
تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی
تحلیل رابطه جعل و ماهیت در پرتو توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه فقر و غنا در هستی و نحوه تعلق جعل به موجودات میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشهور درباره امکان آغاز میشود و استاد با تفکیک میان ذات وجود که عین غنا و رافع فقر است و ماهیت که ظرف ظهور فقر است، به تحلیل چگونگی تعلق اراده و جعل صانع میپردازند. در این مسیر، با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان ثبات ذاتیِ وجود و افتقارِ ماهویِ موجودات تبیین شده و روشن میشود که جعل نه به اصل ماده، بلکه به صورتبندی و تشخص ماهوی تعلق میگیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که فقر ذاتی، همان حلقه اتصال میان مفاض و مفیض است که در قالب قضایای امکانی بروز مییابد و تفاوت میان انتساب وجود به واجب و ممکن را آشکار میسازد.
تبیین حقیقت فقر و غنا در هستی
1درس پانصد و سوم
بیان و بررسی ادلۀ قائلین تعلق جعل به نسبت (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم1
و اُجیبَ عن ِالأولِ بأنَّ القولَ فی الإمکانِ لیسَ کَما یَصفُهُ الجمهورُ.2
مرحوم آخوند جواب اوّلی را که جلسۀ قبل در پاسخ دلیل اول قائلین به تعلق جعل به نسبت و صیرورت دادند این بود که ایشان فرمودند: بله، ما هم میگوییم که ملاک و اقتضاء تعلق جعل بهواسطۀ امکان است ولی امکانی که شما به او معتقد هستید که جهتِ نسبتِ در قضیه است با امکانی که ما آن را ملاک و مناط برای تعلق جعل میدانیم تفاوت میکند. آن امکانی که ما آن را ملاک میدانیم عبارت از نفس احتیاجی است که در ماهیات نسبت به خصوص وجود خارجی است.
این نحوه تقریری که من الآن خدمتتان عرض میکنم احتمالاً شاید با آنچه را که بعضی از حواشی و اینها داشته باشند تفاوت داشته باشد. در مورد وجوب شکی نیست که وجوب، اصل و حقیقت غناء است و امری است که اصلاً فقر و احتیاج در ذات او راه ندارد؛ چه اینکه اگر وجود در حیثیت خودش و هستی در ذات خودش فقر داشته باشد پس به چه چیز رفع فقر از ماهیات میشود و به چیز ماهیات از مقام نقصان به مقام فعلیت و تمامیت و کمال میرسند؟! و اگر نفس هستی و نفس وجود دارای فقر باشد پس باید در ذات باری تعالی که نفس هستی و حقیقت هستی است در آنجا فقر مطلق باشد فَهو باطلٌ.
هستی و وجود مطلق؛ عین غناء و محصل غناء و رافع فقر
هستی عبارت از ذات باری تعالی
بنابراین در هستی و در وجود نهتنها فقر وجود ندارد بلکه هستی و وجود رافع فقر است و هرجا که هستی پایش را بگذارد فقر از آنجا بیرون میرود. در هرجا که چراغ روشن بشود تاریکی از پنجره و در آن اطاق بیرون میرود. هرجا که چراغ روشن بشود نقصان و نقیصه و فقر نوری از آنجا خارج میشود. هرجا که اکسیژن وارد بشود خلأ و فقر اکسیژن از آنجا بیرون میرود. در هرجا که وجود پایش را بگذارد احتیاج و فقر از آنجا بیرون میرود. بنابراین هستی و وجود مطلق عین غناء و محصِّل غناء و رافع فقر است نهاینکه در ذات هستی فقر و احتیاج هست بلکه ذات هستی عبارت از ذات باری تعالی است.
- . هنوز که هنوز است این قضیه که طلاب باید [برای شهریه ] در صف بایستند [وجود دارد]! فقط بلد هستند که اعلامیه بزنند و پارچه بنویسند! کارمند یک اداره هم باشد یک دفترچه دارد و خودش به بانک میرود و حقوقش را ماهیانه میگیرد! این چه وضعی است؟!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 404.
