اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته می‌شود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه می‌رسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.

تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون مسئله جعل و نحوه افاضه وجود از سوی مبدأ اعلی می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که با توجه به بساطت و عدم وجود حد در ذات باری تعالی، چگونه ممکن است موجودات امکانی که دارای حدود و ماهیات گوناگون هستند، از آن حقیقت نوریه صادر شوند. در ادامه، ضمن نقد دیدگاه‌های قائلان به اصالت ماهیت و بررسی اشکالات وارد بر آن، به تبیین این نکته پرداخته می‌شود که حقیقت وجودات خارجی، تجلی و افاضه حقیقت وجود بر قوالب امکانی است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، ضمن رد تصورات نادرست درباره توحید افعالی و اختیار انسان، به این نتیجه می‌رسند که وجودات امکانی در عین استناد به مبدأ هستی، دارای مراتب و احکام خاص خود هستند و این مسئله، کلید فهم رابطه میان واجب و ممکن است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت جعل و افاضه وجود

6
  • معنای شعر «ما عدم‌هاییم هستی‌ها نما»

  • لذا وقتی که مولانا می‌گوید:

  • ما عدم‌هاییم هستی‌ها نما***تو وجود مطلق و هستی ما
  • می‌گوید که تو وجود مطلق و تو هستی ما هستی، بودِ ما تو هستی نه‌اینکه اصلاً بودی در کار نیست و هرچه بود و هست مال توست. قضیه این است که فقط بود اختصاص به تو دارد پس ما چه هستیم؟! اگر بود تو نباشد ما یتیم می‌شویم! وجود عدم که دیگر معنا ندارد پس یک وجودی باید باشد! پس در واقع وجود ماهیت وجود تنزیلی وجود [است]. اسمش را بخواهیم هرمی بگذاریم نه‌اینکه بنا بر رأی بعضی‌ها اگر درنظر رفقا باشد در توضیح کلام قائلین به اصالت ماهیت همان‌طوری‌که مرحوم آخوند در همین‌جا اعتراف کرد به اینکه خود صاحب اشراق قائل شده بر اینکه حقایق نوریۀ وجود اینها، همین مرتبۀ خود اینهاست اما نسبت به سایر مسائل نوریه از امکانیه و مادیه، آنجا قائل به اصالت ماهیت شده و در آنجا اشکال برای صاحب اشراق پیش آمده است.

  • حقایق وجودیۀ خارجیه عبارت از تجلی و افاضۀ حقیقت وجود بر این قوالب امکانیه

  • لذا ایشان می‌گوید که ما باید کلام صاحب اشراق را بر همان چه که مورد نظر خود ماست حمل کنیم؛ آن حقایق وجودیۀ خارجیه عبارت از تجلی حقیقت وجود و افاضۀ حقیقت وجود بر این قوالب امکانیه است. خب البته مقصود از این قوالب امکانیه عبارت از هیولا و صورت نیست بلکه عبارت از همان مرتبۀ فقریه نسبت به حقایق نوریه در همان مرتبه‌‌ای است که مسئله در آنجا تحقق پیدا می‌کند.

  • بناءً‌علیٰ‌هذا مسئله در باب افاضه مشخص می‌شود که باید افاضۀ وجود باشد؛ این مسئله باید افاضۀ وجود باشد اما اگر درنظر رفقا باشد در سال گذشته در بحث این‌طور عرض شد که اثر افاضه، نفس وجود باشد بدون هیچ‌گونه دخل‌وتصرفی در مسئلۀ وجود. خب این وجود که بوده است! این وجود مانند این وجودی که بوده پس به‌نحو بحت و بسیط و به‌نحو لا حدی و لا رسمی و سعی مانند این ماء که در دست من هست اگر وجود مانند این بود پس چه مسئله‌ای در خارج تحقق پیدا کرد؟! ماهیت که از ناحیۀ جاعل افاضه نشده است چون فاقد شیء معطی نیست. اگر ماهیت از ناحیۀ جاعل افاضه بشود معنایش این است که ذات جاعل مانند یک کیسه‌ای می‌ماند که در آن کیسه ترکیب شده است از ده‌ها میلیون‌ها میلیاردها ماهیات مختلف که اینها همه باهم به‌واسطۀ اختلاف رتبه و اختلاف کیفیت اختلاف ذاتی در خود ماهیت به‌عنوان جمع بین متفاوت و مختلفات در کنار هم قرار گرفته‌اند مثل کیسه‌ای که شما در آن نخود بریزید، لوبیا بریزید، عدس هم بریزید و گندم هم بریزید و این کیسه را به دست می‌گیرید. خب الآن این کیسه کیسه‌ای است که دارای دو کیلو وزن است، این کیسه است ولیکن ده هزارتا چیز در این کیسه هست و از هرکدام یک دانه ریخته شده است. در اینجا جمع بین مختلفات و متعارضات، این کیسه شده است گرچه یک کیسۀ واحد است ولی درون آن مختلف هست؛ مختلف از ماهیات مختلفه و اجناس مختلفه است. خب حالا ذات باری هم همین است؛ ذات باری نفس تعین و حیثیت ذاتش عبارت از جمع بین ماهیات است یعنی آن حیثیت خارجی ذات باری، آن حیثیت و تعینش یعنی جمع بین مختلفات و تقارن بین متضادات است. خب اینکه مشخص است که باطل است! خب در ذات باری که ماهیت راه ندارد، آن در مقام اضافه و افاضه چه عملی انجام می‌دهد؟ چه کار می‌کند؟ حالا به هر کیفیت هر کاری که می‌خواهد بکند و هر نوع که می‌خواهد باشد! آن کاری که می‌خواهد بکند هر نوع که می‌خواهد باشد، آن کاری که می‌خواهد بکند چیست؟ ماهیت که نمی‌تواند افاضه کند! تازه به چه چیزی افاضه بکند؟ به امر عدمی که نمی‌تواند افاضه کند، باید یک امر وجودی باشد که این ماهیت را بیاورد و بچسباند به آن وجودی که آن امر وجودی می‌شود درقبال خودش، آن‌هم قدم ذاتی می‌شود. بنابراین به امر عدمی که نمی‌شود تعلق بگیرد، وجود هم که خودش وجود داشته و وجود را که نمی‌تواند ایجاد کند پس جاعل در اینجا چه کاری انجام می‌دهد؟

/ 0