اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت و حیات در حقیقت وجود

تبیین عینیت مصداقی صفات ذاتی با حقیقت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای وحدت و حیات در مقام ذات پروردگار می‌پردازند. بحث با تفکیک میان مفهوم «واحد» و «احد» آغاز می‌شود تا روشن گردد که چرا حقیقت وجود، ابایی از پذیرش ثانی ندارد و چگونه این حقیقت با مقام احدیت عینیت مصداقی پیدا می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های اعتباری به هستی و حیات، توضیح می‌دهند که حیات نه یک صفت عرضی یا متأخر از ذات، بلکه عینِ حقیقت وجود و استمرار آن است. ایشان با اشاره به خطای ذهنی انسان در مواجهه با مرگ و ترس‌های ناشی از تخیلات، بر ضرورت باور عقلانی به حقایق هستی تأکید می‌کنند. در نهایت، با عبور از مباحث متکلمین و فلاسفه، این نتیجه حاصل می‌شود که صفات ذاتی پروردگار، نه در مرتبه‌ای پایین‌تر، بلکه در همان مرتبه ذات، با حقیقت وجود متحد هستند و تغایر مفهومی آن‌ها، مانع از عینیت مصداقی‌شان نخواهد بود.

وحدت و حیات در حقیقت وجود

4
  • این مسئله که امروز دارم مطرح می‌کنم که برو الآن او را بخر این وصف چیست؟ وصف اوست، وصف من نیست. یعنی آن شیء تا امروز هم بقاء دارد تا امروز هم بوده است تا امروز هم به همان وجود خود ادامه می‌دهد. سؤال این است که این وصف در همان مرتبه و حیثیت وجودی ملازم با اوست یااینکه در یک مرتبۀ پایین‌تر هست؟ یعنی وقتی که شما می‌گویید: آن ظرف الآن در فلان دکان هست، این «هست» را که شما از آن بقاء انتزاع می‌کنید این وصف را در چه مرتبه از مراتب ذهنی خودتان و از مراتب خارجی آن ظرف می‌چسبانید و او را ملصق می‌کنید؟ در همان مرتبۀ وجودی یا در مرتبۀ دیگر؟

  • مثلاً می‌گویید که حسن آقا را دیدید؟ می‌گوید: بله، حسن آقا را دیدم. می‌گویید: می‌دانی امروز چه‌کار کرده است؟ می‌گوید: امروز رفته یک ماشین خریده است. اینکه الآن مالکیت یک ماشین را به او نسبت می‌دهید در چه مرتبه این مالکیت را به او نسبت می‌دهید؟ آیا در مرتبۀ وجودی این مالکیت به او می‌چسبد؟ پس باید از اول ماشین داشته باشد، از وقتی که به دنیا می‌آید باید با ماشین به دنیا بیاید! نه بابا! با ماشین به دنیا نمی‌آید، می‌بینیم! حالا بله بعد از اینکه به دنیا آمد برای او لباس می‌خرند، قنداق می‌خرند، گوشواره می‌خرند، اینها همه برای چیزهای بعد است. اما در همان حیثیت و مرتبۀ وجودی که دارد می‌گوید: سلام علیکم و رحمة الله! آمدیم ببینیم اینجا چه خبر است! آنجا که هیچ خبری نبود فقط تاریکی بود! ﴿فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖ﴾1 تاریکی بود حوصله‌مان سر رفت آمدیم ببینیم که بیرون حال‌وهوایش چطور است! آیا بهتر است؟ اوضاع چطور است!

  • علت ترس از مرگ

  • ما هم همین هستیم، می‌دانید چرا ما هم وقتی که در این دنیا هستیم نمی‌خواهیم آن‌طرف برویم؟! چرا از رفتن و از مرگ می‌ترسیم؟! چرا از مردن می‌ترسیم؟! چون از آن‌طرف خبر نداریم، اینجا گرفتاریم، ذهن به این واقعیت در اینجا مأنوس شده است و از این تخیلات و توهمات و اعتبارات بیرون نیامده است، لقلقۀ زبان است، زبانمان به مطالب و مسائلی می‌گردد، اما واقعیت، نفس، انس، روح، تعلق و باورمان به این مسائل خو گرفته است، با این دنیا انس گرفته است لذا وقتی که [نزد طبیب] می‌روند و می‌گوید که آقا شما یک مسئله‌ای برایتان پیدا شده تا یک هفتۀ دیگر، یا یک ماه دیگر إن‌شاء‌الله باید تشریف ببرید، یک‌دفعه می‌بینید رنگ پرید و چهره زرد شد!

    1. . سوره زمر(39) آیه 6:
      ﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖ يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖ ذَٰلِكُمُ ٱللَهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾
      ترجمه: «شما را از یک تن آفرید، سپس همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان [شتر و گاو و گوسفند و بز به اعتبار یک نر و یک ماده] هشت زوج آفرید، شما را در شکم‌های مادرانتان آفرینشی پس از آفرینشی دیگر در میان تاریکی‌های سه‌گانه [شکم و رحم و مشیمه] به وجود آورد. این است خدا پروردگار شما که فرمانروایی [مطلق بر همه هستی] ویژه اوست، معبودی جز او نیست، پس چگونه شما را از حق باز می‌گردانند؟» (محقق)