اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهار نفس در مسئولیت‌های اجتماعی

نقش توحید و ولایت در پیشگیری از استکبار و انانیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین چالش‌های درونی انسان هنگام پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی و ریاسات می‌پردازند. بحث با تحلیل ریشه‌های روانیِ استکبار و توحش در جوامع بشری آغاز شده و به این نکته کلیدی می‌رسد که نفس انسان در مواجهه با قدرت و جایگاه، به‌سرعت دچار انانیت و خروج از مرزهای اخلاقی می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه تنها راه مهار این طغیان، پایبندی به توحید و اتکای به ولایت است، راهکارهای عملی برای حفظ سلامت نفس در حین انجام وظایف را ارائه می‌دهند. در ادامه، اهمیتِ داشتنِ نگاهِ تکلیف‌محور به‌جای ریاست‌طلبانه و ضرورتِ آمادگی برای کنار رفتن از مسئولیت در صورتِ احساسِ خطر برای نفس، مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، این جلسه به مخاطب می‌آموزد که چگونه با تمرکز بر عبودیت و بی‌توجهی به قضاوت‌های بیرونی، از آفت‌های روانیِ ناشی از مسئولیت‌پذیری در امان بماند.

مهار نفس در مسئولیت‌های اجتماعی

7
  • یک وقتی [این‌طور نیست] و کار خلافی انجام می‌گیرد در آنجا انسان باید کار خلاف را جلوگیری کند ولی خیلی از این مسائلی که پیدا می‌شود ـ هفتاد یا هشتاد درصد ـ مسائلی است که ریشه‌اش خلاف نیست بلکه ریشه‌اش نفس است و انسان هم این را قشنگ می‌فهمد که ریشه و منشأ انتزاع این مطالب همه مسائل نفس است و دراین‌صورت باید آن کاری را که بتواند نفس را از اعتلاء و استکبار نهی کند و باز بدارد انجام دهد و انسان می‌تواند در موارد مختلف در هر چیزی [این ملاکات را داشته باشد و] این یکی از آن ملاک‌ها و کارهایی است که انسان می‌تواند انجام دهد.

  • فوائد تکرار مبانی بزرگان و سلوک و مسائل اخلاقی

  • تکرار مبانی بزرگان و سلوک و مسائل اخلاقی سلوک برای انسان در شبانه‌روز برای تصحیح مواضع و اصلاح نواقص و معایب خیلی مفید است که انسان در طول شبانه‌روز مثلاً به آن مبانی و کلمات و توصیه‌هایی که بزرگان دارند، اینها را دائماً در نفسش مرور کند و گذر بدهد و آن‌وقت خدا هم کمک می‌کند. اگر انسان در این مقام باشد خدا کمک می‌کند و آنچه را حق و واقع است بر ذهن و نفسش القاء می‌کند. در هرجا موارد مختلف دارد؛ همین مطالبی را که ما از بزرگان شنیده‌ایم و در کتاب‌ها این مطالب را نوشته‌اند مگر کم است؟! قواعدی که گفتند و مسائلی که برای ما بیان کردند، اینها مسائل کمی نیست و یکی از آن قواعد این است که همیشه انسان در هر قضیه‌ای که می‌خواهد وارد شود خودش را از آن مسئله کنار بگذارد. این یکی از موارد بسیار مهمی است که موجب می‌شود بسیاری از امور غیرمتوقعه منتفی شود و فقط در خود حالت عبودیت را لحاظ کند، نه حالت مولویّت! حالت تکلیف را لحاظ کند، نه حالت خواست! حالت اجرا را فقط لحاظ کند، نه حالت تصمیم! وقتی‌که به انسان می‌گویند که این کار را انجام بده و وقتی که از ناحیۀ مولا تکلیفی می‌آید انسان در اجرای آن تکلیف باید احساس کند که چه طریقی را می‌تواند اتخاذ کند که در آن طریق اضطراب و توقع کمتر و تشتت و خصومت و نزاع کمتر باشد! چه طریقی را باید اتخاذ کند که به این نحو برسد؟