اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه اوصاف کمالی ذات پروردگار و نحوه اتصاف ذات به این اوصاف می‌پردازند. بحث با تحلیل معنای احدیت و واحدیت آغاز شده و با نقد دیدگاه‌هایی که اتصاف ذات به اوصافی نظیر حیات را موجب تنزل مقام هوهویت می‌دانند، ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه در مسائل فلسفی، اجماع جایگاهی ندارد و باید به واقعیت هستی نگریست، حیات را به معنای استمرار بقای ذات دانسته و آن را وصفی لاینفک از حقیقت وجود معرفی می‌کنند. در ادامه، تلازم میان وجود و حیات تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که سلب حیات از ذات، مستلزم حکم به عدم است. این جلسه با هدف روشن‌سازی این حقیقت که اوصاف ذاتی، عین ذات بوده و هیچ‌گونه جدایی یا تنزلی در مقام اتصاف آن‌ها رخ نمی‌دهد، به پایان می‌رسد.

حقیقت حیات و اتصاف ذات به اوصاف کمالی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه اوصاف کمالی ذات پروردگار و نحوه اتصاف ذات به این اوصاف می‌پردازند. بحث با تحلیل معنای احدیت و واحدیت آغاز شده و با نقد دیدگاه‌هایی که اتصاف ذات به اوصافی نظیر حیات را موجب تنزل مقام هوهویت می‌دانند، ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه در مسائل فلسفی، اجماع جایگاهی ندارد و باید به واقعیت هستی نگریست، حیات را به معنای استمرار بقای ذات دانسته و آن را وصفی لاینفک از حقیقت وجود معرفی می‌کنند. در ادامه، تلازم میان وجود و حیات تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که سلب حیات از ذات، مستلزم حکم به عدم است. این جلسه با هدف روشن‌سازی این حقیقت که اوصاف ذاتی، عین ذات بوده و هیچ‌گونه جدایی یا تنزلی در مقام اتصاف آن‌ها رخ نمی‌دهد، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت حیات و اتصاف ذات به اوصاف کمالی

9
  • تلمیذ: پس این بدون حد مفهومی می‌شود.

  • استاد: نه حد مفهومی، مفهوم حد ندارد مصداقش حد دارد.

  • تلمیذ: مطلب اشکال دارد. نمی‌شود!

  • استاد: مسئلۀ کثرت نیست و کثرت در مفهوم است، نه کثرت در مصداق و کثرت در مصداق در اینجا به‌وجود نمی‌آید؛ یعنى شما آمدید یک وصفى را از خود ذات بدون امر دیگر انتزاع کردید یعنى ذات بوده و هیچ مخلوقى هم در عالم از او سر نزده است.

  • تلمیذ: در عالم مفهومیت مفهوم حیات غیر از مفهوم ذات است.

  • استاد: باشد مهم نیست و اشکال ندارد.

  • تلمیذ: ولی شما در توضیحاتتان طوری توضیح دادید که یعنی این ذات با این مفهوم یکی است.

  • استاد: مصداقاً یکی است نه مفهوماً.

  • تلمیذ: حرف شما در این مفهوم مصداق است.

  • استاد: ببینید وجود «واو جیم واو دال» یک مفهوم دارد و حى «حاء یاء» یک مفهوم دیگر دارد. اگر یک مفهوم نداشت که حرف‌های این دوتا هم فرق نمی‌کرد ولى صحبت ما این است که آیا این «حاء یاء» با این «واو جیم واو دال» ابداً و ازلاً معیت دارند یا ممکن است از همدیگر تفکیک پیدا کنند؟

  • تلمیذ: مصداقاً واحد است.

  • استاد: احسنت! همین را می‌خواهیم بگوییم. اگر بگوییم که آن ذات حیات دارد او را از مرتبۀ خودش پایین آوردیم یا نه؟

  • تلمیذ: نه، در عالم اعیان که آوردیم غیر آن مصداقش است.

  • استاد: چه چیزی مصداق شد؟ نه.

  • تلمیذ: مصداق با حی متحد و یکی است اما در عالم لفظ که می‌آوریم جدا می‌شود.

  • استاد: احسنت! عیب ندارد جدا بشود مسئله‌ای نیست. ما مى‌خواهیم این را بگوییم که در هر مرتبه که ذات پروردگار را در آن مرتبه بدانید چه در مرتبۀ ذات و چه در مرتبۀ وصف اوصاف مثل خالقیت، رازقیت، موجبیت و موجدیت در هر مرتبه که مى‌خواهید بدانید باید وصف حیات را در همان مرتبه ملازم با ذات بدانید. منظور من این است.

  • تلمیذ: اینها که اوصاف فعل است. اوصاف ذاتی را که ملازم می‌بینیم آن اوصاف فعل است که...

/ 0