اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم عنائی حضرت حق نسبت به اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی اتحاد نفس انسان با صور علمیه آغاز می‌شود تا از این طریق، دریچه‌ای برای درک علم الهی گشوده شود. استاد با نقد نگاه‌های محدود به زمان، توضیح می‌دهند که علم الهی نسبت به تمامی حوادث عالم، اعم از گذشته، حال و آینده، علمی تفصیلی و حضوری است و هیچ‌گونه اجمال یا جهلی در آن راه ندارد. در این دیدگاه، علم حق به اشیاء، عینِ وجودِ آن‌هاست و میان علت و معلول جدایی وجود ندارد. در نهایت، این بحث به تبیین معنای دقیق «کان الله و لم یکن معه شیء» و نفی حرکت در مقام ذات الهی منتهی می‌شود تا روشن گردد که عالم هستی، ظهوراتِ علمِ ازلیِ پروردگار است و فنا نیز چیزی جز انکشاف این حقیقت نیست.

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت علم عنائی حضرت حق نسبت به اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با تحلیل چگونگی اتحاد نفس انسان با صور علمیه آغاز می‌شود تا از این طریق، دریچه‌ای برای درک علم الهی گشوده شود. استاد با نقد نگاه‌های محدود به زمان، توضیح می‌دهند که علم الهی نسبت به تمامی حوادث عالم، اعم از گذشته، حال و آینده، علمی تفصیلی و حضوری است و هیچ‌گونه اجمال یا جهلی در آن راه ندارد. در این دیدگاه، علم حق به اشیاء، عینِ وجودِ آن‌هاست و میان علت و معلول جدایی وجود ندارد. در نهایت، این بحث به تبیین معنای دقیق «کان الله و لم یکن معه شیء» و نفی حرکت در مقام ذات الهی منتهی می‌شود تا روشن گردد که عالم هستی، ظهوراتِ علمِ ازلیِ پروردگار است و فنا نیز چیزی جز انکشاف این حقیقت نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اتحاد حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

6
  • حقیقت علم ربوبی در علم عنائی

  • معنای اتحاد بین حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج

  • بنابراین حقیقت علم ربوبی در علم عنائی حق عبارت است از حقیقت وجود اعیان خارجی و از آنجایی که بین علت و بین معلول نمی‌تواند فاصله‌ای باشد بنابراین علم عنائی حق عبارةٌ أُخرای خلق وجود همۀ اشیاء است و این همان مطلبی است که خواجه حافظ شیرازی ـ أعلی الله مقامه ـ می‌فرمایند:

  • این‌همه عکس می و نقش مخالف که نمود***یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد1
  • [در] یک نظر هرچه بود خلق کرد، پس این تحولات چیست؟! همۀ این تحولات در آن یک نظر هست البته نه نظر خشک و چوب و چدن، نه! نظری که در آن نظر تا خدا خدایی می‌کند اطوار مختلف اوست و تا خدا خدایی می‌کرد اطوار مختلف هست و تا خدا ازلاً و ابداً که حقیقتش حقیقت سرمد است، در تمام حقیقت سرمد که ذات اقدس حق متصف به سرمدیت است، در همۀ آنها هیچ برهه از برهه‌ها و هیچ حینی از احیان نبوده است که ذات اقدس حق از خلق خالی باشد و از علیت تهی باشد و از تکوین و تکوّن عاری باشد و هیچ‌وقت چنین چیزی نبوده است. این معنای اتحاد بین حقیقت ذات با عالم اعیان در خارج است. صحبت ما در اینجا این بود.

  • وجودِ دو علم برای ذات اقدس حق

  • از این مطلبی که ما نسبت به آن بحث شروع کردیم این نتیجه را می‌گیریم که بین علم حق نسبت به ذات و علم حق نسبت به اعیان در اینجا دیگر تفاوت شد. ذات اقدس حق دو علم دارد؛ یکی علم نسبت به ذات که همان علمی است که از وجود ذات برمی‌خیزد بدون خلق حتی اگر ذات اقدس حق خلق هم نداشت. اگر خدای متعال خلق نداشت بالأخره نسبت به خودش که همان وجود بحت و بسیط است آیا عالم هست یا نه؟ آن علم لاینفک از ذات اقدس حق است به‌عنوان عدم انفکاک ماهوی. این علم که علم به معلول است و علم به اعیان است این همان علمی است که «کانَ ‌الله و لم یَکن مَعه شی‌ءٌ». پس این دو باهم تفاوت می‌کنند. دیگر این مقدار نسبت به مسئلۀ علم و حیات و قدرت مطالب روشن شد و إن‌شاء‌الله از جلسۀ بعد در بحث اسفار می‌رویم.

    1. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111.
/