اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان

لزوم پرهیز از قضاوت‌های سطحی و تعصبات غیرعلمی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با نقد رویکردهای سطحی و قشری در حوزه‌های علمی و دینی، بر اهمیت شناخت دقیق «منشأ انتزاع» در کلمات و استدلال‌ها تأکید می‌ورزند. ایشان با بررسی نمونه‌هایی از برخوردهای غیرمنصفانه با مفاخر عرفانی همچون مولانا و برخی جریانات فکری، این‌گونه قضاوت‌های عجولانه را ناشی از جهل یا تجاهل دانسته و آن را عاملی برای تضعیف جایگاه تشیع و مرجعیت در نگاه جهانی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به دخالت مصالح مادی و دنیوی در صدور برخی فتاوا و احکام، بر ضرورت تحقیق و تدقیق علمی پیش از هرگونه اظهارنظر تأکید شده است. این مباحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که ارزش واقعی تشیع در معارف بلند اهل‌بیت علیهم‌السلام نهفته است و تقلیل دین به مسائل ظاهری و جزئی، مانعی بزرگ در مسیر فهم حقایق و اعتماد عمومی است.

نقد رویکرد قشری در مواجهه با معارف و عرفان

1
  • درس پانصد و چهل و سوم

  • بررسی مبنای صاحب اشراق در اعتباریت وجود و انحصار وجود در ذات باری و افاضۀ ماهیت (5)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • أو نقولُ غرضُه المباحثةُ معَ المشاءین فإنَّه کثیراً ما یَفعلُ کذلک ثم یُشیرُ إلى ما هوَ الحقُّ عندَه إشارةً خفیةً.1

  • در بحث جلسۀ قبل به آن توجیه اول مرحوم آخوند نسبت به کلام شیخ اشراق اشاره کردیم که ایشان فرمودند: کلام شیخ را می‌توانیم از اینجا تأویل کنیم که منظور ایشان از اعتباریت وجود، یک اعتباریت مفهوم وجود است و بنابراین ایشان قائل به اصالت وجود هستند چطور اینکه در ذات باری که وجود را عین إنیّت او می‌دانند و همین‌طور در جواهر نوریه، وجود را عین مرتبه و ذات او تصور می‌کنند و تشخص را به همان مرتبه نسبت می‌دهند، در آنها قائل به اصالت ماهیت نشده‌اند و قائل به اصالت وجود شدند و هیچ ماهیتی را برای آن مراتب غیر از همان مرتبه‌ای که دارند قائل نیستند. بنابراین نسبت به جواهر غاسقه و عالم ماده و صورت که در اینجا اشکال بر ایشان ـ صاحب اشراق ـ مطرح می‌شود که ایشان در اینجا فرموده‌اند که ماهیت متصف به وجود نمی‌شود معنایش این است که یعنی عارض بر ماهیت نمی‌شود چون عرض همیشه احتیاج به وجود موضوع و ماهیت مِن حیثُ هی لا لیسٌ و لا أیسٌ بنابراین در ذات ماهیت تحقق معنا ندارد، ثبوت و تقرّر و وجود معنا ندارد.

  • شبهۀ حاصل از اعتقاد به عارضیت وجود بر ماهیت

  • بنابراین اگر ما بگوییم که وجود عارض بر ماهیت می‌شود این شبهه پیش می‌آید که باید ماهیت قبلاً به‌عنوان حمل عرض بر معروض وجود خارجی داشته باشد، پس باید آن وجود داشته باشد و وجود بر آن عارض بشود و اگر ماهیت بخواهد وجود داشته باشد پس دیگر نیاز به عروض وجود مجدد ندارد. این مسئله موجب شده که ایشان در باب اتصاف خارج بفرمایند که وجود عارض بر ماهیت نمی‌شود به این معنا نه‌اینکه منظور ایشان این باشد که در خارج ماهیت اصل هست؛ در عالم اعیان و در عالم ماده و صورت و در عالم جواهر غاسقه به اعتبار ایشان ماهیت اصل است و در آن عوالم وجودی و جواهر نوریه وجود اصل است این مسئله این‌طور نیست؛ وجود یکی است و تفاوت نمی‌کند چه بالا باشد چه پایین هردو یکی است؛ حقیقت وجود یکی است و صور مختلفه‌ای در اینجا به‌واسطۀ مراتب وجود پیش می‌آید.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 411.