
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
نقش توحید و ولایت در پیشگیری از استکبار و انانیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالشهای درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیتهای اجتماعی و ریاسات میپردازند. بحث با تحلیل ریشههای روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی میرسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، بهسرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی میشود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه میدهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیفمحور بهجای ریاستطلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار میگیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب میآموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بیتوجهی به قضاوتهای بیرونی، از آفتهای روانیِ ناشی از مسئولیتپذیری در امان بماند.
مهار نفس در مسئولیتهای اجتماعی
5آثار طلوع نفس!
واقعاً همۀ اینها باید برای ما عبرت باشد و خلاصه بدانیم که اگر انسان در مسائل نفس قرار بگیرد و خلاصه نفس طلوع کند، دیگر در آنجا هیچ حدومرزی ندارد و تمام امکانات ـ چه مادی و چه غیر مادی ـ را برای تحصیل منافع و اهوای خودش بهکار میگیرد. اگر مسئلۀ ریاسات دنیویه باشد از هر وسیلهای برای رسیدن به ریاسات استفاده میکند ولو به قیمت تهمت زدن به افراد، کوبیدن شخصیتها و ازبین بردن شئونات [باشد]. اگر منظور ریاسات معنوی باشد مثل مرجعیت، امامت، آمریت و امثالذلک از هر وسیلهای برای رسیدن به این قضیه استفاده میکند و از هر مطلب و واسطهای که او را بتواند به این نقطه برساند ولو به قیمت ازبین بردن دیگران باشد [استفاده میکند].
وقتی که شما میشنوید اطرافیان آقا سید ابوالحسن اصفهانی رسالههای عملیۀ مرحوم آقا شیخ محمدحسین را در بغداد آتش زدند تعجب نکنید که چرا مثلاً مسئله به این کیفیت است! اینطور نیست که دیگران از این قضایا خبر نداشته باشند و نفهمند و ما فقط گناه را به گردن اطرافیان بگذاریم! نه! میفهمند، خودشان را به آن راه میزنند، سرشان را پایین میاندازند و از مسئله میگذرند. امروزه میبینیم همهجا همینطور است، تا وقتیکه منافع اجازه دهد شخص هر کاری کرده باشد به انحاء وسایل و حیلی مبرّیٰ و منزه میشود و اگر شخصی بر سر راه مطامع قرار بگیرد هزار پرونده و انگ بر او گذاشته میشود و او را به اشدّ مسائل هم میرسانند!
توحید تنها مؤدِّب نفس آدمی
تمام اینها بهخاطر این است که نفس برای رسیدن به هواهای خودش حدومرزی را نمیشناسد و آنچه که فقط میتواند نفس را مهار و مؤدِّب کند پایبندی به ارزشها و اعتقاد به توحید است فقط همین! والاّ هیچ چیزی در اینجا نمیتواند قضیه را مهار کند و واقعاً انسان باید به خدا پناه ببرد!
لزوم توسل و اتکاء به ولایت، درصورت مکلف شدن انسان به مسئولیت و ریاسات
