اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه

تفاوت علم عنائی حق با علم حصولی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوت بنیادین میان علم حصولی انسان و علم عنائی پروردگار می‌پردازند. بحث با نقد این تصور آغاز می‌شود که علم الهی همانند ذهن بشر، نیازمند صورتی ذهنی و مسبوق به عدم است. در ادامه، ایشان با تفکیک میان مقام اجمال و مقام بسط در علم الهی، توضیح می‌دهند که صور علمیه در نزد حق‌تعالی، عینِ تحقق و نفسِ وجود اشیاء در خارج است، نه صرفِ تصویری ذهنی. در این سیر استدلالی، به آیاتی نظیر «لِیَعْلَمَ اللَّهُ» اشاره شده و تبیین می‌شود که این علم، به معنای انکشاف خارجی و ظهورِ حقایق در بستر زمان است. در نهایت، با تأکید بر اینکه سلوک چیزی جز ارتقای علمی و اتحاد نفس با حقایق نوریه نیست، این نکته گوشزد می‌شود که بدون درک مبانی فلسفی و عرفانی، فهمِ حقایقِ ولایت و مقامات ائمه علیهم‌السلام برای انسان ممکن نخواهد بود.

حقیقت علم الهی و کیفیت صور علمیه

1
  • درس پانصد و هفدهم

  • بحث راجع به صفت علم (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • کیفیت وجود صورت علمیه در علم پروردگار

  • در جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض شد که صور علمیه در علم عنائی حق با آنچه را که در ذهن و نفس خود داریم تفاوت دارد. صور علمیه در نفس ما مسبوق به عدم است و محتاج به آن معلوم بالعرض خارجی است. تا یک محکیٌ عنه و معلوم بالعرض خارجی نباشد صورت علمیه برای ما حاصل نخواهد شد و این به سلسلۀ علل و اسباب احتیاج دارد. فرض کنید در مورد مبصرات، شرط حصول صور علمیه بصر است و اگر شما چشمتان را ببندید نمی‌دانید چه کسی در اینجا نشسته است حتماً باید چشم باز باشد یااینکه چشمتان را باز کنید ولی کسی در اینجا نشسته نباشد باز در واقع چیزی را نمی‌بینید یا چشمتان باز باشد ولکن یک حجاب و ستاری بین شما و مرئی باشد باز دراین‌صورت امکان برای صورت علمیه نیست. این به معلوم بالعرض خارجی احتیاج دارد تااینکه آن معلوم بالذات در نفس نقش ببندد و تحقق خارجی پیدا بکند ولی آیا همین مسئله در علم عنائی حق نسبت به اشیاء خارجی هم هست؟ شکی نیست در اینکه صورت علمیه عبارت از آن محکی خارجی است یعنی آنچه را که در خارج تحقق پیدا کرده است. ممکن است که تصور کنیم شیئی در خارج تحقق پیدا نکرده ولکن صورت علمیه‌اش در علم عنائی حق موجود است؟! مگر علم پروردگار کامپیوتر است یااینکه فرض کنید در سی‌دی و از این حرف‌ها گذاشته‌اند که حالا بعداً در خارج صورت خارجی به او بدهند؟! بلکه آن صورت علمیه در علم پروردگار عبارت از نفس وجود شیء و نفس تحقق شیء است.

  • تصور دو نحوه وجود توسط فلاسفه برای علم عنائی حق

  • در اینجا فلاسفه برای علم عنائی حق در مقام بسط یا در مقام اجمال دو نحوه وجود تصور کردند؛ وجود اول وجود اجمالی است که در آن وجود اجمالی که هنوز بسط و تعین خارجی پیدا نکرده اصل و حقیقت هر چیزی به‌نحو اجمال در آن ظرف علم عنائی حق موجود است؛ یعنی مقام بسط، همین تحقق خارجی اشیاء فرض شده که در بستر زمان هر لحظه صورتی متفاوت با صورت دیگر وجود خارجی پیدا می‌کند و همین‌طور در گردش زمان، صور متعدده‌ای هست که این صور متعدده به یک صورت اجمالی ازلاً مسبوق است و در ازل این صورت اجمالی بوده است منتها در طی زمان این صورت اجمالی تحقق خارجی پیدا می‌کند و براین‌اساس آیات شریفه‌ای را که در قرآن حکایت از علم تفصیلی نسبت به عواقب عمل مشرکین و منافقین هست تأویل و توجیه کردند؛ ﴿فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾1 در آیات قرآن زیاد داریم؛ ﴿فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ﴾ و در سورۀ فتح2 و سورۀ حدید3 است و در سور دیگر هست که ﴿فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ﴾ و امثال‌ذلک که در تمام اینها این علم را در باب توجیه که این علم متأخر از عمل است زیرا خدای متعال در اینجا علم منتسب به خود را متعلق به عمل افراد در خارج در مقام امتحان و اختبار و انتساب کرده است. ما این حادثه و پدیده را به‌وجود آوردیم تا صابرین از غیر صابرین شناخته بشوند و تا خدا ثابتین در راه و عدم ثابتین را بداند و تا خدا راستگویان و صادقین را از کاذبین بداند. مقصود از این علم چیست؟ اگر مقصود این علم آن حقیقت ذهنیه و کیفی است که مثل ما وجود ذهنی برای پروردگار حاصل بشود، طبعاً این باطل است و لازمۀ این سبق به جهل است. پس منظور این چیست؟ منظور علم تفصیلی در مقام بسط است یعنی قبل از اینکه صدق این شخص مشخص بشود این صدق، صدق مخفی، مکنون، مستتر در فرد بود و هنوز صدق برای افراد مشخص نبود، امتحان نیامده و بین صادق و کاذب مشخص نشده است. وقتی که این امتحان آمد این صدق بارز و ظاهر و آشکار شد. حکم به جهاد تا نیامده همه بله بله قربان می‌گویند اما وقتی که حکم آمد آن کسی که در میدان می‌آید و نمی‌‌آید و یا آن کسی که در صف مقدم می‌آید و آن کسی که آخر می‌ایستد آنجا معلوم می‌شود.

    1. . سوره عنکبوت (29) آیه 3. امام شناسى، ج ‌8، ص 181
      «پس همانا خداوند البّته مى‌داند چه کسانى راست گفته‌اند، و چه :کسانى دروغ گویانند؟»
    2. . سوره فتح (48) آیه 18.
    3. . سوره حدید (57) آیه 25.