اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و مراتب آن

تبیین نسبت میان وجود بالصرافه و تعینات محدود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت وجود و مراتب آن می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه وجود بالصرافه و بساطت آن آغاز می‌شود؛ وجودی که در عین صرافت، در تمامی مظاهر و تعینات ساری و جاری است. در ادامه، ایشان با نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفهوم اطلاق، به بررسی نسبت میان وجود بالصرافه و وجودات محدود می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه حقیقت وجود، بدون نیاز به قیود اضافی، تمامی تعینات را دربر می‌گیرد. در این مسیر، مفاهیمی همچون حدوث ذاتی و قِدم زمانی، تفاوت میان مراتب احدیت و واحدیت، و چگونگی ظهور صفات ذاتیه در ذات باری تعالی مورد واکاوی قرار می‌گیرند. در نهایت، ایشان با تأکید بر وحدت در ذات، اسم، صفت و فعل، نتیجه می‌گیرند که تمامی مراتب وجود، ظهورات همان حقیقت واحد هستند و هیچ‌گونه انفکاکی میان ذات و صفات آن متصور نیست.

حقیقت وجود و مراتب آن

4
  • کیفیت نظر یک فیلسوف نسبت به حقیقت وجود

  • آنچه در اینجا از نظر فلسفی، نه از نظر قواعد تجربی قابل تأمل است این است که یک فیلسوف در نظرش نسبت به حقیقت وجود به آن جنبۀ تجردی وجود نگاه می‌کند که آن جنبۀ تجردی وجود در همۀ ابعاد مختلفۀ وجودی ساری و جاری است، اسم آن جنبۀ تجردی را بسیط الحقیقه می‌گذارد که معنای آن، معنای لابشرطی است. این یک مرتبه‌ای برای وجود است.

  • مرتبۀ دومی که برای مسئله وجود قائل شده‌اند، مرتبۀ بشرط‌لائی است که همان مرتبۀ احدیت است که در آن مرتبه، آن وجود یک حقیقتی دارد که در آن حقیقت مرتبۀ مافوق احدیت است که به او عالم هوهویت گفته می‌شود و آن مرتبه یک مرتبه‌ای است که حتی اعلیٰ از اتصاف به هر وصف و عنوانی است. این مسئله که یک مرتبه پایین‌تر از او، اتصاف به مرتبۀ احدیت است که در آنجا مسئلۀ وحدت مطرح می‌شود و اتصاف به احد، حیات، علم و قدرت که لازمۀ هر وجود است. در آنجا این مطلب و مسئله مطرح است که حقیقت وجود یک مقام و منزلتی اعلیٰ از علم و حیات و قدرت دارد و بین آن حقیقت وجود و علم و حیات و قدرت فاصله هست! گرچه از نقطه‌نظر خارجی هیچ افتراقی را ولو لحظةٌما بین مرتبۀ وجود و اوصافش مشاهده نمی‌کنیم بلکه تا خدا خدایی می‌کرد، این مسئلۀ احدیت وصف برای ذات بود! تا خدا خدایی می‌کرد ازلاً و ابداً که سرمداً می‌شود، تا خدا خدایی می‌کرد، در ازل وجود پروردگار و ذات حضرت حق متصف به حیات و قدرت و علم بود.

  • عدم منافات حدوث ذاتی با قِدم زمانی

  • بنابراین آنچه که فارق بین این مرتبۀ احدیت و مراتب مادون که مراتب واحدیت است، مسئلۀ قِدم ذاتی است که آن قِدم ذاتی با حدوث ذاتی در مراتب دیگر در مقام واحدیت متمایز است. حدوث ذاتی منافاتی با قِدم زمانی ندارد! در حدوث ذاتی صحبت از این است که هر آنچه را که شما مدّنظر قرار بدهید، مسبوق به عدم است و مسبوق به عدم بودن منافات ندارد بااینکه از نقطه‌نظر زمانی قدیم باشد! مفارقات از نقطه‌نظر زمانی قدیمی هستند و در مرتبۀ اعلیٰ از زمانیات و امور متدرجۀ در ظرف زمان هستند؛ یعنی می‌توانیم وجود و حقیقت عقل را در وضع و موقعیتی که در آن موقعیت زمان نبوده است تصور کنیم. ما می‌توانیم حقیقت و وجود ملائکه را در یک ظرفیت و جایگاه و مرتبه‌ای تصور کنیم که در آن مرتبه حرکت قمر، شمس، زهره، عطارد و کرۀ ارض نبوده است. می‌توانیم حقیقت مفارقات ابداعیه را در ظرفیتی که در آن ظرفیت زمان نبوده است تصور کنیم، چه اینکه الآن ما حقایقی را ادراک می‌کنیم که در آن حقایق زمان وجود ندارد! آن حقایق کجاست؟! وقتی که می‌خوابید، آن خوابی را که می‌بینید چه مقدار از زمان خارج را اشغال کرده است؟! آیا آن خوابی را که می‌بینید فقط تمثل و ذهنیات و صوری بوده است که در عالم خیال برای شما تجسم پیدا کرده است؟! آیا واقعیتی نداشته است؟! آیا حقیقتی نداشته است؟! آیا ما‌بإزائی در خارج نداشته است؟! منظور از خارج این صحن مدرسۀ فیضیه نیست، نه! خارج یعنی در ظرفی که این حقایق یک مقدار از آن ظرف را اشغال کند، مقصود ما از خارج این است. الآن این اطاق ظرف است و شما و ما مظروف هستیم، هرکدام از ما یک مقدار از این ظرف را اشغال کرده‌ایم. من الآن در اینجا نشسته‌ام، این مقدار و ایشان هم این مقدار را اشغال کرده‌ایم، هرکدام که الآن در اینجا نشسته‌اند یک مقدار از حجم این اطاق را اشغال کرده‌اند. اگر یک مقدار جمعیت اینجا زیاد بشود، تنفس مشکل می‌شود و می‌گویند: آقا درها را باز کنید. اینکه می‌گویند: درها را باز کنید برای چیست؟! برای اینکه افراد زیاد هستند و حجم گرفته شده است! اگر یک نفر بود، نه ده ساعت هم اینجا بود تنفسش اشکال نداشت.