اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

تحلیل فلسفیِ تلازمِ قدرت با وجود و نقد اوهام انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه صفت «قدرت» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تعریف قدرت به عنوان تواناییِ ذات بر استدامه و ایجاد تغییر در آثار وجودی آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه قدرت از اوصاف انتزاعی و لاینفکِ ذات است، ادامه می‌یابد؛ به گونه‌ای که سلب قدرت از ذات، مساوق با سلب خودِ ذات است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به نقدِ نگاهِ عرفی و خیالیِ انسان‌ها نسبت به تعلقات دنیوی و مرگ می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از دلبستگی‌ها و رفتارهای ما در مواجهه با حوادث، نه برخاسته از حقیقتِ وجودی، بلکه ناشی از اوهام و تخیلات نفسانی است، مخاطب را به بازنگری در نوعِ ارتباط با خود و جهان پیرامون دعوت می‌کنند. این جلسه در نهایت با تبیینِ تفاوتِ نگاهِ اولیاء الهی با نگاهِ عامیانه به هستی، به پایان می‌رسد.

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

1
  • درس پانصد و چهاردهم

  • بررسی صفت قدرت

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • خدمت رفقا نسبت به تشخص وجودی عرض شد که مسئلۀ تشخص عبارت از تعین است و آن تعین به هر کیفیتی که باشد لا ثانی له و این اعتبارات عامیانه و عرفیه نسبت به مراتب تشخص و امثال تشخص، اینها از نقطه‌نظر تحقیق آن‌طور که بایدوشاید در جایگاه خودش قرار ندارد. اما صفاتی که لازمۀ وجود هست درهرحال و از اوصاف انتزاعیه وجود هست ـ مسئلۀ سوم ـ مسئلۀ قدرت است. راجع به مسئلۀ وحدت و راجع به حیات صحبت شد. دو مطلب دیگر باقی ماند؛ یکی قدرت و دیگری علم.

  • تعریف قدرت

  • قدرت عبارت از اقتدار ذات بر استدامۀ وجود و آثار وجود است که همان معنای مصطلح و بدیهی فعلیت این صفت خاص است چه به امکان و چه به‌نحو حال. دربارۀ قدرت مثلاً گفته می‌شود که این شخص قدرت این را دارد که این کار را انجام بدهد معنایش این است که استعدادش را دارد، تحملش را دارد، ظرفیتش را دارد ولو اینکه بالفعل آن قدرت اعمال نشود، اشکال ندارد بلکه همین‌قدر که توان داشته باشد تحمل این مسئله را داشته باشد که امر بالقوه‌ای را بتواند به بالفعل تبدیل کند، این حالت را قدرت می‌گویند. این تسبیحی که الآن در دست من هست دارای یک وزنی است و الآن در روی زمین هست. این تسبیح امکان این را دارد که از زمین بلند شود و در این مرتبه از فضا قرار بگیرد. آن امری که موجب می‌شود این حالت از جنبۀ استعداد به مرتبۀ فعلیت تحول پیدا کند به آن عامل، قدرت می‌گویند.

  • حالا آن قدرت هرچه می‌خواهد باشد؛ قدرت طبیعیه باشد، غیر طبیعیه باشد، قوای مادیه باشد یا قوای مجرده باشد، در انواع خودش تفاوتی ندارد. نسبت به آن تبدل و تحیّل امر استعدادی به امر فعلی، چه آن حرکت وضعی باشد، کمّی باشد یا کیفی یا جوهری باشد در تمام این موارد آن جنبۀ قدرت إعمال می‌شود. پس اگر یک درخت می‌تواند میوه و ثمرۀ خود را از حالت آن ورد و زهره بودن متبدل به آن ثمره بکند و اطوار مختلفه را بر آن ثمره به‌وجود بیاورد ما می‌گوییم که این درخت و این شجره قادر است؛ قادر بر تحول و بر تغیر جوهری است که یک امر بالقوه را مبدل به امر بالفعل کند. در خصوصیات جوهریه و در کمّ و در کیف و در همۀ این موارد، کیف به انواع و اقسام خودش یک سیب وقتی که در این مرحلۀ کمون قرار دارد، دارای طعم خاصی است ولی وقتی که مدام آن تفّاح و آن سیب رشد می‌کند و بزرگ می‌شود به‌واسطۀ حرکت جوهری دارای طعم‌ها و اذواق مختلفه می‌شود و همین‌طور در لون، لون او إخضراریت متبدل به إصفراریت می‌شود و بعد به إحمراریت. این حرکتی است که از در جنبۀ کیفی لونی انجام می‌گیرد و همین‌طور در جنبه کمّی.