اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به ماهیت و کیفیت حمل وجود بر آن می‌پردازند. بحث با نقد و بررسی دیدگاه قائلین به تعلق جعل به نسبت آغاز می‌شود؛ کسانی که معتقدند چون حمل وجود بر ماهیت، ذاتی نیست، جعل نمی‌تواند مستقیماً به ماهیت تعلق گیرد. استاد با تبیین تفاوت میان حیثیت‌های تقیدیه، توقیفیه و ذاتیه، پاسخ صدرالمتألهین به این شبهه را تشریح می‌کنند. در این مسیر، ایشان مرز میان ذات واجب‌الوجود که وجود عین ذات اوست و سایر موجودات که وجود بر ماهیتشان افاضه می‌شود را روشن می‌سازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حمل وجود بر ماهیت، نه به معنای ذاتی بودن آن، بلکه به واسطه حیثیت تعلیلیه و اضافه اشراقیه پروردگار است که ماهیت را مصحح حمل وجود قرار می‌دهد.

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون نحوه تعلق جعل به ماهیت و کیفیت حمل وجود بر آن می‌پردازند. بحث با نقد و بررسی دیدگاه قائلین به تعلق جعل به نسبت آغاز می‌شود؛ کسانی که معتقدند چون حمل وجود بر ماهیت، ذاتی نیست، جعل نمی‌تواند مستقیماً به ماهیت تعلق گیرد. استاد با تبیین تفاوت میان حیثیت‌های تقیدیه، توقیفیه و ذاتیه، پاسخ صدرالمتألهین به این شبهه را تشریح می‌کنند. در این مسیر، ایشان مرز میان ذات واجب‌الوجود که وجود عین ذات اوست و سایر موجودات که وجود بر ماهیتشان افاضه می‌شود را روشن می‌سازند. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که حمل وجود بر ماهیت، نه به معنای ذاتی بودن آن، بلکه به واسطه حیثیت تعلیلیه و اضافه اشراقیه پروردگار است که ماهیت را مصحح حمل وجود قرار می‌دهد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت حمل وجود بر ماهیت

5
  • بنابراین با این کیفیت دیگر نمی‌توانید دلیل بیاورید بر اینکه جعل به ماهیت تعلق نمی‌گیرد به‌خاطر اینکه به مسئلۀ حمل در اینجا خدشه وارد می‌شود، نه! جعل ممکن است تعلق به ماهیت بگیرد و ماهیت را به‌واسطۀ حیثیت توقیفیه که عبارت از انتساب ماهیت به یک علت خارجی است، مصحح حمل موجودٌ کند، لذا می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ به‌لحاظ توجه جعل به او! الکتابُ موجودٌ به‌لحاظ خروج این کتاب از مکینه و کارخانه و دستگاه! السجّادُ موجودٌ؛ فرش موجود است به‌لحاظ علل مُعدّه‌ای که این فرش را از کارخانه خارج کرده است! اگر این خروج نبود و مواد به‌عنوان علت مادی، فاعلی، غایی، صوری و اینها نبود، الآن بر روی یک هم‌چنین فرشی نشسته نبودیم! پس اینکه الآن می‌گوییم: فرش موجود است به‌لحاظ اجتماع علل اربعه برای تکوّن فرش، الآن این موجودیت قابل حمل بر اوست و اگر این علل اربعه نبودند طبعاً فرش هم در اینجا موجود نبود! بنابراین از این نقطه‌نظر ایراد دلیلتان بر تعلق جعل به نسبت، ناتمام است. خب حالا دلیل دوم را بخوانیم.

  • وَ عنِ الثّانی بِأنَّ مصداقَ الحملِ فی الوجودِ نفسُ الماهیةِ لکن لا معَ عَزلِ النَّظرِ عَن غَیرِها کَما فی الذّاتیاتِ و لا مَعَ انضِمامِ حیثیةٍ أخرىٰ کَما فی العوارضِ غَیرِ الوجود.1

  • پاسخ از دلیل دوم بر تعلق جعل به نسبت این است که مصداق هم خود ماهیت است. وقتی که می‌گوییم: زیدٌ موجودٌ، مصداق این موجودٌ همین موضوع است و چیز دیگری نیست که آن نسبت باشد. آن موجودیت به خود این محمول برمی‌گردد، نه موجودیت به نسبت بین موجود و زید برمی‌گردد! نه، همین زید مصداق موجودٌ است؛ همین موجودٌ که بعد می‌گوییم. این وسط دیگر چیزی نیست! زیدٌ موجودٌ، آن تنوین روی «دال» به میم موجودٌ چسبیده است و این وسط دیگر چیزی نیست که این موجودٌ بخواهد به آن وسط بخورد. می‌خواستم توضیح بدهم که یک وقت شبهه‌ای پیش نیاید.

    1. . همان.
/ 0