اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باری‌تعالی می‌پردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز می‌شود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کرده‌اند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوت‌های احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق می‌پردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ به‌گونه‌ای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوه‌گر می‌شود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید می‌کند.

مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مبنای شیخ اشراق پیرامون اعتباریت وجود و انحصار آن در ذات باری‌تعالی می‌پردازد. بحث با واکاوی اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و دیگران بر کلام شیخ اشراق آغاز می‌شود که ایشان را به تناقض در تبیین عوالم عقول و نفوس در مقایسه با عالم ماده متهم کرده‌اند. استاد با نقد این برداشت، ضمن تأکید بر لزوم حمل کلام بزرگان بر صحت و پرهیز از قضاوت‌های احساسی در مجامع علمی، به تبیین دقیق دیدگاه شیخ اشراق می‌پردازد. محور اصلی این تبیین، تفاوت در نحوه ظهور حقیقت وجود در عوالم تجردی و عالم ماده است؛ به‌گونه‌ای که در عالم ماده، وجود به دلیل کثرت صور و تبدلات، به شکل اعتباریِ ماهیات جلوه‌گر می‌شود. در نهایت، استاد ریشه این بحث را در معمای پیچیده ربط حادث به قدیم دانسته و بر ضرورت دستیابی به انکشافی شهودی یا عقلی برای حل این تناقض ظاهری تأکید می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی فلسفی شیخ اشراق در اعتباریت وجود

9
  • مسئلۀ وجود هم از همین باب است یعنی این حقیقت وجود با توجه به آن کیفیت علمیِ ما که عرض کردم یا باید این مسئله به‌نحو شهود باشد که در شهود مسئله وجود برای انسان حل بشود یااینکه حداقل از نقطه‌نظر عقلی و علمی بتوانیم به یک حدی از نقطه‌نظر فکری برسیم که آن حد بتواند بین ظهورات مختلف را جمع کند و همه را بر سر سفره بنشاند و بتواند بین کاغذ، پلاستیک، آب، فرش، حجر، سماء و ارض را جمع کند! آنچه را که الآن در عین اینکه می‌دانیم که تمام اینها صور هستند و همۀ اینها متدلّی به ‌وجود هستند این همان مسئلۀ ربط حادث به قدیم است. اگر در مسئلۀ ربط حادث به قدیم نسبت به این مسئله یک انشراح صدری و یک انکشافی نسبت به ماده پیدا کردیم آن‌وقت این اشکال صاحب اشراق دیگر در اینجا به‌وجود نمی‌آید و مرحوم آخوند و امثال آخوند دیگر به ایشان اعتراض نمی‌کنند به اینکه شما در کلامتان تناقض دارید و از یک طرف نسبت به عالم عقول و نفوس و ارواح قائل به اصالت وجود و حقیقت وجود هستید و ماهیت اینها را عین إنیّت اینها می‌دانید اما وقتی که به غیر از اینها از آنها تنزل پیدا می‌کنید اصالت را به ماهیت می‌دهید و وجود را یک مفهوم عام می‌گیرید. چطور بین این دو حرف را باید جمع کرد؟! این مسئله به آن برمی‌گردد. لذا عرض شد که از یک طرف مرحوم صاحب اشراق آن حقیقت وجود را یک حقیقت ساری و جاری می‌داند از باب افاضۀ اشراقیه که این حقیقتِ وجود شکل پیدا کرده و شکل گرفته است. آن وجود که بوده و شکل گرفته منتها در قضیۀ عالم نفوس و ارواح و عقول شکلی را که گرفته به آن ماهیت ممتاز از غیر نمی‌دهد و مرتبۀ اختلاف همان حقیقت وجود مرتبۀ شدت و ضعف می‌شود. این عالم را که نگاه می‌کند می‌بینید که نه، آن وجود در اینجا شکل می‌گیرد. از یک طرف می‌گوید که وجود که بوده است پس اصالت [با چیست]؟! خدا وجود را که افاضه نکرده یعنی جعل که به ‌وجود تعلق نگرفته و وجود سر جایش بوده است و از یک طرف ماهیت هم که در ذات باری نیست.

/