
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
نقش توحید و ولایت در پیشگیری از استکبار و انانیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالشهای درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و ریاسات میپردازند. بحث با تحلیل ریشههای روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی میرسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، بهسرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی میشود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه میدهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیفمحور بهجای ریاستطلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب میآموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بیتوجهی به قضاوتهای بیرونی، از آفتهای روانیِ ناشی از مسئولیتپذیری در امان بماند.
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
4خلاصه این قضیه برای اینهاست یعنی بدانید که این وضعیت واقعاً چه [نحو است]! جداً میگویم! آن توّحش، درندگی، سبُعیت و فساد اخلاقی که در همین انسانِ قرن بیستم الآن ظهور و بروز میکند، یکصدم آن در زمان جاهلیت و پیغمبر نبوده است. در آن زمان اقلاً یک اخلاق و مسائل و ارزشهایی بوده است. حالا بعضی از آنها بچهشان را زندهبهگور میکردند. امیرالمؤمنین هم دارد که شما از وحوش بیابان صید میکردید.1 خدا پدرشان را بیامرزد! دیگر از کرم و موش و امثالذلک نمیخوردند! یکی از بهترین تفریحهای اینها که الآن هم هست این است که وقتی شخصی در آنجا میرود، برای او میمون میآورند! میمون! همین میمون، قرده، خنازیر و اینهایی که معرّف حضور هست! یکی از اینها را میآورند و در یکجا حبس میکنند و نگه میدارند و با یک وضعیت فجیعی حلقه به گردنش میاندازند و این هم دستوپا میزند و بعد شروع به زدن او میکنند و اینقدر میزنند تا او عصبانی میشود و خلاصه خیلی عجیب منقلب میشود و دیگر در حد جنون که میخواهد برسد، طبعاً خون در مغز خیلی تجمع میکند و بعد در اینجا یکدفعه با یک ضربت شمشیری سر آن یعنی استخوان سر را برمیدارند و خامخام مشغول خوردن آن میشوند آقا! خامخام مشغول میشوند و این مغز و خون و امثالذلک [را میخورند]! این یکی از غذاهای شاهانۀ پارتیها و مجالس عیشونوش آنها است!
چطور میشود انسان تصور کند؟ آیا عرب جاهلی هم اینطوری بود که امیرالمؤمنین آنقدر اینها را در نهج البلاغه مذمت میکند؟! اینها کسانی هستند که بشر هستند ولی باید ببینیم انسان بر اثر دور ماندن از تعالیم، ارزشها، اخلاقیات، اصول انسانی و آن حیات انسانی، به چه مسائلی مبتلا میشود؟! به کجاها میرود؟! به کجاها این قضایا ختم میشود؟! ما فقط نگاه میکنیم و میگوییم که سابق اینطور بود. نه آقا! الآن هزار بار بدتر از آن قضیه است. نفس که عوض نشده است و همان سر جایش است، تازه استعداد بیشتر برای توحّش، علوّ، استکبار و أنانیت پیدا کرده و اجهزه برای او بیشتر شده است.
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ج ۱، ص 6۸:
«إنَّ اللهَ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ نَذیراً لِلعالَمینَ و أمیناً عَلَى التَّنزیلِ و أنتُم مَعشَرَ العَرَبِ عَلَى شَرِّ دینٍ و فی شَرِّ دارٍ مُنیخونَ بَینَ حِجارَةٍ خُشنٍ و حَیّاتٍ صُمٍّ تَشرَبونَ الکَدِرَ و تَأکُلونَ الجَشِبَ و تَسفِکونَ دِماءَکُم و تَقطَعونَ أرحامَکُم الأصنامُ فیکُم مَنصوبَةٌ و الآثامُ بِکُم.»
ترجمه: «خداوند، محمد صلّى الله علیه و آله و سلّم را به رسالت مبعوث کرد، تا جهانیان را بیم دهد و امین آیات او باشد درحالىکه شما جمعیت عرب، بدترین آئین را داشتید و در بدترین سرزمین ها و در میان سنگهاى خشن و مارهاى فاقد شنوایى (که از هیچ چیز نمىترسیدند و خطرشان بسیار زیاد بود) زندگى مىکردید و آبهاى آلوده مىنوشیدید و غذاهاى بسیار ناگوار مىخوردید و پیوسته خون هم را مىریختید و پیوند با خویشان را قطع مىکردید (و دختران را زندهبهگور مىکردید و پسران خود را به قتل مىرساندید)، بتها، در میان شما برپا بود و گناهان، سراسر وجودتان را فراگرفته بود.» (محقق)
- . نهج البلاغة (صبحی صالح)، ج ۱، ص 6۸:
