
ابطال تعلق جعل به ماهیت
بررسی براهین عقلی در نفی جعل ماهیات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالیکه تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه میرسند که تشخص ماهیات نه از ذات آنها، بلکه از وجود حاصل میشود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمیگیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح میدهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاههای سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان میرسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابلاجتهاد است.
ابطال تعلق جعل به ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین براهین عقلی برای ابطال تعلق جعل به ماهیت میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که اگر ماهیت ذاتاً نیازمند جاعل باشد، استناد به جاعل باید از مقومات ذات آن محسوب شود، درحالیکه تصور ماهیت بدون لحاظ جاعل ممکن است. در ادامه، ایشان به این نتیجه میرسند که تشخص ماهیات نه از ذات آنها، بلکه از وجود حاصل میشود و جعل به ماهیت کلی تعلق نمیگیرد. استاد با نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت، توضیح میدهند که اگر جعل به ماهیت تعلق یابد، مستلزم انقلاب ماهیت و اعتباری شدن تمام ممکنات خواهد بود. در نهایت، این جلسه با تأکید بر جایگاه رفیع حقیقت ولایت و نقد دیدگاههای سطحی نسبت به حقایق تکوینی و وحی، به پایان میرسد تا روشن شود که ولایت، حقیقتی اصیل و غیرقابلاجتهاد است.
ابطال تعلق جعل به ماهیت
14اگر پیغمبر آنطوریکه طبری آمده نقل کرده و اینها دارند توجیه میکنند، این کار را بکند منِ شیعه میگویم که پیغمبر دیوانه است! البته دیوانه هم این کار را نمیکند که دهها هزار نفر را جمع کند و بگوید که مردم هوای این را داشته باشید یک وقت بعد از من گرسنه نماند و با اهلبیت فلان کنید! برای چه پیغمبر این کار را میکند؟! چون احساس میکند آن رسالت مقدمۀ برای این بود و تا این حقیقت ولایت را پیغمبر در وجودش که عین ربط بین خالق و مخلوق است و با قطع این ربط اصلاً نه خالقی میماند و نه مخلوقی [بیان نکند] خدا میشود همین خدای اینها و مخلوق هم که دیگر از اغنام و انعام و اینها هست! این حقیقت ولایت را چه کسی میآید بیان کند؟ جبرائیل حامل این حقیقت ولایت است که میآید و این مسئله را در نفس پیغمبر در مقام تفصیل از آن بالا قرار میدهد. البته خودش زیردست است ولی نه، آن صورت علمی و آن واقعیتش را میآید و در مقام ابراز و اظهار قرار میدهد، مصلحت پروردگار در این وقت و موقع هست والاّ پیغمبر از اول در همهجا میگفت، در جنگها و غیر جنگ میگفت؛ چقدر ما تصریح راجع به خلافت امیرالمؤمنین داریم! فقط در غدیر نبود! در خیبر گفت، در آنجا گفت، در آن قضیه گفت که اگر ترس نداشتم مردم مانند عیسی...1 ولی دیگر در آنجا بهصورت عینی و در مقام تکلیف جای گرفت.
آنوقت جبرائیل پستچی است؟! اینها فقط فهمشان همینقدر است. ولایت امیرالمؤمنین امر اجتهادی میشود! ما هم در طهارت و نجاسات اجتهاد میکنیم و در احکام هم همینطور هست یکی فتوا به این میدهد و دیگری به چیز دیگری فتوا میدهد! ضروریات که نیست! خب اگر اینطور است پیغمبرش را هم بگویید که اجتهادی است! اصل خدا و همۀ ادیان و رسالت پیغمبر را هم بگویید که اجتهادی است! اینها خیلی موّحد شدند! خب ما هم بالاتر میرویم و اصلاً خدا را میگیریم و دیگر همه را رها میکنیم لذا راحتتر هستیم. بعد هم میآیند اینها را در تلویزیون میگذارند؛ تلویزیون جمهوری اسلامی و به همه نشان میدهند. بنده خودم از تلویزیون دیدم، البته نه تلویزیون بلکه آن صفحۀ فیلمش آن سی دی را آوردند که از تلویزیون ضبط کرده بودند. خیلی عجیب بود! خیلی برای من دقایق سختی گذشت وقتی همچنین مسئلهای را از این آدم نفهم و بیشعور شنیدم. خیر سر ما مملکت ما مملکت امام زمان است. این حرف یعنی چه؟
- . جهت اطلاع رجوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۹6.
