست بنابراین انسان ناطق نیست و حیوان نیست انسان در ارتباطش با وجود دراین‌صورت شما از او سلب کردید. وقتی که از او سلب بکنید پس چطور در اینجا جعل وجود به خود ماهیت تعلق می‌گیرد؟ درحالی‌که وقتی وجود به ماهیت تعلق گرفت دیگر شما نمی‌توانید این ماهیت را از خودش سلب کنید سلب وجود ماهیت از خودش محال است. زیرا وجود به آن تعلق گرفته پس شما می‌توانید خود ماهیت فی‌حدّنفسه را صرف‌نظر از وجود و عدم و بدون تصور وجود از خودش سلب کنید؛ یعنی در لحاظ نسبت او با وجود بگویید: الماهیةُ لیسَ موجودة. گرچه حالا وجود خارجی هم دارد ولی آن وجود خارجی را شما درنظر نمی‌گیرید. خود ماهیت را در عالم ذهن و تعمّل عقلی می‌توانید در ارتباط با وجود ذهنی بگویید: لیس بِموجودة مگر اینکه علت به آن تعلق بگیرد و در عالم خارج تحقق پیدا بکند. درحالی‌که اگر جعل به ماهیت تعلق بگیرد شما دیگر با وجود تعلق جعل به ماهیت نمی‌توانید تعریه و تخلیه کنید و ماهیت را از ارتباط و تعلقش به وجود خارجی معریٰ کنید و بعد او را از خودش سلب کنید و حکم عدم بر ماهیت جاری کنید. وقتی که جعل به ماهیت تعلق گرفت بخواهید یا نخواهید این موجود شده است و وقتی که موجود شد، وجود جزء ذاتیات آن شد و وقتی که شد دیگر شما نمی‌توانید وجود را از ماهیت سلب کنید. درحالی‌که ما سلب می‌کنیم! حتی با تحقق خارجی ماهیت، ما وجود را از ماهیت به‌لحاظ وعاء خودش سلب می‌کنیم. شما می‌توانید خودش را فی‌حدّنفسه سلب کنید.

/