
حقیقت وجود و مراتب آن
تبیین نسبت میان وجود بالصرافه و تعینات محدود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز میشود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود میپردازند و توضیح میدهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر میگیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار میگیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه میگیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچگونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.
حقیقت وجود و مراتب آن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن میپردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز میشود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود میپردازند و توضیح میدهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر میگیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار میگیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه میگیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچگونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.
حقیقت وجود و مراتب آن
7یک وجودی هست که این وجود در عالم ماده هست و در زمانیات و مکانیات هست و آن وجود همان بلیطی است که الآن در صندوق و زیر کتاب هست، این یک وجود است. یک وجود دیگری هم هست که آن وجود در صندوق و زیر کتاب خارجی نیست، آن را که من در خواب دیدم کدامیک از این دو بوده است؟! آن چیزی بوده که زیر کتاب بوده است؟! خب من که اصلاً خواب بودم و اطلاع و خبر نداشتم که بلیطی تهیه شده و در صندوق هست و قرار بر این است، در این اطاق [خواب بودم]، اصلاً چه ربطی به اطاق دیگر دارد؟! پس آنچه را که من در خواب دیدم و بعد فردا با خارج تطبیق دادم کجاست؟! آن لا زمان میشود. پس ما یک واقعیتی داریم و آن واقعیت، واقعیت لا زمان است، آن واقعیات لا زمانی گاهی از اوقات همراه با واقعیتهای خارجی زمانی است و گاهی اوقات نه، همراه با او نیست. مثلاً اگر قبل از اینکه تهیه بشود، یک روز قبل این خواب را میدیدم که یک چنین قضیهای آنجا هست، میرفتم و میدیدم نیست و فردا میرفتم و میدیدم هست! پس من یک روز قبل دیدم. این واقعیت زمانی، غیر زمانی اتفاق افتاد درحالیکه هنوز زمانی آن اتفاق نیفتاده است! مثل این خوابها و مکاشفاتی که میبینند و هفتۀ دیگر یا سال دیگر اتفاق میافتد. ارباب مکاشفات در مکاشفه چه چیزی میبینند؟! میبینند یا نمیبینند؟! هنوز وجود خارجی ندارد و هنوز زمانی و مکانی نیست. آیا واقعیت را میبینند یا نمیبینند؟! آن واقعیت کجاست؟! کجای این عالم زمان هست؟! اصلاً عالم زمان نداریم! این مفارقات میشود، اسم این عالم عالم مفارقات است البته این یک رتبۀ آن است، رتبههای بالاتر دارد که آن خیلی دقیقتر و رقیقتر و عمیقتر است و بحث فقط به صورت تنها میرسد و از صورت تنها به معنا میرسد و آن معنا خودش به یک معنای رقیقتر میرسد و بعد اصلاً به یک جا میرسد که دیگر در آنجا عالم مفاهیم نیست! دیگر اصلاً یک وضع دیگری پیدا میکند و در آنجا هردوی اینها یک مفهوم پیدا میکنند و اصلاً ماهیات و مفاهیم برداشته میشود در عین اینکه همه چیز هست! آن دیگر اصلاً یک مسئلۀ دیگری است.
