
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
بررسی نسبت میان جعل، ماهیت و ادراک حضوری در مراتب وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» و چالشهای نظریِ تعلق آن به ماهیت یا وجود میپردازند. بحث با نقد دیدگاه مشائین و بررسی محذورات تعلق جعل به ماهیت آغاز میشود و سپس با تبیین دیدگاه شیخ اشراق، به این پرسش پاسخ داده میشود که آیا جعل به ماهیت، همانگونه که برخی تصور میکنند، منجر به اعتباریشدن ممکنات میشود یا خیر. در ادامه، استاد با تأکید بر تفاوت میان ادراک مفهومی و ادراک حضوری، تبیین میکنند که شناخت وجود خارجی بدون اشراف شهودی بر علت آن محال است. ایشان در بخش پایانی، با نقد آفاتِ تفکر انتقادیِ غیرمنصفانه در میان اهل علم، بر ضرورتِ نگاهِ حقطلبانه و پرهیز از پیشداوریهای ذهنی تأکید کرده و تفاوتِ جایگاهِ اولیای الهی در اشراف بر نفوس را با برنامهریزیهای ظاهری و استخارههای رایج، به روشنی ترسیم میکنند.
جعل به ماهیت و نقد نظریه صیرورت
15اگر قرار بود که موسی بن جعفر علیهماالسّلام در میان مردم یک فرد عادی بود هارونالرشید حسادت نمیکرد. اگر قرار بود ائمه مثل امام باقر علیهمالسّلام در میان مردم مثل یکی از افراد بودند هشام بن عبدالملک که حسادت نمیکرد. وقتی که امام سجاد کنار حجرالأسود آمدند همه کنار رفتند و راه باز شد، حسادت هشام از آنجا شروع شد و مسئله در آنجا بود.1 خب حالا اگر این انجام نمیشد او هم حسادت نمیکرد. خدا میخواهد نشان بدهد که امامت امام باید تثبیت بشود و احراز بشود.
تلمیذ: انسانهایی مادون امام هم ...
ظهور کمتر کرامات درصورت بیشتر شدن سعۀ شخص ولیّ
استاد: البته مرحوم آقا میفرمودند که هرچه شخص به مقام سعه برسد، کرامتش کمتر میشود. اینهم هست. مگر اینکه مثلاً اصرار باشد. ما خیلی از افراد را میدیدیم و موارد داریم که پیش آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میآمدند و اصرار بر امر غیر عادی داشتند و ایشان را در محذور قرار میدادند. همانهایی که الآن هم زنده هستند. مثلاً شخص آمده از او میخواهند مالیات بگیرد ـ خب بگیرد ـ میگوید: آقا به ما یک دعایی بدهید، یک حرزی بدهید که از ما مالیات نگیرند! میبینید که اینها را برای چه میخواستند؟! ایشان هم میگوید: برو این دعا را بنویس در جیبت بگذار. طرف میآمد نگاه میکرد، همۀ قوطیها را خالی میدید! خب الآن هم هستند و زندهاند.
اینها این آقای حداد را برای این میخواستند ولی مرحوم آقا برای چه میخواست؟! یک دفعه مرحوم آقا یک همچنین مسئلهای برای ماده، برای دنیا، برای سلامتی و فلان از آقای حداد تقاضا کردند؟! من یک مورد ندیدم. به انواع ابتلاها مبتلا شدند ولی آنچه را که میدانستند بهکار نبستند و بلکه خلافش را انجام دادند. دیگر در بعضی از موارد طوری بود که خود مرحوم آقای حداد اصرار میکردند که شما این کار را بکنید. یک جا من دیدم که ایشان از روی دفترچهشان درآوردند دندان آقا سید علی ـ خدا إنشاءالله سلامتش کند ـ درد میکرد و بچه بود، ما در مشهد بودیم و روز جمعه بود و همهجا بسته بود، داروخانه هم بسته بود و دوا هم نبود و او هم خیلی بیتابی میکرد. خیلی کوچک بود و همه را مستأصل کرده بود و کاری هم نمیشد کرد. فقط اینجا من دیدم که ایشان گفتند: یک دستوری آقای حداد دادند که این را انجام بدهیم یعنی مثلاً معلوم بود که دیگر باید بکنند؛ مسئله اینطور بهنظر میرسید. برداشتند این را خواندند و بهمحض اینکه خواندند، دیگر آرام شد. همینطور شروع به بازی کردن کرد و رفت که رفت که رفت! من خیلی بهندرت و کم دیدم یک همچنین مسائل و چیزهایی باشد. و اینهم لازمۀ بقاء است. دعا کنیم خدا ما را بالأخره یک چند درصدی دنبال آنها قرار بدهد. آنها صددرصد بودند ما یک چند درصد باشیم!
- . رجال الکشی، ج ۱، ص ۱۲۹؛ الاختصاص، ج ۱، ص ۱۹۱.
