اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وحدت و حیات در حقیقت وجود

تبیین عینیت مصداقی صفات ذاتی با حقیقت وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای وحدت و حیات در مقام ذات پروردگار می‌پردازند. بحث با تفکیک میان مفهوم «واحد» و «احد» آغاز می‌شود تا روشن گردد که چرا حقیقت وجود، ابایی از پذیرش ثانی ندارد و چگونه این حقیقت با مقام احدیت عینیت مصداقی پیدا می‌کند. در ادامه، استاد با نقد نگاه‌های اعتباری به هستی و حیات، توضیح می‌دهند که حیات نه یک صفت عرضی یا متأخر از ذات، بلکه عینِ حقیقت وجود و استمرار آن است. ایشان با اشاره به خطای ذهنی انسان در مواجهه با مرگ و ترس‌های ناشی از تخیلات، بر ضرورت باور عقلانی به حقایق هستی تأکید می‌کنند. در نهایت، با عبور از مباحث متکلمین و فلاسفه، این نتیجه حاصل می‌شود که صفات ذاتی پروردگار، نه در مرتبه‌ای پایین‌تر، بلکه در همان مرتبه ذات، با حقیقت وجود متحد هستند و تغایر مفهومی آن‌ها، مانع از عینیت مصداقی‌شان نخواهد بود.

وحدت و حیات در حقیقت وجود

1
  • درس پانصد و یازدهم

  • اقسام وحدت

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • در مباحث گذشته راجع به وحدت عینیۀ حقیقت وجود با صرافت و مصداق وحدت حقّۀ حقیقیه صحبت شد. در مسئلۀ وحدت همان‌طور که رفقا اطلاع دارند دو قسم وحدت را انسان می‌تواند لحاظ کند: یک وحدت را از نقطه‌نظر تشخص درقبال تشخص دیگر که آن تشخص دیگر مابه‌الاِشتراک و مابه‌الاِمتیازی دارد این‌گونه وحدت در عربی به آن «واحد» گفته می‌شود و در فارسی به آن «یک» گفته می‌شود و در زبان‌های دیگر بعید است که اصلاً یک هم‌چنین مسئله‌ای و یک هم‌چنین تعبیر و واژه‌ای باشد، من ندیدم.

  • اما از نقطه‌نظر حیثیت همگانی اطلاق واحد و یک به آن لحاظ است؛ یعنی به‌لحاظ امکانیت تصور و وجود خارجی ثانی برای این امر واحد. گرچه ممکن است که واحد وجود خارجی نداشته باشد ولکن امکان تصورش هست.

  • شمس در خارج اگر چه هست فرد***می‌توان هم مثل او تصویر کرد1
  • این شمس یک امر و یک کرۀ واحدی است که واحد است؛ در منظومۀ شمسی، این کرۀ شمس یک حقیقت و تعین واحد است ولی فرض تعین ثانی و شیء ثانی برای او جایز است و امکان دارد. در عربی به این واحد گفته می‌شود، در فارسی هم یک می‌گوییم.

  • معنای «أحد»

  • مسئلۀ دوم وحدت مسئله‌ای‌ است که امکان ثانی برای او نیست. البته در فارسی به این «یکتا» و «یگانه» گفته می‌شود که از آن به آلهۀ قدیم تعبیر می‌آورند مثلاً آلهۀ زیبائی‌ها، آلهۀ زشتی‌ها، آلهۀ قدرت، آلهۀ باران، آلهۀ خشکسالی، و یا یزدان و اهریمن که دو مظهر برای آثار خیر و برکت و آثار شر و مورد تنفر و زجر افراد بودند. از اینکه هرکدام از اینها ثانی قبول نمی‌کنند به آنها یگانه و یکتا گفته می‌شود. در عربی هم به این وحدت، «أحد» گفته می‌شود. «أحد» یعنی همان یکی که تصور ثانی برای او ممکن نیست. لذا مثلاً در مقام تعریف و افراط می‌گفتند: «گوهر یکتا» یعنی آن گوهری که در تمام دنیا «دو» ندارد، فقط یکتاست. یا در مقام تعریف می‌گفتند: عالِم یگانه، به آن جنبۀ مقام علمی و علوّ منزلت علمی اطلاق یگانه بودن و احدیت می‌شد یعنی تصور ثانی برای او نبود. این در مقام تعریف و اعتبارات عرفیه بود ولیکن ریشه‌اش همان ریشۀ واقع بود.

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 4.