اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

تحلیل فلسفیِ تلازمِ قدرت با وجود و نقد اوهام انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه صفت «قدرت» در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تعریف قدرت به عنوان تواناییِ ذات بر استدامه و ایجاد تغییر در آثار وجودی آغاز می‌شود و با استدلال بر اینکه قدرت از اوصاف انتزاعی و لاینفکِ ذات است، ادامه می‌یابد؛ به گونه‌ای که سلب قدرت از ذات، مساوق با سلب خودِ ذات است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به نقدِ نگاهِ عرفی و خیالیِ انسان‌ها نسبت به تعلقات دنیوی و مرگ می‌پردازند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از دلبستگی‌ها و رفتارهای ما در مواجهه با حوادث، نه برخاسته از حقیقتِ وجودی، بلکه ناشی از اوهام و تخیلات نفسانی است، مخاطب را به بازنگری در نوعِ ارتباط با خود و جهان پیرامون دعوت می‌کنند. این جلسه در نهایت با تبیینِ تفاوتِ نگاهِ اولیاء الهی با نگاهِ عامیانه به هستی، به پایان می‌رسد.

ماهیت قدرت و نسبت آن با حیات و ذات

4
  • کیفیت توجه به نفس

  • یکی از چیزهایی که می‌گویند این است که انسان تخلیه داشته باشد، تجرید داشته باشد، توجه به نفس داشته باشد و در توجه به نفس انسان ذهن خودش را از همۀ تخیلات و توهمات و واردات حتی از توجه به خود نیز ذهن خود را باید تخلیه کند! در مقام توجه به نفس وقتی که شما توجه می‌کنید دیگر در آنجا نه عیال شما موجود است و نه چیز دیگر! این عیالی که همیشه اقتران دارد بلکه التصاق دارد بلکه اتحاد دارد، نیست! خیلی ما می‌خواهیم نسبت به این مسئله... خب دیگر اوضاع عوض شد و زمانه عوض شد ما هم باید از نظر فلسفی اعتبارات و ارزش‌ها و این چیزها را بالا ببریم! اگر شما بخواهید آن که اتحاد دارد؛ مخدرۀ مکرمۀ مجللۀ مطوله را در مقام توجه به نفس بیاورید، این توجه به نفس انجام نخواهد شد، نمی‌شود و باطل می‌شود. اولاد، فرزند، خواهر، مادر، پدر، قوم‌وخویش، عشیره، اگر بگویید که اینها را در مقام توجه به نفس درنظر بیاوریم اشکالی ندارد، نه! فایده‌ای ندارد و انگار اصلاً کاری انجام نداده‌اید. اینها را کنار بگذارید، همسایه و اینها را کنار بگذارید، درس و بحث و مدرسه و اینها را کنار بگذارید، محفوظات را کنار بگذارید، همه را که کنار گذاشتید تازه به خود صفات و ملکات نفسانی می‌رسید که با شما عجین است، آنها را هم باید کنار بگذارید! همه را کنار بگذارید تا هیچ نماند، وقتی هیچ نماند آنگاه ببینید که چه مانده است؟! آن‌وقت آن توجه به نفس می‌شود. وقتی هیچ نماند و همه کنار رفتند؛ همۀ آثار، همۀ تعینات، همۀ مقارنات، همۀ جوانب، محفوظات، صفات، ملکات و آنچه را که دارید کنار رفت و هیچ باقی نماند، آن موقع چه چیزی باقی می‌ماند؟! حالا هم خدا بگوید: این‌همه نقش می و عکس مخالف که ما در عالم وجود انداخته‌ایم، می‌خواهیم همۀ اینها را فراموش کنیم و توجه به نفس کنیم! خدا هم می‌خواهد توجه به نفس کند!! اصلاً می‌‌خواهیم علم خود را کنار بگذاریم. نمی‌شود! چون در مقام ذات، آن علم لازمۀ ذاتی اوست.