اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ذات و مقام احدیت

بررسی تساوی مقام ذات با حقیقت احدیت و بساطت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم بساطت و صرافت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز می‌شود که آیا حقیقت وجود، با وجود تعینات و کثرات در عالم، همچنان بسیط و صرف باقی می‌ماند یا خیر. ایشان با تفکیک میان مقام ذات و مقام احدیت، به این نکته می‌پردازند که چگونه حقیقت واحده وجود، فارغ از هرگونه اعتبار ذهنی، مقتضی وحدت است. در ادامه، تفاوت میان وجودات مجرده که دارای حد و قالب هستند با حقیقتِ مطلقِ وجود که از هرگونه ماهیت و حدی منزه است، تشریح می‌شود. این مباحث که بر پایه براهین فلسفی استوار است، نشان می‌دهد که اتصاف ذات به احدیت، به معنای تنزیل مقام ذات نیست، بلکه بیانگر حقیقتِ یکتایی است که حتی در فرض نبودِ هیچ مخلوقی، همچنان برقرار است. در پایان، این سیر استدلالی به تبیین مقام «هو» و جایگاه آن در عرفان نظری منتهی می‌شود.

حقیقت ذات و مقام احدیت

4
  • حالا صحبت در این است که آیا اتصاف یک هم‌چنین وجودی به وحدت مانع از تحقق وجود دیگر به همین کیفیت هست یا نه؟! نه! ممکن است دو ملک باشند و هردو یک سعۀ وجودی داشته باشند در دو حیطۀ مختلف و در دو مسئلۀ مختلف، دو سعۀ وجودی متفاوت داشته باشند؛ این یکی در این قسم باشد و در مسئلۀ علم باشد و آن در مسئلۀ قدرت باشد ولی همین اختلافی که در اینجا هست موجب تمایز و افتراق بین این و اوست. لذا این درقبال این وجود دیگر و حقیقت مجردۀ دیگری که او هم مجرد است و او هم دارای حد وجودی است منتها فرق می‌کند؛ این حد موجب می‌شود که درقبال این یکی و درقبال ثالث و رابع به مسئلۀ واحدیت متصف بشود.

  • در روایات و آیات قرآن هم داریم: ﴿وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ﴾1 یا ﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ﴾2 یا در آیۀ دیگر داریم: ﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا﴾3 یا مثلاً فرض کنید در قضیۀ لوط داریم که ملائک آمدند؛ ﴿إِذۡ دَخَلُواْ﴾ به صیغۀ جمع آمده ﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗا قَالَ إِنَّا مِنكُمۡ وَجِلُونَ﴾.4 ﴿مِنكُمۡ﴾ و ﴿دَخَلُواْ﴾ جمع آمدند. اگر حقیقت آنها واحد بود که دیگر جمع معنا ندارد و باید «دَخَلَ» بگوید، گرچه یک عده باشند! پس این افتراق موجب تعدد است.

  • نفسِ حقیقت واحده مقتضی وحدت

  • حالا این حقیقت واحد وجودیه که آن وجودی که لاحد است و بساطت و صرافت دارد، این حقیقت واحده متصف به وحدت است چه ما او را متصف بکنیم یا نکنیم، این مسئله است! نفسِ این حقیقت واحده مقتضی وحدت است نه اعتبار معتبر که بیاید و آن حقیقت را در مسئلۀ ذهن نازل کند و به آن حقیقت حیثیت بشرط‌لائی بدهد و به‌واسطۀ بشرط‌لائیت او را متصف به احدیت کند. نه! خود این حقیقت واحده چه متکلمی در عالَم باشد یا نباشد، چه حکیمی باشد یا نباشد، پیغمبری باشد و کتابی بیاورد یا نیاورد آیا نفس آن حقیقت واحده اقتضاء وحدت می‌کند یا نمی‌کند؟! می‌کند؟! پس احدیت ثابت برای ذات شد پس ما دو چیز در اینجا نداریم! ما که اینجا دو نوع نداریم! یک ذات و یک احدیت نداریم! انفکاک بین مقام ذات که در مرتبۀ اعلیٰ است و مقام احدیت که در مرتبۀ مرتبۀ نازل است و پس از آن مقام ذات درنظر گرفته می‌شود و این دیگر به اعتبار معتبر مربوط نیست.

    1. . سوره حاقه (69) آیه 17. معادشناسی، ج 3، ص 143:
      «...و در آن روز عرش پروردگار تو را، که عالم هستى و کاخ وجود یا عالم مشیّت الهیّه باشد، هشت فرشته بر بالاى خود حمل مى‌کنند.»
    2. . سوره مدّثر (74) آیه30. معادشناسی، ج 5، ص 305:
      «و بر آن آتش دوزخ نوزده فرشتۀ عذاب مأموریت پاسدارى و محافظت آن را دارند.»
    3. . سوره نازعات (79) آیه 5. معادشناسی، ج 3، ص 138:
      «و سوگند به فرشتگانى که پس از سبقت به‌سوى مأموریت با انجام آنچه در تدبیر امور این عالم به آنها مُفوَّض شده است تدبیر امور را می‌نمایند.»
    4. . سوره حجر (15) آیه52. امام‌شناسی، ج 1، ص 128:
      «در وقتى‌که بر ابراهیم وارد شده و بر او سلام کردند (ابراهیم براى ‌آنان غذایى آورده و چون فرشته بودند نخوردند.) ابراهیم گفت: ما از شما ترسانیم!»