
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
تفاوت ادراک عینی و علمی در حوادث گذشته و آینده
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین تفاوتهای بنیادین میان «علم» و «حضور» در نفس انسان میپردازند. بحث با تحلیل کیفیتِ نقش بستن صورتهای علمی در نفس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که چرا انسان نسبت به حوادث گذشته یا آینده، گاهی تنها به «اطلاع» دست مییابد و گاهی «حضور فعال» دارد. استاد با تفکیک میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض، توضیح میدهند که چگونه اتحاد نفس با یک واقعه، موجب بقای آن در وجود انسان میشود، بهگونهای که زمان نمیتواند آن را محو کند. در ادامه، تفاوتِ ادراکِ فیلم، خواب و شهودِ حضوریِ اولیاء الهی بررسی شده و این نکته تبیین میشود که چگونه امام و عارف کامل، نسبت به حوادثِ هنوز واقعنشده، احساسِ حضورِ عینی دارند. این مباحث در نهایت به حل تعارضاتِ روایی پیرامون علم امام و حالاتِ تربیتیِ پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال و بقاء ختم میشود.
حقیقت علم و حضور در عوالم وجود
1درس پانصد و نوزدهم
تفاوت حالات انسان
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسۀ قبل عرض شد [که] کیفیت حضور صورت علمیه در نزد نفس مجرده بهنحویکه احتیاجی به وساطت وسائل ظاهریه نداشته باشد، به اشراف و رؤیت بر مثال پدیده و حادثه مادی است که برای رائی در عالم مثال پیدا میشود. این مسئله همان حقیقت خارجیهای است که فردِ مواجه با آن پدیده و حادثه، در عالم ماده و ظاهر بدون هیچگونه تفاوت و اختلاف اشراف بر آن حادثه دارد بهنحویکه ممکن است فرض کنید در مقام شهادت، اگر شهادت دادن برای این فرد نسبت به مورد قتلی [که] اتفاق افتاده، جایز باشد و این شخص بهعینه آن مورد را دیده است، این [شخص] میتواند شهادت دهد، دقیقاً مانند آن فردی که در هنگام این اتفاق و حادثۀ قتل در آن مکان حضور داشته [است] و خودش به رایالعین آن حادثه را دیده [است]، هیچ تفاوتی نمیکند. دیدن دیدن است، بین دیدن از بعید و دیدن از ظاهر چه فرقی میکند! اگر کشف حقیقت علمیه بهعینه ـ با این شرط ـ همانطور برای آن شخص رائی در آن مکان باشد، برای این [شخص] هم باشد لذا دراینصورت دیگر این [شخص] خودش أحدٌ مِنَ الشهود میشود، دیگر در منزلش نشسته [است] ولی شهادت میدهد که در فلانجا قتل اتفاق افتاد، در آنجا سرقت اتفاق افتاد، در آنجا چه و چه.
این مسئله به این نحو است مگر اینکه ما بگوییم که حالا در [بحث] شهادت، باید مسائل ظاهر و امثالذلک هم رعایت شود که آن یک مطلب دیگری است ولی از نقطهنظر نفس واقع یکی است و دراینصورت برای شخص رائی در اینجا دیگر هیچ تفاوتی معنا ندارد. اگر ما این معنا را خوب متوجه شویم و حقیقتش را دریابیم یعنی خیال میکنم به این [نحو] واضحی که برای رفقا ترسیم کردم، دیگر مورد شک و شبههای باقی نماند که بههیچوجه منالوجوه، بین این رائی و آن رائی در تلقی آن صورت علمیه هیچ اختلافی بهاندازۀ ذرةٌمثقالی دیگر وجود ندارد. اگر اینطور باشد، حالا ما سراغ اختلاف زمانی میرویم. منبابمثال در هفتۀ پیش یا در ماه پیش حادثهای اتفاق افتاده است. الآن یک فرد از آن حادثهای که در یک ماه پیش اتفاق افتاده است اطلاع پیدا میکند. خب آن حادثه کجاست؟ حادثهای یک ماه پیش اتفاق افتاده، قتلی در یک نقطه از شهر اتفاق افتاده است و من هم در آن موقع مطلع نبودم. آن شخص رائی و عارف و عالم به آن واقعه در آن موقع مطلع نبوده، خب مطلع نبوده است دیگر. یکوقت آن قضیه و واقعه را عکسبرداری و صورتبرداری میکنند و بعد از یک ماه آن حادثه را به انسان نشان میدهند. آن ادراک و احساسی که انسان در موقع رؤیت تصویر نسبت به آن واقعه بدون مونتاژ و بدون ترکیب دارد چه احساسی است؟ و این را هم میداند تصویر هم تصویر واقعی است و ساختگی نیست مثل امروزه که درست میکنند، مونتاژ میکنند و یک سر را برمیدارند روی بدن میگذارند و یک دم هم برای آن میگذارند و از این کارها، نه، اینطور نیست.
