
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
تفاوت علم عنائی حق با علم حصولی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان علم حصولی انسان و علم عنائی پروردگار میپردازند. بحث با نقد این تصور آغاز میشود که علم الهی همانند ذهن بشر، نیازمند صورتی ذهنی و مسبوق به عدم است. در ادامه، ایشان با تفکیک میان مقام اجمال و مقام بسط در علم الهی، توضیح میدهند که صور علمیه در نزد حقتعالی، عینِ تحقق و نفسِ وجود اشیاء در خارج است، نه صرفِ تصویری ذهنی. در این سیر استدلالی، به آیاتی نظیر «لِیَعْلَمَ اللَّهُ» اشاره شده و تبیین میشود که این علم، به معنای انکشاف خارجی و ظهورِ حقایق در بستر زمان است. در نهایت، با تأکید بر اینکه سلوک چیزی جز ارتقای علمی و اتحاد نفس با حقایق نوریه نیست، این نکته گوشزد میشود که بدون درک مبانی فلسفی و عرفانی، فهمِ حقایقِ ولایت و مقامات ائمه علیهمالسلام برای انسان ممکن نخواهد بود.
حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه
3این بزرگواران هم همینطور هستند اینکه از جنگ فرار میکردند یا نمیآمدند و پشت میرفتند مخفیانه پنهان میشدند و فقط امیرالمؤمنین علیهالسّلام بندۀ خدا را جلو میانداختند بهخاطر این بود که میدیدند آن اسلامی را که باید نگه دارند [اینطور حفظ میشود] و واقعاً هم درست فکر میکردند! آن اسلامی که باید ابوبکر پیشوای آن بشود همان ابوبکر هم باید امام آن بشود و آن اسلام به درد امیرالمؤمنین نمیخورد! آن اسلام به درد امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام نمیخورد آن اسلامی که یک مشت گوساله و گوسفند بخواهند برای آن امام رکوع و سجود کنند همینها سالم بمانند که تحویل بگیرند و خلق الله را به مقصد برسانند!! بیشتر زحمت امیرالمؤمنین زیاد میشود!! اما نه، اسلام او به درد همان چهار پنج نفر میخورد حالا سلمانی این وسط پیدا بشود، اباذر بیچارهای و مقدادی به درد آنها میخورد و با همدیگر خوش هستند ولی آن جمعیت و آن ابهت اسلام و ... [باید برای آنها باشد] و خلاصه گروهی این گروهی آن پسندند.1 خلاصه خدا برای هر کسی دروتخته را جور کرده است. چطور این مسئله باید معلوم بشود؟ باید حکم به جهاد بیاید.
قضیۀ انفاق و در مقام اخلاص انقیاد بنده و مکلف در افراد، مختلف است. اگر خدا بگوید که در این شهر آدم چیز هست کسی نمیآید. اگر خدا بگوید که باید علی امام بشود همه اعتراض میکنند که آقا مگر خون علی قرمزتر از ما است؟! نه، باید یک حکم به صدقه بیاید که هر کسی پیش پیغمبر میرود مفت و مجانی نباشد؛ ﴿فَقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَةٗ﴾2 وقتی نزد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میروید و یک ساعت وقتش را میگیرید همینطوری نیست نه آقا! یک گوسفند بردارید ببرید یا فرض بکنید دوتا چیز ببرید، خواستید هم بنشینید با پیغمبر حرف بزنید عیب ندارد. همینطوری به آنجا میروید، از خانه فرار کردید با زنتان دعوایتان شده میگویید که حالا کجا برویم؟ پیش پیغمبر برویم یکخرده پیغمبر برایمان حرف بزند و فلان بکند. نه آقا اگر دعوایتان نمیشد پیش مخدره بودی! ده سال هم پیغمبر یادت نمیآمد! اگر حکم به صدقه نمیآمد دیگر بین علی و غیر علی فرق قائل نمیشد. همه میگفتند که چرا ما نه؟ چرا برای ما اینطوری [نیست]؟ حکم به صدقه و انفاق و مجاهده میآید. این علم، علم در مقام بسط است یعنی نهاینکه خدا نداند. نه، خدا میداند ولکن آن ظهور و بروز باید در مقام تحقق محکی خارجی انجام بشود، نه در مقام اجمال. این فرق بین این دو علم است.
- . دوبیتیهای باباطاهر، دوبیتی 4۰:
متاع کفر و دین بیمشتری نیست *** گروهی آن گروهی این پسندند - . سوره مجادله (58) آیه 12. امام شناسى، ج 7، ص 19:«قبل از این عمل نجوى، صدقه و هدیهاى به نزد رسول الله پیش بیاورید».
- . دوبیتیهای باباطاهر، دوبیتی 4۰:
