
ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود
تحلیل امکان فقری و تفاوت آن با اعتبارات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود میپردازند. بحث با نقد ادلهای آغاز میشود که امکان را صرفاً یک امر اعتباری و رابطهای ذهنی میان ماهیت و وجود میدانند. استاد با تبیین این نکته که ماهیت فیحدّنفسه اقتضایی برای وجود یا عدم ندارد، به تحلیل جایگاه امکان در نظام هستی میپردازند و تفاوت میان عبادت تجار و عبید با عبادت اولیاء الهی را به عنوان مثالی برای درک بهتر این مراتب مطرح میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای مشهور، تفاوت میان امکان ماهوی و امکان فقری تبیین میشود. نتیجه نهایی بحث، اثبات این حقیقت است که آنچه موجب استجلاب فیض و جعل از ناحیه پروردگار میشود، نه یک اعتبار عقلی، بلکه حیثیت فقر و افتقار ذاتی است که در متن وجودِ ممکن نهفته است و آن را به سوی جاعل سوق میدهد.
ملاک احتیاج ماهیت به جعل و افاضه وجود
1درس پانصد و دوم
بیان و بررسی ادلۀ قائلین تعلق جعل به نسبت (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و أُجیبَ عَنِ الأولِ بِأنَّ القولَ فی الإمکانِ لَیسَ کَما یَصفهُ الجُمهورُ بِحسبِ ما هوَ المَشهورُ بَلِ الأرفعُ مِن ذلکَ و قَد مَرَّ تَحقیقه.
و عَنِ الثّانی بِأنَّ مِصداقَ الحَملِ فی الوجودِ نَفسُ الماهیةِ لَکنَّ لا مَعَ عَزلِ النَّظرِ عَن غَیرها کَما فی الذّاتیاتِ و لا مَعَ انضمامِ حیثیةٍ أُخرى کَما فی العَوارضِ غَیرِ الوجود.1
ملاک احتیاج به وجود
ادلهای که برای تعلق جعل به نسبت و ربط بین موضوع و محمول و ربط بین وجود و ماهیت آورده بودند، آن ادله قبلاً ذکر شد. دلیل اول این بود که آنچه که ملاک احتیاج به وجود است عبارت از امکان است و نه وجود است و نه ماهیت است. وجود نیست زیرا خود وجود زائد بر ماهیت است پس چگونه ممکن است که خود وجود ملاک احتیاج به جعل باشد؟ وقتی که وجود بهواسطۀ افاضه موجب تشخص و تعین خارج است بنابراین لفظ آن وجود که افاضه است که نمیتواند ملاک برای آن احتیاج و جعل باشد. جعل خودش وجود است و این جعل در ظرفی تحقق پیدا میکند که آن ظرف مقتضی عدم و نقصان شیء باشد و خود وجود عبارت از تشخص و تعین است. بنابراین نمیتواند وجود ظرف برای تعلق اراده و جعل از ناحیۀ مبدأ باشد این راجع به وجود بود.
اما مسئلۀ نفس ماهیت هم که خیلی واضح است که الماهیةُ مِن حَیثُ هیَ لا أیسٌ و لا لیسٌ خود ماهیت فیحدّنفسه اقتضاء وجود نمیکند و چیزی که اقتضاء وجود نکند بنابراین هیچ تقاضای جعل هم از او سر نمیزند. کسانی که در این دنیا اعمالشان و رفتارشان برای خدا نیست بلکه برای شهرت است پس نباید روز قیامت هم توقع ثواب و نعیم الهی را داشته باشند. در این دنیا بهخاطر شهرت انجام دادند و به شهرتشان هم رسیدند. دیگر چه میخواهند؟ چه نعیمی و چه ثوابی؟! آن کسی در آخرت طالب نعیم است و اجر به او میرسد که عمل او در این دنیا برای خدا باشد. عمل برای خدا اقتضاء ثواب مِن الله را میکند. عمل برای خدا مناط و ملاک برای افاضه از ناحیۀ إله است ولی عمل لِلناس، عمل لِلنفس، عمل لِلشهوة، عمل لِلأهویة و عمل لِلدنیا اقتضاء دنیا را میکند فقد أُوتی به و دنیا هم به او داده میشود، شهرت و معروفیت و بیا و برو هم به او داده میشود.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 404 و 405.
